آواز شباهنگ

;وبلاگ رسمی شعرها و نوشته های نیلوفر ثانی;;کپی و استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نویسنده ی آن مجاز است


تمام هستی من

 

گمان میکنی چه دارم؟

سرمایه من تویی

دستان من خالیست

اندوخته سالیانم تویی

تنها تویی

ببالم به بندگی ام ؟یا به عبادتهای سرسرانه ام؟

به دلهایی که شاد کردم که بی گمان دلهایی که شکستم بیش بوده است ...

به سجده هایی که برخاک افتادم یا به خطاهایی که مرا به خاک افکند...

به آنهمه ایمان ، که شیطان هنوز قصدش نکرده است؟؟

چه دارم؟

به رضایتی دلخوش کنم که رضا  دادم به رضای دوست؟؟

 مگر هنوز مرا آزموده است به سختی یک امتحان ،

که نشان دهم پایداریش را؟؟

به ادعاهای بسیارم که میشکند به یک لحظه به فریفتگی دنیا ؟؟

گمان میکنی به جز تو چیزی برایم میماند ، جز محبت تو !

جز عشق به تو !

که از آزمون و امتحان گدشته است و هرلحظه با من بوده است

و می ماند حتی تا دم مرگ ؟؟

خطا کارم میدانم ....قصور دارم میدانم ...اما هرچه دارم و ندارم به کنار

میبالم چون تورا  دارم!  تنها تورا !!!

شباهنگ

 
حسن سخن

 

زبان که میگشایی با هر حرف ، هزاران تیر برنده روانه میکنی

مگر چقدر در سینه کینه داری؟

در امانت الهی ، چه انبار کرده ای؟ 

بگذار کمی دلت آرام گیرد ،کلام خدارا بخوان تا سخنانت شیرین شود ....

مگذار حرفهایت شمشیری شود زخم کننده ،بگذار پری باشد نوازش دهنده...

مگذار غمهایت دیگری را بیازاد ،بگذار دلی را به شادی و شعفی بیارآید...

نور را در دلت همنشین کن ....سیاهی ها را برون کن....

عشق اگر باشد آراستگی سخن خواهی د اشت و حسن رفتاردر کمال ....

"بگذار تا میتوانی محبوب باشی"

"محبوب خدا و خلق خدا ".

 

 

شباهنگ

 

 

 

 
شب جدایی

 

 

شب جدایی ، همان شب مرگ آرزوها بود ...

شب جدایی ، همان جان سپردن در آغوش سرد ناامیدی  .....

شب جدایی ، همان رنگ غم بود بر پیکر روزهای شادم و چیرگی تنهایی بر هیاهو.....

کجا روم برای عقده گشایی ؟

به دامان که پناه برم برای اندکی آرامش و لحظه ای حس رهایی ......؟

شب جدایی ،شب بی مهتاب بود ....شب بی فروغ یک ستاره .....

شب جدایی ، آغاز خیال پردازیهای یک مجنون بود .....که در ذهن بکشد هرروز عکسی تکراری .....

شب جدایی ، حدیث تکرار همه عاشقای بی دل ،همه رازهای از پرده برون افتاده بود....

شب جدایی ، شب اشک و اندوه و آه بود .....

شب جدایی ، شبی جانکاه بود ......

 

امان از شب جدایی ......

 

 

شباهنگ

 

 
وقتی

وقتی دلت گرفته است چه میتوانی بگویی جز غم، اندوه و درد ؟

وقتی دلت بی تاب است و نمیدانی چرا ، چه میتوانی بکنی جز سکوت ، تنهایی ....

وقتی دلت پراز تشویش است ،چه میتوانی بنویسی جز هذیان ، جز خطی خطی کردن کاغذها......

بگذار کمی خط خطی هایم مرا آرام کند .....

 

شباهنگ

 
مروارید درون

انسان واقعی، در مرگ و زندگی حالاتی یکسان دارد.مرگ چیزی را عوض نمیکند.

قطره ای که بسوی دریا پرتاب شده است ،از محو شدن دیوارهای قالب کوچک خود هراسان نمیشود.

کسی که حقیقت جاودان را درک کرده ،به بی مرگی ملحق شده است.

تن آدمی چیزی است که خواهی نخواهی نابود خواهد شد ،اما چیزی در این قالب هست که ماندنیست.

مرواریدی در این صدف است که خواستنی است.

هستی ،طالب این مروارید است.

همین مروارید هست که میگوید :انا الحق

این مرواید پاره ای از خداست ،نفخه الهی است.

غواصی که به این مروارید دست پیدا کند با اقیانوس هستی به وحدت میرسد.

آنگاه ،او در هرحباب و موج ،دریا را میبیند .

بگذار این ذکر مدام تو باشد:هرچه هست ،اوست من نیستم.

هرچه هست اوست ،من در میان نیستم.

مسیحا برزگر

 
من

بیداری با سحر است

خفتگی با شب

من در این

خلسه

 همیشه سرگردانم

 

 

شباهنگ

 
....سلام ای

 

سلام ای همیشه همه جا در دل من
سلام ای آهنگ شبهای روشن
سلام ای با ترانه همصدایی
سلام ای نوبر دلربایی

 

 

 

شباهنگ

 
به من مومن نگو

 

به من مومن نگو ،

 وقتی که حتی واسه یه لحظه هم عاشق نبودم
به من که این همه از رستگاری فقط دم می زدم ،عاشق نبودم


یه عمری از دلم ترسیدم و باز ،دم آخر منو دیوونه کرده
حالا می ترسم این دیوونه حالی ، یه روز از من جدا شه بر نگرده


چه آسون اشک معصوم تو یک شب
چکید و دامن دینم رو تر کرد
غبار عادتو از قلب من شست


نمی دونم چطور ، اما اثر کرد
همه دار و ندارم مال چشمات


اگه پشتش بهشتی باشه یا نه !
اگه دنیای من پیش از قیامت
داره با چشم تو می پاشه یا نه

 

دکتر افشین یداللهی

 

 

 
عشق...

چه بسیار خرمهره هایی که خودرا گوهر عشق جا میزنند !!

اینها اگر عشق بودند ،احساس بدبختی را می زدودند

این یک معیار است .

اگر اینها تورا با احساس شوربختی رها میکنند ،

پس هیچ کدام عشق نیستند.

بنابراین از شرشان خلاص شو .

عشق همواره احساس آرامش،روشنی و آزادی می آفریند.

با عشق نمیتوان احساس بدبختی کرد.

