آواز شباهنگ

;وبلاگ رسمی شعرها و نوشته های نیلوفر ثانی;;کپی و استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نویسنده ی آن مجاز است


تا صبح شب یلدا

چند این شب و خاموشی؟  وقت است  که  برخیزم
وین آتش  خندان  را  با  صبح  برانگیزم
گر سوختنم  باید،  افروختنم  باید
ای عشق بزن  در من،  کز شعله  نپرهیزم
صد دشت شقایق چشم،  در خون  دلم  دارم
تا خود به کجا آخر، با خاک  در آمیزم
چون کوه نشستم من،  با تاب  و تب  پنهان
صد زلزله  برخیزد، آنگاه  که  برخیزم
برخیزم  و بگشایم ، بند از دل  پرآتش
وین سیل گدازان  را ، از سینه  فرو ریزم
چون گریه  گلو گیرد ، از ابر  فرو  بارم
چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم
ای سایه ! سحر خیزان  دلواپس  خورشیدند
زندان شب  یلدا ،  بگشایم   و  بگریزم 
                             
    

 

 ه _الف _ سایه

 

یلدا مبارک

 
یادباد

 

 

یاد باد آن ایام خوش گذشته

آن سرخوشی ها و شیطنت های کودکانه

یاد باد آن بی غمی ها،آن آرزوهای بیکرانه

آن شادیهای کوچک ،آن خنده های بی بهانه

یاد باد آن هم نشینی های دوستانه

گپ و گفت و شنودهای جانانه

یاد باد روزهای پرشعر و طرب باحضور دوستان فرزانه

یاد باد آن زمان که دل غمین نبود ،افسردگی حالش نبود

شمع پرسوز و گداز هرگز نبود، بی حتی یک پروانه

یاد باد آن روزهای پرترنم پرزهوای خوش بهارانه

یاد باد دلهای بی حزن و اندوه

آن شبهای بلند جاودانه

شباهنگ

 

 

 

 

 
خدای من

بنام او

بنام اویی که اگرخالصانه دل به او ببندیم وبه یادو به خاطر او هر کار را انجا م دهیم هر چه پیش می آید ازصلاح و  حکمت اوست و او هرگز برای بندگانش بد نمی خواهد ودوست ندارد آنها را غمگین ببیند  پس سختی ها و مشکلات و ناراحتیها را میتوان به پشتوانه مهر و عشق او تحمل کرد وپشت سر گذاشت میتوان در هنگامه تنهایی و حزن شکست و ندامت بیاد آورد که او نزد ماست ومارا عاشقانه دوست دارد و هرگز ما را تنها نخواهد گذاشت در وجود ماست ولحظه لحظه با ماست.

 ای پروردگار مهربان به دامانت چنگ میزنم وبه قدرت لایزالی ات وبه محبت بیکرانت و عطوفت بی پایانت به لطف و اقتدارت به بزرگی و حاکمیتت ایمان دارم که با من خواهی بودوهرگز مرا تنها نخواهی گذاشت حتی اگر ناخواسته آلوده به گناه گردم و ندانسته ظلمی در حق مخلوقی از تو روا دارم .

مرا ببخش به کرم و بزرگواریت به احسان و مهربانیت به رحم و مروتت چراکه دوستت دارم به بزرگی خودت وبه بیکرانی حکومتت وزیبایی جمالت و شکوه جلالت از نهایت دل واز اعماق وجود وعزیزتراز خود .

مرا درآغوش خود گیر و چتر پناه خود را برسرم افکن مرا به خود وامگذار و فراموشم نکن

 که جز تو هیچ ندارم  ..........   

میدانم روزی عاقبت به سوی تو باز خواهم گشت  ودر نزد تو آرام خواهم گرفت همان جایی که نظیری ندارد و بهترین مامن است برای همه انسان ها   .....    

 
بوی خوش

ای کاش همراه هر باد بوی خوش تو می آمد
ای کاش با هر قاصدک خبری ازتو برایم می آمد
ای کاش در این وانفسای غریب
مسیحا نفسی چون تو برام می آمد

شباهنگ

 
سخن بزرگان

 

 چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری .

"جبران خلیل جبران" 

 

*********

همیشه در هنگامه درد و غم و اندوه بیاد میآوریم دست نیاز بالاببریم و از خدای خود طلب کمک و یاری کنیم اما ای کاش بدانیم که هیچگاه نباید از یاری او و شکرگزاریش و اخلاص دربرابرش کوتاهی کنیم او هماره مارا میبیند و احوال مرا ، مگذاریم بخاطر شنیدن استغاثه امان رنجی را نصیبمان کندتا اورا بیشتر بخوانیم  .

 
میخواهم بروم

 

 

 

 

 

چه اسارتی.....میخواهم رها شوم،

اینهمه رنگهای دورنگی.....میخواهم رنگ بی رنگی شوم،

آه از رنج و غم و درد......میخواهم روزه شادی بگیرم.

