آواز شباهنگ

;وبلاگ رسمی شعرها و نوشته های نیلوفر ثانی;;کپی و استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نویسنده ی آن مجاز است


آیات دلنشین

 إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ   غاشیه ﴿ 25 ﴾       

در حقیقت ، بازگشت آنان به سوى ماست ،

 
 ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ   غاشیه ﴿ 26 ﴾     

آنگاه حساب[ خواستن از ]آنان به عهده ماست.

 

 

 

برای حسابرسی چقدر آماده ایم؟؟

ممکن است زمان این حسابرسی زود باشد همین نزدیکی ها

 
کاوش درون

ما باید کمی عمیق تر بکاویم،همانطور که زمین را می کاویم تا چند متر پایین تر به منابع

آب برسیم.به همین صورت ،در اعماق قلب نیز سکوت وجود دارد .سکوت مطلق ،اما برای

رسیدن به آن باید از لایه های زیادی بگذریم.

باید اعماق را بکاوی و صبور هم باشی ، زیرا هنگامی که چاهی را به قصد اب حفر میکنی ،

ابتدا به آت واشغال میرسی، حلبی های زنگ زده و نایلونهای پوسیده وشیشه های شکسته

و زباله هایی که مردم دور ریخته اند...

سرخورده نشو و به کاوش ادامه بده...

آهسته آهسته به قلوه سنگها و بعد به زمین خشک و خالی میرسی

اما نترس

با خودت نگو :زمین خشک است چطور ممکن است امید به آب داشت؟؟

فقط به کندن ادامه بده .....

بزودی به نمناکی خاک میرسی و نشانه هایی که گواهی میدهد راه را درست آمده ای

اگر بازهم به حفاری ادامه بدهی بی درنگ به آب نخواهی رسید ...ابتدا آب گل الود است

اما بازهم ادامه بده .....سرانجام به آب زلال و پاکیزه خواهی رسید ...

به همین روش هم انسان باید در خود دست به حفاری بزند باید صبور باشد و به منابع عظیم آب حیات خود میرسد ......

پس دست به کاوش بزن .....

 

 

مسیحا برزگر/پرنده میمیرد پرواز میماند

 
مهمانی

زبان از سخن کوتاه

دل از شکر داشتنت سرشار

همیشه همینقدر نزدیکی

 اما کاش یک لحظه پیشم بیایی تا به یک غزل مهمانت کنم

تا از شور و شعف خویش آگاهت کنم ....

میدانم همه چیز را میدانی

اما میخواهم  از عاشقی بی قرارت کنم......

 

 

شباهنگ

 
راز اربعین ....

 

 

 

عاشورا روز کشت «خون خدا» در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن

 
چهلمین شب فراق

چشمه های خون هنوز جاریست

اینهمه اشک از دلهای بی تابیست

علمهای افتاده

حکایت از عشق استواری است

سلام برتو ای حسین

بر تو و یاران جان فشانت

سلام بر عشق

سلام بر آزادگیت ای حسین

 

 
تو میروی

 

تو میروی و چلچله ها پر میکشند

تو میروی و ترانه ها، زنده بگور میشوند

تو میروی و آسمان غرق سیاهی میشود 

تو میروی و خانه ام پراز سکوت میشود

 

شباهنگ

 
درسهای حکمت

سرایى است که بلاها از هر سو گردش را گرفته و به غدر و بیوفایى شهرت یافته . نه خود همواره بر یک حال باشد و نه ساکنانش در امان و سلامت به سر برند . حالاتش گونه‏گون است و هر روز نوبت به یکى دهد . در آنجا شادمانى نکوهیده است و امن و آسودگى نتوان یافت . مردم دنیا در دنیا چون هدفهایى هستند که تیرها بر آنها مى‏بارند . دنیا تیرهایش را بر مردمش مى‏افکند و به مرگى که بر سرشان مى‏فرستد ، نابودشان مى‏کند .

بدانید ، اى بندگان خدا ، شما و هر چه از این دنیا از آن شماست ، به همان راه مى‏روید که پیشینیان شما رفته‏اند . کسانى که عمرهایشان درازتر از عمرهاى شما و خانه‏هایشان آبادتر از خانه‏هاى شما و آثارشان ماندگارتر از آثار شما بود . آوازهایشان به خاموشى گرایید و باد بروتشان فرو نشست و پیکرهایشان فرسوده گردید و سراهاشان خالى افتاد و آثارشان مندرس شد . کاخهاى بلند و بالشهایى را که بر آن تکیه مى‏زدند به صخره‏هاى سخت و گورهاى به هم چسبیده و لحدهاى در زمین کنده ، بدل کردند . گورهایى که آستانه‏اش بر ویرانى بنا گشته و بناهایش از خاک ساخته شده . مکانهایش به هم نزدیک و ساکنانش دور . در محله‏اى که مردمش ترسان و هراسان‏اند . مردمى به ظاهر آسوده و به باطن دل مشغول . به خانه‏هاى خود انس نمى‏گیرند و چون همسایگان با یکدیگر نمى‏پیوندند ، هر چند در کنار هم‏اند و خانه‏هایشان به نزدیک است . چگونه به دیدار یکدیگر توانند رفت ، در حالى که ،