 

مسیحا برزگر/فهم عاشقانه هستی

 

 
درسهای زندگی

بنام خدا

غفلت از خود یکی از بدترین آفات زندگی روزمره است آنقدر درگیر میشوی که دیگر از خودت فراموش میکنی و وقتی خودت را فراموش کردی دیگر به کارها و رفتارهایت بی توجه میشوی و حتی دقایقی را صرف کنکاش و مرور اشتباهات نمیکنی و اجازه میدهی نفس و روزگار به هرسو تورا باخود ببرد  آنوقت که بخود آیی میبینی حقهای زیادی را ناحق کرده ای  و به خیلی چیزهایی که برایت مهم بود بی اهمیت شده ای و یا تبدیل به ماشینی شده ای که فقط بخورد و بخوابد و با یک برنامه تکراری زندگی کند .

وقتی از خودت غفلت کنی هر روز برایت مشکلی پیش می آید و تعجب می کنی چرا اینهمه بد میاوری و یا به اصطلاح رو شانس نیستی .اما وقتی دقت میکنی میبینی اینها همه یاداوریهای کوچکی است که خداوند میخواهد به تو بفهماند باید بسوی قلبت باز گردی.غرق شده ای در روزمرگی و باید بیدار شوی باید به خودت فکرکنی و حواست به خودت باشد تا قلبت رنگ سیاهی نگیرد و بر آن گرد و غبار ننشیند که گاهی زدودن آنها کار مشکلیست .

وقتی به سوی قلبت برگردی به سوی خدا هم بر میگردی وقتی به خدا رجوع کنی میبینی تمام  روزهایت لبریز از رخدادهای خوب میشود و آرامش حاکم میشود وقتی یاد خدا همیشه در دلت باشد تمام کارهایت خدایی میشود و روحت روز به روز به بالندگی بیشتری میرسد و قلبت سپید تر ....و میبینی گره های زندگی خود بخود باز میشوند و دستی نامرئی تورا بسمت موفقیت پیش میبرد .....غفلت از خود چنان فراموشی می آورد که شاید بسادگی نتوان از آن رها شد ......

 

 

یادمان باشد غفلت مارا در خود غرق نکند

 

 

شباهنگ

 
شعرهای من

 

 این نشد که...

این نشد که من از تو بگویم و تو فراموش بکنی

وینهمه شوق سرودن را از دلم برون بکنی

این نشد که من خاکسار کوی تو باشم

تو به هوای حسادتم به دیگران التفات بکنی

این نشد که دلم بپوسد از غم دوری

تو به امتحان عشقم فاصله را فزون تر بکنی

این نشد که  بیفتم به پایت به زاری و شیون

تو از حقارتم بخندی و ناز را بیشتر بکنی

این نشد لحظه های من همه لبریز توباشد

تو از من و دلم بیخبر زندگی خود بکنی

این نشد که من  گله گویم و شکایت

تو دلت به عشق نیاید و فقط ترحمی بکنی

این نشد که در غم عشقت بسوزم و بسازم

تو آتش عشقم هر روز پرشررتر بکنی

این نشد که من بمیرم در تنهایی و درد

تنها پس از مرگم تو بیایی و زمن، یادی بکنی

شباهنگ

 
عشق

در ابتدا کلمه نبود

یعنی بود،اما کلمه شوق تپیدن داشت.

در ابتدا خدا بود.

کلمه در خدا بود.

خدا شاعر بود.

خدا تنها بود.

نخستین کلمه ی خدا،

نخستین کلمه عاشقانه ی دنیا بود.

در ابتدا هیچ نبود.

درابتدا ،نخستین کلمه عاشقانه ی خدا بود.

خدا سرود:

((باش))

و چه زیبا بود شعر عاشقانه خدا.!

سبز بود.

به رنگ شولای خدا.

روشن بود.

به روشنی نگاه خدا.

برخاست خدای خدایان

شولای سبز خویش را

در راه غبار آلود شیری کهکشانها تکان داد.

آنگاه صفحه سیاه و نانوشته عدم را

برزنوان خود گذاشت خدا،

نگاه روشنش را به دورها و دورها سپرد

با جوهری سپید

با درنگی خدای وار،

برآن نوشت :

(( عشق ))

عطری پیچید در مشام جان پرملال دنیا

نخستین کلمه ی خداوند

عنوان تمامی شعرهای خداوند شد

شعرهای خداوند

سرگذشت خنده های گریه های ماست

داستان بی پایان زندگی ست:

(( عشق !))

 

مسیحا برزگر/فهم عاشقانه هستی

 

 
گل

 

 

همان رنگ و همان روی
همان برگ و همان بار
همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز
همان شرم و همان ناز
همان برگ سپید به مثل ژاله ی ژاله به مثل اشک نگونسار
همان جلوه و رخسار
نه پژمرده شود هیچ
نه افسرده ، که افسردگی روی
خورد آب ز پژمردگی دل
ولی در پس این چهره دلی نیست
گرش برگ و بری هست
ز آب و ز گلی نیست
هم از دور ببینش
به منظر بنشان و به نظاره بنشینش
ولی قصه ز امید رهایی که در او بسته دلت ، هیچ مگویش
مبویش
که او بوی چنین قصه شنیدن نتواند
مبر دست به سویش
که در دست تو جز کاغذ رنگین ورقی چند ، نماند

 

 

 

مهدی اخوان ثالث(م-امید)

 
درسهای زندگی

بهترین قاضی قلب ماست و وجدانی که ان شالله هنوز در معرض تهاجمات بدیهای روزگار کور و بی رگ نشده باشد.
پس ببینیم رفتارمان وقتی باعث آزردگی قلبمان شده است حتما جایی به خطا رفته ایم...
بی اعتنا به حرف قلبت نباش.....گاهی قصد ما رنجش دیگری نیست اما چینش نابجای واژه ها و رفتارها ،تعبیری دیگری را میرساند.
اگر قلبت گواهی میدهد باعث رنجشی شده ای ،یقین بدان شده ای یا در جهت مکاشفه آن بربیا....
بگذار قلبت با اهمیت و توجه تو بزرگ شود و صیقلی تر برای نشان دادن بیشتر واقعیات

بگذار قلبت آیینه تمام نمای حقایقی شود که تورا به مبداء تمام حقایق میرساند.

بگذار بتوانی از بزرگترین نیروی نشات گرفته از نیروی الهی کمک بگیری .قلب تو میتواند تورا حتی بهتر از عقل رهنمون باشد اگر درست پرورشش دهی .اگر بتوانی پاک نگهش داری......و اجازه ندهی ناپاکیها برآن سایه بیفکند .

"فکرکن قلبت میتواند چه راهنمای خوبی برایت باشد."

 

شباهنگ

 
درسهای عاشورا.4

چه هوشیارانه دگرگون کرده‌اند پیام حسین را و یاران بزرگ و عزیز و جاویدش را، پیامی که خطاب به همه انسانهاست. این که حسین فریاد می‌زند _

 پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند ـ فریاد می‌زند که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سؤال انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‌کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام می‌نماید اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین  را ـ که «شیعه می‌خواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه می‌طلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین  اشک می‌خواهد. ضجه می‌خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می‌خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و پیرو

آری، این چنین به ما گفته‌اند و می‌گویند

حسین یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد کردند. این حج را نیمه‌تمام می‌گذارد و شهادت را انتخاب می‌کند، مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین  نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است. در آن لحظه که حسین  حج را نیمه‌تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، کسانی که به طواف، هم‌چنان در غیبت حسین، ادامه دادند، مساوی هستند با کسانی که در همان حال، بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند، زیرا شهید که حاضر نیست در همه صحنه‌های حق و باطل، در همه جهادهای میان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، می‌خواهد با حضورش این پیام را به همه انسان‌ها بدهد که وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی، هرکجا که خواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است

 

 

آنها که رفتند، کاری حسینی کردند، و آنها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند

 

دکتر علی شریعتی

 

 

 

 
آیات دلنشین

"و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است. "

 

سوره مائده(56)

 

 

 
عاشورا

 

 

به خون تو سوگند

چشمان تاب نمی آورند ازدیدن زمینی که از خون تو رنگین شده.

وجانها از تنت که پاره پاره شده....

چه ولوله و شوری است در جهان ،و چه سیاهی و کبودیست در آسمان...

و آنان که تاب آوردند انسان نبودند ...........سوگند بخدا که انسان نبودند .

لعنت خدا بر تمامیشان که حرمتت شکستند و دستشان را بخون تو آغشتند

نفرین خدا بر دل سیاهشان و بر ایمان سستشان .....

نفرین بر طمع و حرصشان وبر دنیا پرستیشان ....

نفرین خدا همیشه و همه جا گریبانگیرشان....

آمین

شباهنگ

 
سلام بر بهترین بنده خدا

 

 

سلام بر دلهای مالامال از عشق

سلام بر ایمان و باور حق

سلام بر پیکرهای بی سر

سلام بر خونهای ریخته شده

سلام بر سینه های سوخته

سلام بر لبهای خشکیده

سلام بر دستهای بریده

 سلام بر مناجات آخر

سلام بر اشکهای مادر

سلام دیدگان به اشک نشسته از مرگ فرزند

سلام بر ضجه های جانسوز بر پیکر بی سر همسر

سلام بر صبر خواهر

سلام بر عشق دختر

سلام بر گلوهای بریده

سلام بر طفلان در خون غلتطیده

سلام بر روح بزرگمردان

و زیبایی سیرت جوانمردان

سلام بر یاران بی همتا

سلام بر رستگان از وابستگی دنیا

سلام بر سرافرازان در امتحان

و بر مومنان والا مقام

سلام بر شطهای خون

سلام بر دشت جنون

سلام بر ندای یاری

سلام برعشق رهایی

سلام بر بهترین بنده خدا

سلام بر حسین ،سیدالشهدا

 

 

شباهنگ

 

 
درسهای عاشورا .3

یکی دیگر از درسهایی که حسین در کربلا اموختمان اینست که بدانیم برای عشق باید امتحانات بزرگی را انجام داد

و خداوند هرکس را بقدر عشقش می آزماید ....و برای حسین بنده خوب خود چه امتحان سختی.....

بدانی که جگر گوشه هایت در خون خود خواهد غلتید و اهل بیتت به اسارت خواهد رفت بازهم معشوق برایت از هرچه مهمتر باشد و اجرای فرمان او و جلب رضایت او ....

میتوانیم لحظه ای جای حسین باشیم؟؟؟ ....و بازهم استوار در عشق؟؟؟ ....

وقتی عاجزیم از فرمانبرداری معشوق حتی در کوچکترین چیزها چگونه میتوانیم کار بزرگ حسین را انجام دهیم بی هیچ تردیدی و لحظه ای سستی...

 

حسین درسهای بسیاری داد ....باشد که شاگردان خوبی باشیم.

 

شباهنگ

 
عشق راستین

ای عشق ، ای عشق ، ای عشق چه میکنی؟

حسین را تو اینگونه میکنی.........

 

بزرگترین  چیزی که مرا تحت تاثیر قیام حسین قرار میدهد این بود که حسین عاشق بود

و هرآنچه کرد تا معشوقش راضی باشد و نهایت درجه عاشقی را نشان دهد

عشق واقعی ،عشقیست که برایش هرآنچه داری نثار کنی و هرانچه او میخواهد بکنی

ازعشق او چنان سیراب باشی که تشنه هیچ عشقی نباشی....

عشق راستین بسمت حق حرکت میکند بسمت درستی حتی اگر همگان به سمتی دیگر باشند.

عشق راستین برایت سربلندی می آورد نه خواری و ذلیلی و برایت ماندگاری بجا میگذارد نه فراموشی و نیستی...

عشق راستین امتحانات بزرگ دارد نه سهولت و آسانی و ایثارگری میطلبد نه خودخواهی و منفعت طلبی

عشق راستین از آن کسانیست که دل پاکی دارند و صیقل وجود را به سنگ زهدو تقوا نه کوردل و سیاه دل به لقمه های حرام

عشق راستین نعمت است و رحمتی که از آن خواص میشود

و حسین و یارانش خاص بودند ...عوام زود راه خودرا جدا کردند و گریختند و یا پشت پرده ترس و بیچارگی پنهان شدند

آنان که نتواستند حسین را بشناسند از حقارت قلبشان بود که آمیخته کردند به چیزهای پوچ و بی ارزش و

بسمتی رفتند که شیطان برایشان نیکو و زیبا جلو داده بود و کجایند که بشنوند قهقهه های شیطان را بوقت

گمراهی اشان و پشت کردنشان راازنسل نبی و نعره های خشمش را بوقت ایستادگی حسین

و حسین آزادگی را اموخت و رهایی را و فداشدن در راه عشق را ...