در آسیاب فرسودگى خرد شده‏اند و سنگها و زمین پیکرشان را خورده است . اکنون ،

چنان پندارید که شما نیز به همانجا رخت کشیده‏اید که آنان کشیده‏اند و گروگان آن خوابگاهید و آن ودیعتگاهتان در کنار گرفته است . چه خواهید کرد ، اگر کارتان به پایان رسد و زمانتان سر آید و قبرها دهان گشاید و مردگان بیرون آیند . « آنجا هر کس هر چه کرده است پاداشش را خواهد دید و همه را به سوى خدا مولاى حقیقیشان باز مى‏گردانند و همه آن بتان که به باطل مى‏پرستیدند نابود مى‏شود

نهج البلاغه

حضرت علی (ع)

 

 

 

 
فهم عاشقانه هستی

 

 

 

 

آمده ایم تا با آمدنمان بر خوبی ها و زیبایی های این جهان بیفزاییم

بی حضور ما ،نمایش با شکوه زندگی چیزی کم خواهد داشت

و آن تمامی نمایش بود.

 

آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه زندگی باشیم.

عشق این مجال را فراهم می آورد .

 

همه ی ما گاهی احساس میکنیم که بدام دغدغه های زندگی روزمره افتاده ایم.

در چنین لحظه ای ایست که راهی به بیرون از این دام جستجو میکنیم.

آیا راهی به بیرون از اضطرابها و فشارهای و ترسهای پیش پا افتاده روزمره زندگی وجود دارد؟

بی تردید چنین راهی در وجود همه ما تعبیه شده است.

اشتیاق پروبال زدن در هوای آزاد.اشتیاقی است که هستی بسیط و یگانه در دل ما گذاشته است تا هیچ وقت راه خانه را گم نکنیم.

و در قفس نیفتیم.

این راه ،راه عشق است.

دا را رها کنیم ،

تا عشق بورزد.....

 

 

 

مسیحا برزگر

 
تنهایی

در جاده زندگی به پیش میرویم

روزهایی تنهاییم و روزهایی گمان میکنیم که همراهی داریم

اما در نهایت و حتی با داشتن همراهانی خوب باز حس تنهایی غالب بر تمامی

حسها برما چیره میشود ...

این حس تنهایی که از ازل با انسان بوده است رها شدنی نیست...

تنها آنزمان که احساس کنی از قیودهای جسم خاکی، رهایی و قدمی به ذات الهی نزدیکتر

اینهمه تنهایی این دنیا را

اما

چه کنیم ؟؟

 

 

شباهنگ

 
همراه

 این کیست گشوده خوشتر از صبح
پیشانی بی کرانه در من
 وین چیست که می زند پر و بال
همراه غم شبانه در من
از شوق کدام گل شکفته ست
 این باغ پر از جوانه در من
 وز شور کدام باده افتد
این گریه بی بهانه در من
جادوی کدام نغمه ساز است
افروخته این ترانه در من
فریاد هزار بلبل مست
پیوسته کشد زبانه در من
ای همره جاودانه بیدار
 چون جوش شرابخانه در من
 تنها تو بخواه تا بماند
 این آتش جاودانه در من

فریدون مشیری

 
درسهای زندگی

کمی باورش برای من مشکل بود ...

چندی پیش در جمعی از همکارانی بودم که قرار بود درباره یک موضوع مشترک باهم به نتیجه برسیم و تصمیماتی بگیریم که در کمال ناباوری در این جمع کوچک 10 نفری میدیدم که عده ای از این افراد تحصیل کرده جامعه و اجتماعی که هرکدوم حداقل 12 سال به بالا سابقه کار داشتند چطور زود جبهه ای میگیرند و فقط منافع و خواسته های خودشونو در نظر میگیرند و جالبتر اینکه مثل کودکان زود دسته بندی میکنند و به هم کنایه میزنند و ....بی منطقانه درباره مسائل نظر میدهند ....میتونستم اختلاف در نظرها و سلیقه ها و راهکارها رو توجیه کنم اما رفتارهای دوراز انتظار از یک فردی که حداقل فرد مطرحی در جامعه است برایم قابل درک نبود ....مثلا برای انتخاب فردی بعنوان مسئول گروه ازکسی حمایت میکردند که قبلا با او تبانی کردند و میدانند او بیشتر به مذاق انها کار میکند کسی که اصلا وقت برای زندگی خود ندارد چه برسد برای سرپرستی گروه و جالب انکه انقدر اوهم تحت تاثیر حمایت دوستانش جوگیر شده بود که چیزی که همیشه میگفت یعنی وقت ندارد و نمیتواند به امور گروه بدرستی برسد را اینبار نگفت که هیچ حتی راغب به پذیرفتن مسئولیت بود ......

خیلی دردناک بود که گروهی که حدود یکسال است باهم سروکار دارند و جمعی رو تشکیل دادند نمیتونند با منطق و راه درست اهدافشونو پیش ببرند و به یک نقطه نظر مشترک برسند و وقتی تاسفش بیشتر میشه که بدونیم در همه قسمتهای تصمیم گیری در جامعه این مشکل وجود دارد و اینها همه ناشی از عدم تربیت و پرورش درست افراد در انجام کارهای گروهی و تقویت مهارت منطق و تفکر و به حداقل رساندن وجه احساسی در تصمیم گیریهاست .

ای کاش در طول دوران تحصیل درسی هم به این عنوان وجود داشت تا افراد از همان ابتدای یادگیری برای این مقوله مهم تربیت شوند و ای کاش برای انتخاب افراد در رده های بالای تصمیم گیری آزمونی وجود داشت تا این قدرت،سنجیده شود و بعد در مقام نظر دهی و تصمیم گیری قرار داده شوند....... 