و اگر حسین نبود و بیعتهایی دیگر اینک دین ما در کجای تاریخ گم شده و تکه تکه شده بود .....

و اگر حسین نبود حق و باطل هیچ مرزی نداشت و عشق راستین بی تعبیر انسانی باقی میماند...

و اگر حسین نبود خواری ها و خفتها  دامن تمام اسلام را فرا میگرفت و دین کامل خدا مورد تهاجمی بی جبران قرار میگرفت...

اگر حسین نبود .......

 

 

 

شباهنگ محرم الحرام ١۴٣٠

 
ارباب وجود

"کلید مراقبه یک چیز است: نفس را کنار بگذار"

"لحظه ای که نفس را کنار بگذاری ، ارباب وجود خود میشوی."

 

 

مسیحا برزگر

 
درسهای عاشورا.2

ناسپاسی و ناشکری میتواند کسی چون حسین را از ما بگیرد

 

مردم کوفه مگر چه کرده بودند؟ جز انکه ناسپاسی و ناشکریشان سبب شد خداوند نعمت حضور حسین را از ایشان بگیرد؟ و ندانستند چه نعمتی بود برایشان حضور حسین...

ناشکری میتواند باعث محرومیت از چیزهایی شود که همه عمر نتوانیم بدستشان آریم چیزهایی مثل امام حسین را ازما میگیرد ؛فراموش نکنیم لغزشهای ما گاهی کمتر از کوفیان نیست ....همیشه شیطان در کمین است که مارا فقیر کند در نعمتهایی که میتوانند مارا بیشتر به خالقمان نزدیک کند ......  

 

 

شباهنگ

 
درسهای عاشورا .1

 

خطاب به صف دشمنان در کربلا

 

 

«لقمه های حرام و آثار آن، آنچنان بر جسم و جان و کالبد شما اثر نهاده که شنوای گفتار من نیستید...».

 

امام حسین (ع)

تاثیر لقمه حرام میبیند؟؟؟ بیشتر بکوشیم در رزق حلال

 
امروز هم

هرروز خداوند به من میگوید:

امروز هم چشمانت را برروی دنیا گشودم

امروزهم تورا فرصتی دیگر دادم و نعمت حیات

امروز هم اول من به تو سلام میکنم و تورا در برابر تمام مشکلات محافظت

امروزهم عاشقانه دوستت خواهم داشت و محبتم را چون بارانی بر سرورویت خواهم بارید

امروز هم نگران توام مبادا از من غافل شوی و به سوی دشمنت ره بری

امروز هم دست نوازشم همیشه برسرتوست و نگاهم همراه تو ..

امروز هم دلم نمیخواهد تو جز به من به عشق دیگری سرگرم شوی

امروز هم میخواهم همه جا و همیشه بیادم باشی و قدردان هرآنچه ارزانیت کردم

امروز هم میدانم تو با تمامی نقصانهای بشریت روز را میگذارنی و من با علم به این بازهم تورا خواهم بخشید و یاری خواهم کرد

امروز هم روز دیگری است برای تو و فرصتی برای عاشقی بیشتر و نزدکی به من

امروز هم چشم براهم تا تو بازهم بیشتر مرا بخوانی و منهم بیشتر تورا عشق بورزم

 

 

 

شباهنگ

 
فهم عاشقانه هستی 2

دلی که گرسنه خداست،

از تعلقات دیگر سیر است.

سرشار از عشق ؛

چشمی که تشنه دیدار اوست

از جاذبه های دیگر سیراب است،

سرشار ازنور؛

و ما گاهی بی انکه خود بدانیم،

از او سرشاریم.

                                   بی دلی درهمه احوال خدا با اوبود

                                    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

 

 

مسیحا برزگر/فهم عاشقانه هستی

 
سلام برتو

درختان را دوست می دارم
که به احترام تو قیام کرده اند
و آب را
که مهر مادر توست،

خون تو شرف را سرخگون کرده است:
شفق ، آینه دار نجابتت,
و فلق محرابی
که تو در آن نماز صبح شهادت گزاردی.

در فکر آن گودالم
که خون تو را مکیده است
هیچ گودالی را چنان رفیع ندیده بودم
در حضیض هم می توان عزیز بود
از گودال بپرس!


***

آه

ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر کرد
که مردنی چنان،
غبطه بزرگ زندگانی شد!

***

تو را باید تنها در خدا دید
هر کس ،هر گاه ، دست خویش
از گریبان حقیقت بیرون آورد
خون تو از سرانگشتانش تراواست

***

چندان تناوری و بلند
که به هنگام تماشا
کلاه از سر کودک عقل می افتد

***

ای خدای گون!

مرگ در پنجه ی تو
بیچاره تر از پروانه یی ست
که کودکان در دست گیرند

و یزید ، بهانه ای.
دستمال پلیدی
که ستم در آن تف شده ست
و در زباله ی تاریخ ؛

فگنده شده ست.

یزید کلمه نبود
دروغ بود
زالویی درشت
که اکسیژن هوا را می مکید.

مخنثی که تهمت مردی بود
بوزینه ای با گناهی درشت:
"سرقت نام انسان"

و سلام بر تو
که مظلوم ترینی
نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
بل از این رو که دشمنت این است

***

یا ذبیح الله
تو اسماعیل برگزیده ی خدایی
و رویای به حقیقت پیوسته ی ابراهیم

***

مرگ تو
مبدا تاریخ عشق
آغاز رنگ سرخ
معیار زندگی است

***

خط تو با خون تو آغاز می شود.
از آن زمان که تو ایستادی
دین راه افتاد

و چون فرو افتادی
حق برخاست.

***

هیچ شاخه ای نیست
که شکوفه سرخ ندارد
و اگر ندارد
شاخه نیست
هیزمی است ناروا بر درخت مانده

***
یاثارالله
آن باغ مینوی که تو در صحرای تفته کاشتی
با میوه های سرخ
با نهرهای جاری خوناب
با بوته های سرخ شهادت
و آن سروهای سبز دلاور،
باغی ست که باید با چشم عشق دید

اکبر را
صنوبر
بوفضایل را
و نخل های سرخ کامل را

***

و رد خونت
راهی
که راست به خانه ی خدا می رود...

***
ای باغ بینش
ستم ، دشمنی زیباتر از تو ندارد
و مظلوم ، یاوری آشناتر از تو

تو کلاس فشرده تاریخی
کربلای تو
مصاف نیست
منظومه بزرگ هستی است.
طواف است.