 

شباهنگ

 
انسانیت

ای ایستاده بر قله فخر

تلاش برای چه میکنی؟؟

میخواهی به کجا روی؟

گمان چه میبری؟

افتخار راستین، بر انسانیت توست .....

فقط در یک کلام به من بگو ......

انسانیت تو چقدر است ؟؟

 

*شباهنگ*

 
مهربانم

ای مهربانترین

در لحظه های زیبای عروج ،مشتاقانه بسوی تو می آیم

حتما تو بهتر میدانی که چقدر دوست میدارمت ....

وباز همان معضل نا گشوده، که نمیدانم چگونه گویمت که عاشقانه دوستت دارم.

مگر با ذکر همیشگی و تکراری میتوان حرف دل را زد ؟

حرف دل تازگی میخواهد و همان حرفهایی که نه به عادت بلکه به عشق ،واگویه شوند بر محضرت

ای تمام نشدنی ، عشق جاوید تورا با محدوده انسانی ام میپرستم

تورا به قدر دل خود دوست میدارم

ای باشکوهترین، اقتدارت مرا همیشه میترساند گرچه مهربانیت همیشه مرا امیدوار به بخشش اشتباهاتم نگه میدارد

تورا دوست دارم....توهم مرا دوست بدار نازنینم.....

 

شباهنگ

 

 
التیام

 

 

برای چه بسراغم می آیی؟؟ حرفهایم برایت آشناست؟؟

شاید هم به جستجوی دل خود می آیی...!!

اینهمه حرف برایت کسالت بار است میدانم تو برای تنها عشق می آیی..

اینجا حرف حرف عشق است ....شاید کمی غمبار اما در تلاش پرواز است ...

اینجا جایی برای نیایش است ...

شاید ستاره ها کم باشند اما نور اینجا کافیست ......

دردهایم را نوشتن نشاید، اما برای آرامش ،نوشتن، الزامیست .....

میدانم که با دل خود می آیی

سپاس که بودنت ، خود التیامی است ....

 

 

شباهنگ

 
درسهای عاشورا5

 

و شما دو تن، ای خواهر! ای برادر!

ای شما که به انسان بودن معنی دادید و به آزادی جان! و به ایمان و امید، ایمان و امید!

و با مرگ شکوهمند خویش به حیات ، زندگی بخشیدید

آری  ای دو تن

از آن روز دردناک که خیال نیز از تصورش می هراسد و دل از دردش پاره می شود،

 چشم های این ملت از اشک خشک نشده است 

توده ما قرن هاست که در غم شما و در عشق به شما می گرید

 مگر نه عشق تنها با اشک سخن می گوید

یک ملت در طول یک تاریخ در اندوه شما ضجه می کند. به جرم این عشق تازیانه ها خورده و قتل عام ها دیده

 و شکنجه ها کشیده و هرگز برای یک لحظه نام شما دو تن از لبش

و یاد شما از خاطرش و آتش بی تاب عشق شما از قلبش نرفته است

هر تازیانه ای که از دژخیمی خورده است، داغ مهر شما را بر پشت و پهلویش نقش کرده است.

 . جهل از یک سو به اسارت و ذلتشان نشانده است و غرب از سوی دیگر به اسارت پنهان و ذلت تازه شان می کشاند

 و از خویش و از تو بیگانه شان می سازد

 آنان را بر استحمار کهنه و نو , بر بندگی سنتهای پوسیده و دعوت های اپن , بر ملعبه سازان تعصب قدیم و تفنن جدید

 به نیروی فریادهایی که بر سر یک شهر؛ شهر قساوت و وحشت می کوبیدی

 و پایه های یک قصر؛قصر جنایت و قدرت را می لرزاندی برآشوب

تا در خویش برآشوبند و تاروپود این پرده های عنکبوت فریب را بدرند

 و تا در  برابر این طوفان بر باد دهنده ای که به وزیدن آغاز کرده است، ایستادن را بیاموزند.

 و این ماشین هولناکی را که از او یک بازیچه جدید می سازد , باز برای استحمار جدید

 برای اغفال جدید، برای پر کردن ایام فراغت و برای بلعیدن حریصانه آنچه که سرمایه داری به بازار می آورد

 و برای لذت بخشیدن به هوس های کثیف بورژوازی، برای شور آفریدن به تالارها

و خلوت های بی شور و بی روح اشرافیت جدید

 و برای سرگرمی زندگی پوچ و بی هدف و سرد جامعه ی رفاه , در هم بشکنند!

و خود را از حرم های اصالت قدیم و بازارهای بی حرمت جدید به امامت تو ای زینب! نجات بخشند

........................

دکترعلی شریعتی

 
دردنامه

روزهای بی تو بودن شکنجه است

آزار هرروزه است

نمیمیرد اینهمه درد

سوگواری شادی تا آخر عمرست ...... 

 

 

شباهنگ

 
عشق

یکه بودن ،موهبت الهی است.و این یگانه بودن فقط با عشق شناختنی است.

زیرا فقط در عشق است که انسان دل آسوده است،

فقط در عشق است که انسان زره خویش را در می آورد .

فقط در عشق است که تو حالت تدافعی خودرا کنار میگذاری.

فقط در عشق است که دیگری را دشمن خود نمیشماری و

بنابراین ،به دیگری اجازه می دهی به آن بخش ظریف و عمیقت وارد شود

 

 

 

مسیحا برزگر

 
شعری از پابلو نرودا

 

 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

 به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. ، 

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن

 

 

با ترجمه ی  احمد شاملو 

 
لحظه

همه گویند که : تو عاشق اویی
 گر چه دانم همه کس عاشق اویند
لیک می ترسم ، یارب
 نکند راست بگویند ؟

مهدی اخوان ثالث


 
آرامش

چقدر آرامش خوب است ...و چقدر کسانی که آرامش دارند افراد خوشبختی هستند...

از نظر من خوشبخت ترین افراد ، افرادی هستند که آرامش درونی دارند .....و با مسائل و اتفاقات روزگار دچار التهاب و تغییر حال و عصبانیت نمیشوند .....حتی اگر چیزی برخلاف میلشان باشه انها رو اونقدر تحریک و ناراحت نمیکند که عصبانی بشوندو کنترلشان را از دست بدهند ....

واقعا این افراد هم سنجیده میتوانند فکرکنند و هم سنجیده نظر بدهند و هم سنجیده برخورد کنند ...

باید از این افراد آموخت و راههای آرامش را ازآنها خوب یاد گرفت .....راههای  زیادی وجود دارد  و من مشتاقانه میخواهم همه را بیاموزم چون شدیدا به آنها نیاز دارم ....

 

آرامش آرزوی این لحظه ی من است .

 

الهی نصیبمان کن .....

 

شباهنگ

 
زیبا

 

زیبا !

بازهم غروبی دلگیر رفت و تو نیامدی

بر در خانه ام باد بویت را آورد و تو خود نیامدی

هرروز چشم انتظاریم مرا خیره به جاده ها وامیدارد

اما روزها میگذرد و جاده ها بی عبور هیچ عابری میماند و تو نمی آیی

زیبا !

میدانم خودت هم در تنهایی دلتنگی ....

میدانم دوست داری بیایی

میدانم تو هم دلت با ماست

 عزم سوی ما کن

بیا که دیگر تاب آوردن ، نه در تحمل ماست ....

 

 

شباهنگ

 

 

 
گنجینه دانایی

تقدیر الهى همانند قطره‏هاى باران ، براى هرکس که مقدر شده خواه اندک و خواه بسیار ، از آسمان به زمین مى‏آید . پس اگر کسى مال و منال برادر خود را بیش از خود یابد ، نباید که بر او رشک برد . زیرا مسلمان تا زمانى که آلوده فرومایگى نشده به گونه‏اى که چون از آن یاد شود اظهار حقارت و خشوع کند و زبان طاعنان سفله در حق او دراز گردد همانند قمار کننده تیز چنگى است که چشم به راه نخستین پیروزى خود در تیرهاى قمار است ، که براى او مالى در پى دارد و باختهاى او را نیز جبران نماید . به همین گونه ، مسلمان از خیانت بیزار از خداى تعالى خواستار یکى از این دو خوبى است :

یکى آنکه دعوت حق را اجابت کند و به نزد او رود ، که هر چه در نزد خداوند است ، خیر اوست . دیگر آنکه ، در این جهان روزیش عطا کرده و صاحب زن و فرزند و مال و منال بود . و در عین حال ، دین و حیثیت و شرف او هم در امان مانده است .

مال و فرزندان کشته این جهان‏اند و عمل صالح کشته آخرت است و بسا باشد که خداوند این هر دو نعمت را نصیب مردمانى کند . پس بترسید از خدا ، بترسید از آن چیزها که خدا شما را از آنها بیم داده است . و بترسید ، ولى نه از آنگونه که عذرخواه

 

نهج البلاغه/علی (ع)

 
خاطرات من

 

دلتنگیهایم را بگذار ترانه هایم با خود ببرند

و عطر دلبستگیهایم در سرسرایشان پنهان بماند ....

چه میتوانم کرد جز نشستن در پس تمامی خاطرات و مرور یکایکشان ...

شاید بازهم روزهای خوش گذشته باز گردند ....

 

 

 

شباهنگ

 
فکرکن ......درسهای زندگی

فکر کن ....

به تمامی اتفاقات و افرادی که در پیرامون تو هستند ...

و هرکدام برای تو پیامی دارند .. آنها که با کردارهایشان به تو درس میدهند ..

با رفتارهای خوب و بدشان ....آنها در مسیر تو قرار گرفتند تا با رفتارهایشان به تو مسیر درست را نشان دهند

با کردار بدشان به تو بیاموزند چقدر احساس و نتیجه بدی ،نصیبت میشود وتو از آنها زین پس پرهیز نمایی  با رفتارهای خوبشان به تو نشان دهند چقدر لذت بخش است یک عمل نیک تا اقدام به انجامشان کنی  ....

آنها بی دلیل در زندگی تو قدم نمیذارند بی دلیل سر راه تو قرار نمیگیرند ....

تمامی انسانهای پیرامونت برای تو پیامی دارند.....

بعضی پیام چگونگی دست یابی به خوشبختی و موفقیت و بعضی پیام دوری از اشتباهاتی با تاوانهای سنگین را برای تو میآورند....

به همه پیامها دقت کن به همه انسانها به راهی که میخواهند به تو نشان دهند به درسهایی که به تو میآموزند به همه دقت کن......