***

پایان سخن
پایان من است
تو انتها نداری...


دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی

 
حکایت حسین

حکایت حسین حکایت داشتن یک الگوی کاملا عینی برای تمام مردمان است .

برای عشق ورزیدن به اینکه تمام و کمال عاشق باشی.....یعنی بدانی چگونه زندگی پس از مرگ وجود دارد ....یعنی حسین جانش و عزیزانش را داد تا پایبند باشد....

وقتی میگویند عزاداری کنید و ثواب زیادی دارد یعنی عزاداری با اندیشه با فکر نه سیاه پوشی صرف و سینه زنی بی اردات

باید هرچیزی جای خود باشد هم عزاداری هم درک و تفکر بهمراه پیوند بیشتر با حسین و حفظ حرمتهای حسین و ........

شباهنگ

 
سلام بر حسین

 

محرمی دیگر از راه رسید و اغلب خانه ها پرچمهای سیاه را برافراشتند و تکیه ها آماده میشوند برای برگزاری مراسم عزاداری واقعه کربلا و شبها مسجدها شلوغ میشوند برای سینه زنی و مرثیه خوانی .....

در این بین چند نفر آماده میشوند درباره حسین و واقعیت رفتار او بدانند ؟ چند سخنرانی برای مردم برگزار میشود بجز شرح حال ظاهری کربلا؟ چند کتاب درباره حسین مورد توجه خواننده قرار میگرد؟و چند رفتارو برخورد  حسینی میشود؟

آیا سیاه پوشیدن و غم و اندوه و اشک و زاری کفایت است؟ آیا سینه زنی و ضجه زدن اثبات ایمان و باور به حسین است؟

آیا درباره عشق واقعی حسین سخن گفته میشود؟؟

آیا هر سال بعد از دهه محرم احساس میکنیم پربار تر از سال پیش شده ایم ؟یا تنها اندکی سبکتر؟ چرا محرم برای ما همانند رمضان نباشد به سبکی دیگر......

در سال چند روز فرصت رسیدگی به کارهای روزمره زندگی رو داریم ؟؟ و چقدر فرصت برای تفکر و اندیشه ...و یافتن راهی برای بهتر بندگی کردن؟

محرم زمانی برای اندیشه دوباره است ...برای تمرین بندگی به درک عمق الگویی که تماما میتواند چراغهای روشن راهی باشد بسوی مبداء....و شناخت بیشتر عشق

محرم برای سینه زنی و عزاداری صرف  است؟ یا برای فخر و تعمق بیشتر به سرمایه هایی که در اختیار داریم و کم توجهیم؟

آیا حسین مظلوم بود؟؟یا قدرتمندترین فردی که در طول تاریخ میتوان دید؟ و عاشقی که به معنای واقعی عشق را اعتبار بخشید؟

آیا حسین قابل ترجم و دلسوزیست اشک بریزیم که فرزند کوچکش را کشتند و خودش را سربریدند؟

یا مایه فخر و مباهات پیروانش و هر انسانی که آزادی را به اسارت حقیر ترجیح داد؟ و نشان داد برای مقاومت و اراده انسان چه ارجمندی میتواند باشد که از تصور خارج است؟

آیا مویه کردن و شیون کردن برای چه چیزیست؟ تنها برای ظلمی که بر حسین شد؟و خونی که ریخته شد؟ و اسارتی که گرفته شد؟

آیا این عزاداران میدانند برای چه گریه میکنند ؟؟ سینه میزنند ؟ مگر هدف حسین بالا نبود؟ آیا برای چونین هدفی و راهی که به بزرگی ختم میشود تنها باید گریست؟

حتی گریه بی تفکر بی ارزش است ....حتی غم و اندوه ترحم انگیز ، بی اثر است....

 

این محرم را بگذاریم اندکی متفاوت باشد ...چون عروسکهای کوکی بدنیال تنها سینه زنی و عزاداری نباشیم ......و چون برنامه تکراری هرساله در مجالس فقط چای بگردانیم و زنجیری بزنیم .....و بعد از چند روز نفسی برکشیم و ادعا کنیم؛ آه ،ما چه پیرو مخلصی هستیم.......

 

اخلاص را پیدا کنیم به شناخت حسین و فخر به حسین و هدف و عشقی که برایش تا پای جان ایستاد...

 

 

شباهنگ

 
آنروز

آنروز که با من گذر کردی از روزها ،خاطرات زیبا را چه کردی؟

آنروز که پشت کردی به آینده ،آرزوها را چه کردی؟

آنروز که درختی بودیم در حال شکوفایی، ریشه های در خاک را چه کردی؟

آنروز که شکستی و رفتی ، قلب عاشق را چه کردی؟

 

 

شباهنگ

 

 
باز دستم نوشتن از سر گرفت

 

 

دفترم آتش گرفت
باز دلم از عشق تو شعله گرفت
شعرهای نابم از مهرتو نشات گرفت
تاب هم از این کاغذ گرفت گر گرفت
دلم آرام بود از بی قراریها ولی
از شوق تو دیوانگی از سر گرفت
نام تو روشنی بخش من است
شمع من از نورچشمان تو رونق گرفت
چشم من بیدار شبهای بسیاری ولی
از برای دیدن رویای رویت خواب را دربر گرفت
روزگارم همه تاریک و تیره ،با حضورت
اه نمیدانی چه زیبا رنگ گرفت
بایدم بازهم نویسم از تو و چشمان تو
باز دستم نوشتن از سر گرفت

 

 

 

شباهنگ

 
امشب

امشب  شب عجیبیست ....پس از چشم انتظاری دیگر و سکوتی دیگر ....امشب بازهم غوغایی دیگر است

بازهم ترانه های ما پشت حصار شب بیدار است ...بازهم امشب باران با شکفتن میآید...

امشب بازهم ذهن روشن ،هوشیار است ....برای رنگ گرفتن از شب، بی تاب است ..

امشب برای عبادت ،وقت خوبیست  و برای از عشق گفتن .....از عشق شنیدن

امشب شب عجیبیست....

 

 

شباهنگ

 
آیات دلنشین

 وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ   

اعراف : ﴿ 8 ﴾     

و در آن روز، سنجش[ اعمال ]درست است .پس هر کس میزانهاى[ عمل ]او گران باشد، آنان خود رستگارانند.

 
شعر هجده

 


آخر این نشد
این نشد که من در پس گلدان گریه ها
هر شب نهال ناقص شعری را نشا کنم
و تو آنسوی ترانه ها
خواب لاله و افرا و ستاره ببینی
دیگر کاری بهکار این خیابان بی نگاه و نشانه ندارم
می خواهم بروم آن سوی ثانیه ها
می خواهم بروم آن سوی ثانیه ها
می خواهم به همان کوچه ی پاک پروانه برگردم
باران که ببارد
همان کوچه ی کوتاه بی کبوتر
کفاف تکامل تمام ترانه ها را می دهد
بی خبرنیستم ! گلم
می دانم که دیگر از آن یادگاری رنگ و رو رفته خبری نیست
می دانم که تنها خاطره ی خنجری
در خیال درخت خیابان مانده ست
اما نگاه کن ! زیباجان
آن گل سرخ پر پر لای دفترم
هنوز به سرخی همان پنجشنبه ی دور دیدار است
نگاه کن

 

یغما گلرویی

 
بعد عاشقانه زندگی

زندگی از آن کسی نیست که از زندگی می ترسد،بلکه از آن کسی ست که به آن عشق  میورزد.

و برای عشق خود ،خطر نیز میکند.

بنابراین،کسی که به زندگی عشق می ورزد،مشتاق آن است که گردنبندی از جنس زیبایی برگردن معشوق بیاویزد و بدین سان زندگی زیباتر و سرشارتربه تماشا بنشیند و به تماشا بگذارد.

خداوند را تنها در بزم زندگی میتوان ملاقات کرد.

بعد شادمانی زندگی ،همان بعد دینی زندگیست.

بعد دینی زندگی ،بعدی جدی نیست ،بلکه بعدی عاشقانه است ؛معامله نیست ،شعر است ،آواز است .

 

مسیحا بزرگر / عشق هرگز نمیمیرد

 
هذیانه

چه ذهن آشفته ای ...

خستگی ام بسیار شده است

چقدر حقیر شده ام ،از هرچیز زود خسته میشوم و تحملم ازدست میرود...

روزگار کسالت می آورد یا سستی و کاهلی خودم ؟؟

نمیدانم هرچه هست  روزهای پر آشوبی است..

 

 

شباهنگ

 

 
مشتت را باز کن

مشتت را باز کن

میدانم برایم دنیایی داری از آرامش و شادی

آنچه مرا از تنهایی هایم دور میکند

مشتت را باز کن

درمیان مشتانت کلید تمام درهای بسته را داری

و عقده گشایی تمام گره ها

و اکسیر تمام غمها ،دوریها

 مشتت را باز کن

میدانم هدیه از مهر داری و جادوی عشق

که تا مشتت را باز میکنی

همه را جادو میکنی

و پروانه هایی که از میان مشتانت

پر میکشند به پیام رسانی عشق

مشتت را باز کن

تمام هوا پراز عطر خوش میشود

و فضا رنگ آبی زیبای بیکرانی میگیرد

و احساس شناوری در میان زمین و آسمان حس میشود

تو زیبایی و هزاران کیمیای سحر انگیز درمیان مشتانت داری

باری دیگر مشتت را باز کن ....مشتاقانه منتظریم

 

 

شباهنگ

 
بازگشت به اوج

 

بازگشت به اوج بالهایی برای پرواز میخواهد

بدنبال بالها در آسمان نگرد

به درون خود نگاه کن تو بالهای مورد نظرت رو در درونت داری

با آنها میتوانی از دلتنگی رها شوی

میتوانی به اوج پر بگیری

میتوانی به جایی بروی که تمام حس آرامش نصیبت میکند

ترس را اندکی کنار بگذار ،شجاعت را لمس کن...

بگذار بالهای درونت تورا به پرواز درآورد....به اوج ببرد ...چیزی لذت بخش تراز حس پرواز ،حس آرامش نیست ...

تجربه اش کن .....امروز ...همین الان.....

 

شباهنگ

 


نیلوفر ثانی کتاب مجموعه شعر کوتاه (بی واسطه دوستت دارم ) لینک کانال تلگرام نیلوفرثانی http://telegram.me/niloofarsanipoem