فکرکن فکرکن خداوند و کائنات میخواهند با تو سخن بگوید...

 

 

شباهنگ 

 
تحقق معجزه الهی

هرانسانی محل تحقق معجزه ی الهی است . باید به این مهجزات فرصت تحقق داد.بسیار غمبار است دیدن اینکه مردم از زندگی ِ یکه و با شکوه،زباله میسازند .

شکوه آفرینش در دامان آنهاست ،زیبایی آن را احاطه کرده ،خدا همه ی درها را به روی شکوه ،زیبایی،فیض و رستگاری بسته است .دیگر حتی روزنه ای هم باقی نمانده است .

روزانه یک ساعت خلوت کن ؛چنان گویی تو هستی و تو .از این تو نیز بگذر و به یک خلا ء مطلق فکرکن .

مراقبه یعنی قرار گرفتن در وضعیت فنا،فنای نفس ،فنای ذهن،فنای دلمشغولی ها و نگرانی ها .

از اینکه تخلیه شوی و مستعد تجلی خداوند خواهی شد .

کاملا تخلیه شو .گویی عدد صفر هستی .

اندک اندک مشاهده خواهی کرد که تهی نیستی

بلکه از خداسرشار شده ای و این خاصیت "عشق " است.

 

<< مسیحا برزگر >>

 
صیحفه سجادیه

ستایش خدای ـ عزّوجل ـ

ستایش برای خداست؛ آن نخستینِ بی‌آغاز و آن واپسینِ بی‌انجام.
او که دیده‌ی بینندگان از دیدنش فرو مانَد، و اندیشه‌ی وصف کنندگان ستودنش نتواند.
آفریدگان را به قدرت خود آفرید، و به خواستِ خویش بر آنان جامه‌ی هستی پوشید.
آن‌گاه ایشان را به راهی که می‌خواست رهسپار کرد، و به جاده‌ی محبّت خود روان گردانید. آفریدگان نتواند از حدّی که خدا برایشان مقرّر ساخته است، قدمی پیش و پس بگذارند.
برای هر یک از آنان روزی‌ام معلوم و به اندازه قرار داده است؛ آن گونه که هیچ کس نتواند از آن کس که خدا فراوان به او داده، چیزی بکاهد، و به آن کس که اندک به او بخشیده، چیزی بیفزاید.
سپس برای زندگی‌اش پایانی مشخص و زمانی معیّن قرار داد که با روزهای عمرش به سوی آن گام بر می‌دارد، و با سال‌های روزگار خویش بدان نزدیک می‌شود؛ تا چون واپسین گام‌ها را بردارد و عمرش به سرآید، جان او را بستاند و به سوی پاداش بسیار یا عذاب وحشت‌بار خود روان سازد، «تا آنان را که بد کرده‌اند، به سبب کردارشان، سزا دهد، و آنان را که نیکی کرده‌اند، جزا بخشد»؛
قسمتی از دعای نخست صحیفه سجادیه
 آنکه گرهِ کارهای فرو بسته به سر انگشت تو گشوده می‌شود، و ای آن که سختیِ دشواری‌ها با تو آسان می‌گردد، و ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست.
سختی‌ها به قدرت تو به نرمی گرایند و به لطف تو اسباب کارها فراهم آیند. فرمانِ الاهی به نیروی تو به انجام رسد، و چیزها، به اراده‌ی تو موجود شوند،
و خواستِ تو را، بی آن که بگویی، فرمان برند، و از آنچه خواستِ تو نیست، بی آن که بگویی، رو بگردانند.
تویی آن که در کارهای مهم بخوانندش، و در ناگواری‌ها بدو پناه برند. هیچ بلایی از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگردانی، و هیچ اندوهی بر طرف نشود مگر تو آن را از دل برانی.
ای پروردگار من، اینک بلایی بر سرم فرود آمده که سنگینی‌اش مرا به زانو درآورده است، و به دردی گرفتار آمده‌ام که با آن مدارا نتوانم کرد.
این همه را تو به نیروی خویش بر من وارد آورده‌ای و به سوی من روان کرده‌ای.
آنچه تو بر من وارد آورده‌ای، هیچ کس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوی من روان کرده‌ای، هیچ کس برنگرداند. دری را که تو بسته باشی. کَس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند.

قسمتی از دعای هفتم
 
توقع زیادی بود؟

 

 

 

 

منتظر نباش که شبی بشنوی،
از این دلبستگی های ساده دل بدیده ام!
که روسری تو را،
در آن جامه دان ِ قدیمی جا گذاشته ام!
یا در آسمان،
به ستاره ی دیگری سلام کرده ام!
توقعی از تو ندارم!
اگر دوست نداری،
در همان دامنه دور ِ دریا بمان!
هر جور تو راحتی! بی بی باران!
همین سوسوی تو
از آنسوی پرده دوری،
برای روشن کردن ِ اتاق تنهائیم کافی ست!
من که اینجا کاری نمی کنم!
فقط, گهکاه
گمان آمدن ِ تو را در دفترم ثبت می کنم!
همین!
این کار هم که نور نمی خواهد!
می دانم که مثل ِ همیشه،
به این حرفهای من می خندی!
با چالهای مهربان ِ گونه ات...
حالا، هنوز هم
وقتی به آن روزیهای زلالمان نزدیک می شوم،
باران می آید!
صدای باران را می شنوی؟●

 

 

یغما گلرویی

 
بلندشو ،بایست

ازجا برخیز و بایست

همین الان

و روی پنجه هایت بلند شو

و دستانت را بالا ببر و بکش بسوی آسمان

تا آنجا که میتوانی.....

وقتی با یک خواستن کوچک اینقدر بالاتر میروی

پس اگر اراده کنی ،فکرکن ،تا کجا میتوانی بروی

 

شباهنگ

 


نیلوفر ثانی کتاب مجموعه شعر کوتاه (بی واسطه دوستت دارم ) لینک کانال تلگرام نیلوفرثانی http://telegram.me/niloofarsanipoem


آئینه(٢)
آتش دل(٥)
آزادی(٢)
آشنایی(۱)
آغاز(۱)
آغوش(۱۱)
آمدنت(۳)
آموزه های دینی(٧)
آه(۱)
آیات دلنشین(۱۸)
آیین شاعر(٢)
ابر(٥)
اتفاق(٤)
اثرخوشنویسی(۱)
احمدشاملو(۳)
اخوان ثالث(٢)
ارتفاع نبودنت(۱)
اردلان سرافراز(۱)
اردیبهشت(٤)
ازمن دور شو(۱)
اسارت(۱)
اسماعیل هاشمی(۱)
اسیر(۱)
اشتیاق(٢)
اعتراض(٥)
اعتماد(٢)
افسانه(٢)
افسانه امیری(۱)
افسوس(۱)
امید(٥)
امیرحسین سام(۱)
انتظار(۱٢٦)
انتظار 2(۳)
انتظار2(۱۱)
انتظار3(۱٠)
انتظار4(۱٧)
اندرز(٩)
اندوه(٦)
انسان(۳)
انعکاس تو(۱)
ای تماشایی خورشید(۱)
ایرج جنتی عطایی(٢)
ایمان(٢)
اینستاگرام نیلوفرثانی(٢)
باد(٩)
بادبادک(۱)
باران(٦٤)
باران بوسه(٢)
باران عشق(۱)
باران نگاه(٢)
بازگشت(٤)
بدنبال(۱)
بذر تو(٤)
برزگر(۱)
برف(٤)
برکه(٢)
بزرگان دین(۱۸)
بساط عاشقی(۱)
بغض(۱)
بند عشق(۱)
بهار(٤٢)
بهانه(۱)
بهشت(۳)
بهشت تو(۱)
بودن(۱)
بودنت(٧)
بوسه(۳۳)
بوی تو(٤)
بی تو(۱۳)
بی هیچ ردی(۱)
بی واسطه دوستت دارم(٢)
بی وفایی(٢)
بیا(۱۱)
بیداری(۳)
بیراهه(۱)
پارادوکس(۳)
پاییز(۱٩)
پاییز 2(۱٩)
پچ پچ عاشقی(۱)
پرتگاه جنون(۱)
پرنده(٢۱)
پرواز(۳)
پروانگی(۱)
پروانه(۸)
پریدن(۱)
پس خواهم گرفت(۱)
پنجره(۱۳)
پیچک(٢)
پیشکش(۱)
پیوند شعر(۱)
تاراج(۱)
تاریکی(٢)
تایپوگرافی(۸٦)
تایپوگرافی نیلوفرثانی(٥٥)
تبر(۱)
تبعید(٢)
ترانه(۱٦)
تشنگی(٢)
تصنیف(۱)
تعبیر خواب(۱)
تقدیر(۱)
تقدیمی(۱)
تقویم(۱)
تماشای تو(۳)
تندر(٢)
تنهایی(۱٤)
تنهایی 2(٩)
تنهایی3(٢)
تهران(۱)
تو(٥٤)
تو رفته ای(۱٠)
تو نیستی(٢٠)
تک بیتی(۱)
تک نوشت(٢)
تکثیر تو(٢)
تکرار(۱)
تیررس نگاه تو(۱)
تیغ(۱)
تیک تاک(۱)
جبران خلیل جبران(۱)
جدایی(۳)
جدایی 2(٦)
جزر محبت(۱)
جملات کوتاه(٢)
جنگ(۳)
جنون(٩)
چشم(٤)
چشم تو(٤)
چشم های بی روشنی(۱)
چشم های تو(٦٤)
چشمهای تو(۱٤)
چندکوتاه نوشت(۱)
چه خبر(۱)
چهل تکه(۱)
حادثه(٧)
حرفها(٦۳)
حس قشنگ(۱)
حسرت(٢)
حسین منزوی(٢)
حق کلمات(۱)
حقیقت(۳)
حمید مصدق(۱٢)
خاطرات(٧)
خانه(۱)
خرمن(۱)
خرید اینترنتی کتاب(۳)
خزان(۱)
خلسه(۱)
خلوتانه(۱)
خواب(٦)
خورخه لوئیس بورخیس(۱)
خورشید تابان(۱۳)
خوشنویسی(۱)
خیال تو(٦)
دار(۳)
داستان کوتاه(۱)
داستانک(٢)
درخت(۱٠)
درد(٦)
درد واره(٤)
درسهای زندگی(۱٢٤)
درسهای عاشورا(٤)
درسهای معنوی(۳۸)
درنای دل(۱)
دریا(۱٠)
دست نوشته های من(٩۸٦)
دست نوشته های من 2(۱٠٠)
دست نوشته های من 3(۱)
دست نوشته های من3(۱)
دست نوشته های من4(٤٥)
دست نوشته های من5(۳٥)
دست نوشته های من6(٤٦)