آئینه(٢)
آتش دل(٥)
آزادی(٢)
آشنایی(۱)
آغاز(۱)
آغوش(۱۱)
آمدنت(۳)
آموزه های دینی(٧)
آه(۱)
آیات دلنشین(۱۸)
آیین شاعر(٢)
ابر(٥)
اتفاق(٤)
اثرخوشنویسی(۱)
احمدشاملو(۳)
اخوان ثالث(٢)
ارتفاع نبودنت(۱)
اردلان سرافراز(۱)
اردیبهشت(٦)
ازمن دور شو(۱)
اسارت(۱)
اسماعیل هاشمی(۱)
اسیر(۱)
اشتیاق(٢)
اعتراض(٥)
اعتماد(٢)
افسانه(٢)
افسانه امیری(۱)
افسوس(۱)
امید(٥)
امیرحسین سام(۱)
انتظار(۱٢٦)
انتظار 2(۳)
انتظار2(۱۱)
انتظار3(۱٠)
انتظار4(۱٧)
اندرز(٩)
اندوه(٦)
انسان(۳)
انعکاس تو(۱)
ای تماشایی خورشید(۱)
ایرج جنتی عطایی(٢)
ایمان(٢)
اینستاگرام نیلوفرثانی(٢)
باد(۱٠)
بادبادک(۱)
باران(٦٤)
باران بوسه(٢)
باران عشق(۱)
باران نگاه(٢)
بازگشت(٤)
بدنبال(۱)
بذر تو(٤)
برزگر(۱)
برف(٤)
برکه(٢)
بزرگان دین(۱۸)
بساط عاشقی(۱)
بغض(۱)
بند عشق(۱)
بهار(٤۳)
بهانه(۱)
بهشت(۳)
بهشت تو(۱)
بودن(۱)
بودنت(٧)
بوسه(۳۳)
بوی تو(٤)
بی تو(۱٤)
بی هیچ ردی(۱)
بی واسطه دوستت دارم(٢)
بی وفایی(٢)
بیا(۱۱)
بیداری(۳)
بیراهه(۱)
پارادوکس(۳)
پاییز(۱٩)
پاییز 2(۱٩)
پچ پچ عاشقی(۱)
پرتگاه جنون(۱)
پرنده(٢۱)
پرواز(۳)
پروانگی(۱)
پروانه(۸)
پریدن(۱)
پس خواهم گرفت(۱)
پنجره(۱٤)
پیچک(٢)
پیشکش(۱)
پیوند شعر(۱)
تاراج(۱)
تاریکی(٢)
تایپوگرافی(۸٦)
تایپوگرافی نیلوفرثانی(٥٥)
تبر(۱)
تبعید(٢)
ترانه(۱٦)
تشنگی(٢)
تصنیف(۱)
تعبیر خواب(۱)
تقدیر(۱)
تقدیمی(۱)
تقویم(۱)
تماشای تو(۳)
تندر(٢)
تنهایی(۱٤)
تنهایی 2(٩)
تنهایی3(٢)
تهران(۱)
تو(٥٤)
تو رفته ای(۱٠)
تو نیستی(٢٠)
تک بیتی(۱)
تک نوشت(٢)
تکثیر تو(٢)
تکرار(۱)
تیررس نگاه تو(۱)
تیغ(۱)
تیک تاک(۱)
جبران خلیل جبران(۱)
جدایی(۳)
جدایی 2(٦)
جزر محبت(۱)
جملات کوتاه(٢)
جنگ(۳)
جنون(٩)
چشم(٤)
چشم تو(٤)
چشم های بی روشنی(۱)
چشم های تو(٦٧)
چشمهای تو(۱٤)
چندکوتاه نوشت(۳)
چه خبر(۱)
چهل تکه(۱)
حادثه(٧)
حرفها(٦۳)
حس قشنگ(۱)
حسرت(٢)
حسین منزوی(٢)
حق کلمات(۱)
حقیقت(۳)
حمید مصدق(۱٢)
خاطرات(٧)
خانه(۱)
خرمن(۱)
خرید اینترنتی کتاب(۳)
خزان(۱)
خلسه(۱)
خلوتانه(۱)
خواب(٦)
خورخه لوئیس بورخیس(۱)
خورشید تابان(۱۳)
خوشنویسی(۱)
خیال تو(٦)
دار(۳)
داستان کوتاه(۱)
داستانک(٢)
درخت(۱٠)
درد(٦)
درد واره(٤)
درسهای زندگی(۱٢٤)
درسهای عاشورا(٤)
درسهای معنوی(۳۸)
درنای دل(۱)
دریا(۱٠)
دست نوشته های من(٩۸٦)
دست نوشته های من 2(۱٠٠)
دست نوشته های من 3(۱)
دست نوشته های من3(۱)
دست نوشته های من4(٤٥)
دست نوشته های من5(۳٥)
دست نوشته های من6(٤٦)
دست نوشته های من7(۱٦)
دست نوشته های من8(٥)
دست نوشته های ن(۱)
دست های تو(۱۱)
دستان تو(٢)
دستهای تو(۱٤)
دعوت(۱)
دل(٩)
دل عاشق(۱)
دلتنگی(٥٢)
دلتنگی 2(٧)
دلتنگی 3(۸)
دلتنگی 4(۱۳)
دلتنگی 5(۳)
دلتنگی2(٦)
دلتنگی3(۸)
دلداده(۱)
دلهره شهر(۱)
دماوند(۱)
دوبیتی(۱۱)
دوبیتی من(٤)
دورتر بایست(۱)
دوری(٧)
دوری دست ها(۱)
دوست داشتن(۱٦)
دوستت دارم(٥)
دکتر افشین یداللهی(۳)
دکتر علی شریعتی(٢٢)
دکتر موسوی گرمارودی(٢)
دکترامیرحسین سام(٢)
دیدار(۱٤)
دیوار(۱)
دیوانه(۱)
ذره ای دور از خورشید(۱)
ردپای تو(۱)
رسم عشاق(۱)
رضا کاظمی(٢)
رفت و آمدها(۱)
رفتن(۳)
رقص عشق(٥)
رنچ(٤)
رنگ عشق(۱)
رهایی(٢)
روز پدر(۱)
روزمیلاد(۱)
رویا(۸)
روییدن(۱)
زلزله(٢)
زمیم بیهوده میچرخد(۱)
زن(٧)
زندگی(۸)
سال نو(۳)
سایه تو(٢)
ستاره(٢)
سخنان بزرگان(٧٤)
سخنان کوتاه(۱)
سر عشاق(۱)
سرآغاز(۱)
سردی(۱)
سرگردان(۱)
سفر(٦)
سقوط(۱)
سنگ انداختن(۱)
سهم من(٢)
سهیل محمودی(٢)
سوختن(٥)
سوزنبان(۱)
سوی تو(۱)
سکوت(۳)
سید علی امیر افضلی(۱)
سید علی صالحی(۳)
سیمرغ(۱)
شاعر(٤)
شاعر پرنده(۱)
شاعران(۱٠٧)
شاعری(٢)
شانه های تو(٥)
شب(٩)
شب زمستانی(٤)
شبیخون(۱)
شعر(٢٦٢)
شعر 2(٩)
شعر 3(۱)
شعر بلند(٢)
شعر به مناسبت تولد(۱)
شعر مشقی(۱)
شعر و تصویر(٦٦)
شعر و شیدایی(۱)
شعر کوتاه(۱)
شعرهای بلند من(۱٢)
شعرهای بلند من 2(۱٠)
شعرهای بلند نیلوفرثانی 95(۱)
شعرهای من(٦٠٥)
شعرهای من 2(۱۱۳)
شعرهای من 3(۳٩)
شعرهای من 4(۱)
شعرهای من3(۱)