دست نوشته های من7(۱٦)
دست نوشته های من8(٥)
دست نوشته های ن(۱)
دست های تو(٩)
دستان تو(٢)
دستهای تو(۱٤)
دعوت(۱)
دل(٩)
دل عاشق(۱)
دلتنگی(٥٢)
دلتنگی 2(٧)
دلتنگی 3(۸)
دلتنگی 4(۱۳)
دلتنگی 5(۳)
دلتنگی2(٥)
دلتنگی3(۸)
دلداده(۱)
دلهره شهر(۱)
دماوند(۱)
دوبیتی(۱۱)
دوبیتی من(٤)
دورتر بایست(۱)
دوری(٧)
دوری دست ها(۱)
دوست داشتن(۱٦)
دوستت دارم(٥)
دکتر افشین یداللهی(۳)
دکتر علی شریعتی(٢٢)
دکتر موسوی گرمارودی(٢)
دکترامیرحسین سام(٢)
دیدار(۱٤)
دیوار(۱)
دیوانه(۱)
ذره ای دور از خورشید(۱)
ردپای تو(۱)
رسم عشاق(۱)
رضا کاظمی(٢)
رفت و آمدها(۱)
رفتن(۳)
رقص عشق(٥)
رنچ(٤)
رنگ عشق(۱)
رهایی(٢)
روز پدر(۱)
روزمیلاد(۱)
رویا(۸)
روییدن(۱)
زلزله(٢)
زمیم بیهوده میچرخد(۱)
زن(٧)
زندگی(۸)
سال نو(۳)
سایه تو(٢)
ستاره(٢)
سخنان بزرگان(٧٤)
سخنان کوتاه(۱)
سر عشاق(۱)
سرآغاز(۱)
سردی(۱)
سفر(٦)
سقوط(۱)
سنگ انداختن(۱)
سهم دستانت(۱)
سهم من(٢)
سهیل محمودی(٢)
سوختن(٥)
سوزنبان(۱)
سوی تو(۱)
سکوت(۳)
سید علی امیر افضلی(۱)
سید علی صالحی(۳)
سیمرغ(۱)
شاعر(٤)
شاعر پرنده(۱)
شاعران(۱٠٧)
شاعری(٢)
شانه های تو(٥)
شب(٩)
شب زمستانی(٤)
شبیخون(۱)
شعر(٢٦٢)
شعر 2(۸)
شعر 3(۱)
شعر بلند(٢)
شعر به مناسبت تولد(۱)
شعر مشقی(۱)
شعر و تصویر(٦٦)
شعر و شیدایی(۱)
شعر کوتاه(۱)
شعرهای بلند من(۱٢)
شعرهای بلند من 2(۱٠)
شعرهای بلند نیلوفرثانی 95(۱)
شعرهای من(٦٠٥)
شعرهای من 2(۱۱۳)
شعرهای من 3(۳٩)
شعرهای من 4(۱)
شعرهای من3(۱)
شعرهای من4(٢۱)
شعرهای من5(٢)
شعرهای نیلوفر ثان 6(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 1(۱٩)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٥۳)
شعرهای نیلوفر ثانی 5(۳٥)
شعرهای نیلوفر ثانی 6(۱۸)
شعرهای نیلوفر ثانی 7(۱٧)
شعرهای نیلوفر ثانی 9(۳٤)
شعرهای نیلوفر ثانی10(۱٠٩)
شعرهای نیلوفر ثانی4(٥۱)
شعرهای نیلوفر ثانی6(۱)
شعرهای نیلوفر ثانی8(٥۳)
شعرهای نیلوفرثانی بهار95(٥٩)
شعرهای نیلوفرثانی بهار96(٢٥)
شعرهای نیلوفرثانی پاییز95(۸٠)
شعرهای نیلوفرثانی زمستان 95(٤٥)
شعرهای نیلوفرثانی11(۳٤)
شعرهای نیلوفرثانی12(٧۳)
شعرهایم(٢)
شعرکوتاه(٢۱)
شلیک عشق(۱)
شمس(٢)
شمس لنگرودی(۱)
شنبه(۱)
شهاب مقربین(۱)
شهر(٢)
شوق(۳)
شکسته(۱)
صبح(۱)
صدا(۳)
طالع(۱)
طبل تو خالی(۱)
طبیب(۱)
طغیان(۱)
طنین(٢)
طوفان(۱)
ظرف شعر(۱)
عابر(۱)
عارفانه(٢۱٩)
عاشق(٢)
عاشقانه(٩٩٩)
عاشقانه 10(۱٤)
عاشقانه 11(٢٥)
عاشقانه 12(۱٢)
عاشقانه 13(٢۳)
عاشقانه 14(٦)
عاشقانه 15(٢٤)
عاشقانه 16(۱)
عاشقانه 17(۱۸)
عاشقانه 2(٦٧)
عاشقانه 3(٢)
عاشقانه 5(۱٠)
عاشقانه 8(۳٦)
عاشقانه 95(۳۱)
عاشقانه10(٢)
عاشقانه15(٩)
عاشقانه18(٢)
عاشقانه3(٢۳)
عاشقانه4(۱۳)
عاشقانه9(٢٢)
عاشقانه95(۸)
عاشقانه96(۱)
عبدالاجبار کاکایی(٢)
عبدالجبار کاکایی(۱)
عبور(۱)
عشق(۱٠۳)
عشق 2(۱٥)
عشق 5(٢٧)
عشق 6(۱٧)
عشق3(۱۳)
عشق4(۱)
عشق4(۱٧)
عشق7(۱)
عصر ما(۱)
عطرتو(۸)
عطش(۳)
عکس و نوشته(۸)
غزل(٢)
غمگینانه(٧)
غیاب عشق(۱)
فاصله(۱٠)
فانوس(۱)
فراق(٢)
فراموشی(۳)
فرشته(۱)
فروغ فرخزاد(٢)
فریاد(۱)
فریدون مشیری(٤)
فلسفه عشق(٢)
فکرکن(٧٤)
قاصدک(٢)
قرعه(۱)
قسم به عشق(۱)
قسمت ما(۱)
قصه امروز ما(۱)
قطار(۳)
قطعه(٤)
قفس(۳)
ققنوس(۱)
قلب تو(۱)
قلب شعر(۱)
قیصر امین پور(٩)
گره دستانمان(۱)
گروس عبدالملکیان(۱)
گل(۱)
گم شدگی(۳)
گنجشک(٢)
گیتی خوشدل(٦)
گیسوی یار(۱٥)
لبخند(۱٢)
لبخند زن(۱)
لمس باران(۱)
لیلی و مجنون(٥)
مادر(۱)
ماه(٢٧)
مبادا(۱)
متفرقه(۳)
مجسمه سنگی(۱)
مجموعه شعر کوتاه(۳)
مردن(٢)
مردودی عشق(۱)
مرز ما(٢)
مرزی نیست(۱)
مرگ(٥)
مرو(۱)
مستی(۱٠)
مسیحا برزگر(٧٢)
مشق هر شب(۱)
مصطفی مستور(۳)
معجـزه(۳)
معطل یک بوسه(٢)
مفهومی(٢)
مقدس(۱)
ملک الشعرای بهار(۱)
من(٢)
مناجات(٢)
مناسبتها(٥۸)
مهدی اخوان ثالث(۱)
مهر(٤)
موریانه تنهایی(۱)
موسیقی سنتی ایرانی(۱)
موفقیت(٧)
مولانا(۱)
موی تو(۱)
میدانم(۱)
ناامید و خسته(٥)
نام تو(٩)
نامه ها(٧)
نبض تپیدن(۱)
نبودنت(٢٢)
نت گمشده(۱)
نجات من(۱)
نظرآهاری(٩)
نقطه عطف(۱)
نگاه(٢)
نگاه تو(٤)
نگاه تو(٢)
نگاهم کن(۱)
نهج البلاغه(٩)
نوبت عاشقی(۱)
نوشته های من(٢)
نویسندگان(۱)
نکته امروز(۱٠)
نیایش(٥۱)
نیلوفر(٥)
نیلوفر آبی(۳)
نیلوفر ثانی 3(۳٩)
نیلوفر ثانی 5(۱)
نیـلوفرآبی(۱)
نیما یوشیج(۱)
نیمکت پارک(۱)
هادی رنجی(۱)
هجرت(۱)
هذیانه(۱٢)
هشدار(۱)
هفت سین(۱)
هفته(۱)
هم رزم(۱)
هما روستا(۱)
همایون شجریان(۱)
همچو گوهری(۱)
هورمزد یعقوبی نژاد(۱)
هوشنگ ابتهاج(٢)
هیچ(۳)
واگویه های دل(٤٠٦)
وبلاگ(۱)
وحشی بافقی(۱)
وسوسه(۱)
وطن من(۱)
وعده بهشت(٢)
وقت اضافه(۱)
وقتی یادت میرود(۱)
کاش(٢)
کافه(۱)
کانال تلگرام شعرهای نیلوفرثانی(٦)
کتاب بی واسطه دوستت دارم(٧)
کتاب شعر کوتاه(۱)
کتاب های نیلوفر ثانی(٥)
کجاست(۱)
کشت های من(۱)
کمانه تیر(٢)
کوتاه نوشت(٧٠٦)
کوتاه نوشت 10(٤٩)
کوتاه نوشت 11(۳٥)
کوتاه نوشت 12(٢٠)
کوتاه نوشت 13(۱٥)
کوتاه نوشت 15(۳٤)
کوتاه نوشت 16(۱٠٧)
کوتاه نوشت 17(٦۱)
کوتاه نوشت 2(۱٠۸)
کوتاه نوشت 3(۳٥)
کوتاه نوشت 5(۳۳)
کوتاه نوشت 7(۱٦)
کوتاه نوشت 8(٥٥)
کوتاه نوشت 9(٤۱)
کوتاه نوشت بهار95(٥٦)
کوتاه نوشت بهار96(٢٤)
کوتاه نوشت پاییز95(۸٠)
کوتاه نوشت تابستان95(۱)
کوتاه نوشت زمستان 95(٤٥)
کوتاه نوشت14(٥٤)
کوتاه نوشت18(٤۸)
کوتاه نوشت4(٤٤)
کوتاه نوشت6(٤٥)
یاد(۱)
یار(٤)
یغماگلرویی(۳٠)
یلدا(٤)

 

 

 

اردیبهشت ٩٦
فروردین ٩٦
اسفند ٩٥
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