شعرهای من4(٢۱)
شعرهای من5(٢)
شعرهای نیلوفر ثان 6(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 1(۱٩)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٥۳)
شعرهای نیلوفر ثانی 5(۳٥)
شعرهای نیلوفر ثانی 6(۱۸)
شعرهای نیلوفر ثانی 7(۱٧)
شعرهای نیلوفر ثانی 9(۳٤)
شعرهای نیلوفر ثانی10(۱٠٩)
شعرهای نیلوفر ثانی4(٥۱)
شعرهای نیلوفر ثانی6(۱)
شعرهای نیلوفر ثانی8(٥۳)
شعرهای نیلوفرثانی بهار95(٥٩)
شعرهای نیلوفرثانی بهار96(۳۳)
شعرهای نیلوفرثانی پاییز95(۸۱)
شعرهای نیلوفرثانی زمستان 95(٤٥)
شعرهای نیلوفرثانی11(۳٤)
شعرهای نیلوفرثانی12(٧۳)
شعرهایم(٢)
شعرکوتاه(٢۱)
شلیک عشق(۱)
شمس(٢)
شمس لنگرودی(۱)
شنبه(۱)
شهاب مقربین(۱)
شهر(۳)
شوق(۳)
شکسته(۱)
صبح(۱)
صدا(۳)
طالع(۱)
طبل تو خالی(۱)
طبیب(۱)
طغیان(۱)
طنین(٢)
طوفان(۱)
ظرف شعر(۱)
عابر(۱)
عارفانه(٢۱٩)
عاشق(٢)
عاشقانه(٩٩٩)
عاشقانه 10(۱٤)
عاشقانه 11(٢٥)
عاشقانه 12(۱٢)
عاشقانه 13(٢۳)
عاشقانه 14(٦)
عاشقانه 15(٢٤)
عاشقانه 16(۱)
عاشقانه 17(۱۸)
عاشقانه 2(٦٧)
عاشقانه 3(٢)
عاشقانه 5(۸)
عاشقانه 8(۳٦)
عاشقانه 95(۳۱)
عاشقانه10(٢)
عاشقانه15(٩)
عاشقانه18(٢)
عاشقانه3(٢۳)
عاشقانه4(۱۳)
عاشقانه9(٢٢)
عاشقانه95(۸)
عاشقانه96(٢)
عبدالاجبار کاکایی(٢)
عبدالجبار کاکایی(۱)
عبور(۱)
عشق(۱٠۳)
عشق 2(۱٥)
عشق 5(٢٧)
عشق 6(۱٧)
عشق3(۱٤)
عشق4(۱٧)
عشق4(۱)
عشق7(۱)
عصر ما(۱)
عطرتو(۸)
عطش(۳)
عکس و نوشته(۸)
غزل(٢)
غمگینانه(٧)
غیاب عشق(۱)
فاصله(۱۱)
فانوس(۱)
فراق(٢)
فراموشی(۳)
فرشته(۱)
فروغ فرخزاد(٢)
فریاد(۱)
فریدون مشیری(٤)
فلسفه عشق(٢)
فکرکن(٧٤)
قاصدک(٢)
قرعه(۱)
قسم به عشق(۱)
قسمت ما(۱)
قصه امروز ما(۱)
قطار(۳)
قطعه(٤)
قفس(۳)
ققنوس(۱)
قلب تو(۱)
قلب شعر(۱)
قیصر امین پور(٩)
گره دستانمان(۱)
گروس عبدالملکیان(۱)
گل(۱)
گم شدگی(۳)
گنجشک(٢)
گیتی خوشدل(٦)
گیسوی یار(۱۸)
لبخند(۱٢)
لبخند زن(۱)
لمس باران(۱)
لیلی و مجنون(٥)
مادر(۱)
ماه(٢٧)
مبادا(۱)
متفرقه(۳)
مجسمه سنگی(۱)
مجموعه شعر کوتاه(۳)
مردن(٢)
مردودی عشق(۱)
مرز ما(٢)
مرزی نیست(۱)
مرگ(٥)
مرو(۱)
مستی(۱٠)
مسیحا برزگر(٧٢)
مشق هر شب(۱)
مصطفی مستور(۳)
معجـزه(۳)
معطل یک بوسه(٢)
مفهومی(٢)
مقدس(۱)
ملک الشعرای بهار(۱)
من(٢)
مناجات(٢)
مناسبتها(٥۸)
مهدی اخوان ثالث(۱)
مهر(٤)
موریانه تنهایی(۱)
موسیقی سنتی ایرانی(۱)
موفقیت(٧)
مولانا(۱)
موی تو(۱)
میدانم(۱)
ناامید و خسته(٥)
نام تو(٩)
نامه ها(٧)
نبض تپیدن(۱)
نبودنت(٢٢)
نت گمشده(۱)
نجات من(۱)
نظرآهاری(٩)
نقطه عطف(۱)
نگاه(٢)
نگاه تو(٤)
نگاه تو(٢)
نگاهم کن(۱)
نهج البلاغه(٩)
نوبت عاشقی(۱)
نوشته های من(٢)
نویسندگان(۱)
نکته امروز(۱٠)
نیایش(٥۱)
نیلوفر(٥)
نیلوفر آبی(۳)
نیلوفر ثانی 3(۳٩)
نیلوفر ثانی 5(۱)
نیـلوفرآبی(۱)
نیما یوشیج(۱)
نیمکت پارک(۱)
هادی رنجی(۱)
هجرت(۱)
هذیانه(۱٢)
هشدار(۱)
هفت سین(۱)
هفته(۱)
هم رزم(۱)
هما روستا(۱)
همایون شجریان(۱)
همچو گوهری(۱)
هورمزد یعقوبی نژاد(۱)
هوشنگ ابتهاج(٢)
هیچ(۳)
واگویه های دل(٤٠٦)
وبلاگ(۱)
وحشی بافقی(۱)
وسوسه(۱)
وطن من(۱)
وعده بهشت(٢)
وقت اضافه(۱)
وقتی یادت میرود(۱)
کاش(٢)
کافه(۱)
کانال تلگرام شعرهای نیلوفرثانی(٦)
کتاب بی واسطه دوستت دارم(٧)
کتاب شعر کوتاه(۱)
کتاب های نیلوفر ثانی(٥)
کجاست(۱)
کشت های من(۱)
کمانه تیر(٢)
کوتاه نوشت(٧٠٦)
کوتاه نوشت 10(٤٩)
کوتاه نوشت 11(۳٥)
کوتاه نوشت 12(٢٠)
کوتاه نوشت 13(۱٥)
کوتاه نوشت 15(۳٤)
کوتاه نوشت 16(۱٠٧)
کوتاه نوشت 17(٦۱)
کوتاه نوشت 2(۱٠۸)
کوتاه نوشت 3(۳٥)
کوتاه نوشت 5(۳۳)
کوتاه نوشت 7(۱٦)
کوتاه نوشت 8(٥٥)
کوتاه نوشت 9(٤۱)
کوتاه نوشت بهار95(٥٦)
کوتاه نوشت بهار96(۳٠)
کوتاه نوشت پاییز95(۸۱)
کوتاه نوشت تابستان95(۱)
کوتاه نوشت زمستان 95(٤٥)
کوتاه نوشت14(٥٤)
کوتاه نوشت18(٤۸)
کوتاه نوشت4(٤٤)
کوتاه نوشت6(٤٥)
یاد(۱)
یار(٤)
یغماگلرویی(۳٠)
یلدا(٤)

 

 

 

خرداد ٩٦
اردیبهشت ٩٦
فروردین ٩٦
اسفند ٩٥
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