مژده ی پرواز آمد مرا .....میخواهم بالی بگیرم ، بروم .....

 

 

شباهنگ

 
آیات دلنشین

 بنام او

هر کس، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است...

سوره مائده (٣٢)

کمی به آنچه در کتاب آسمانیمان توصیه شده دقت و توجه کنیم و با تفکر بیندیشیم حال ما از کدام دسته ایم......!!!!

 

 
بگذار آرام بگیرم

 

نمی دانی چقدر نا آرامم کاش کمی نگاهم کنی تا از حس نگاهت کمی آرام بگیرم.

تنهایی در لحظه هایم همیشه جاریست،اما میدانم با تو رنج تنهایی ها پایان پذیر است.

میدانم همیشه با منی ....اما نگاهت را نیز میخواهم ...همیشه برمن نگهدار آن دو چشم زیبارا تا از نگاهت آرام بگیرم. 

 

شباهنگ

 
فهم عاشقانه هستی

هر آنچه که به ما میرسد از شادی یا غم، تحفه ایست که از خدا میرسد.

ای شاخ ِ تر!

برقص و بهار و زمستان زندگی شادمانه در آغوش بگیر.

هرگز از هستی گله مکن،

چون برگی خشک ،بربال نسیم آگاهی عظیم کیهانی سوار شو، وفارغ البال،

بگذار تورا به هرکجا که میخواهد ببرد.

در آستانه ی این آگاهی عظیم کیهانی ،قالب کلمات میشکند و مرز پندار فرو میریزد.

جاودانگی ، بی مهابا، دروجود همه چیز وهمه کس جاری می شود.

اینجاست که زبان از نیایش بسته میشود و انسان سراپا نیایش میشود.

 

 

مسیحا برزگر/فهم عاشقانه هستی

 
علی،ولی بی چون و چرای من ....

 

 

 

                                                علی مراد من

علی سالار من

علی ولی بی چون و چرای من

چه کسی از تو شایسته تر بود برای جانشینی رسول؟

تویی که در همه حال یار و یاور پیامبرم بودی و حمایتت استوارتر میکرد ستون اسلام را...

تویی که علمت احاطه دارد برهرچیزی و عدلی داری موشکافانه که منشاء الهی دارد ،

تویی که در تمام جنگها در خط مقدم بودی و سینه سپر کردی در مقابل تمام مخالفان،

سخنها شنیدی و دشنامها و رنجها کشیدی و دردها که تنها نبی قدر دانست و زهرا..

تو دریایی که هرموجش هزار راز دارد و دشتی که گلهای وجودش عطر اگین به مکاشفات رموز الهی است ...

علی حجت تمام خوبیهای من

رهبرم درروزهای سخت و آسان زندگی

ولی برحق تویی

جانشین بی هیچ تردیدی برای رسول ،تو آموختیمان راه روشن زندگی را با هر کرده ات که براستی الگوی مطلقیست....انروز که پیامبر برگزیدگی تورا نیز اعلام نمود سیاه دلان کور دل تاب نیاوردند بازهم تورا سرور سالار ببینند اما بدان برای ما پیروانت تو همیشه سالاری هرچند حق را پایمال کردند و همیشه تو ولی بی چون و چرایی هرچند ولایت را نادیده گرفتند...

  "روزبرگزیدگی تو،ولی بی چون و چرای من مبارک"

                                                 

                                                  شباهنگ

 

برای این تصویر زیبا ازدوست عزیزآقای خسته، که زحمت کشیدند بسیار متشکرم .

 
زیبا

بنام خالق زیبایی ها

زیبا !

دلم گرفته است،

از این مردمان چند رو ...

از این دیده های کور....

از این دستان نا صمیمی....

زیبا !

به کجا باید پناه برد از این نامردمی ها

واشک در بر که ریخت زین ستمها!

و از که انتظار همدردی داشت بی حس حقارت از اینهمه رنجها و دردها

اگر تونباشی....

زیبا !

دنیای بزرگت پراز سیاهی است ،مگر میشود سپید بود؟

هوا لبریز از دود است ،مگر میتوان نفس کشید و صبور موند؟

چهره ها دیگر زیبا نیست و لبخندها زمهربانی،

اینها دیو و ددانند در لباس آدمی

 و خنده هایشان زهرآگین است از نقشه های شوم و پلید....

زیبا !

از زیباییت بر بندگانت ببخش

دمی اهورایی بروجودشان بدم

اسیرشان کن در قفسهای محبت

زنجیر عشق برپایشان بزن 

با ابر رحمت بر سرشان ببار

مگذار از تودور شویم

خورشید دلمان باش و بتاب

شباهنگ

 

 
درسهای زندگی

 تجربیات زندگی، درسهایی هستند که هرروز به ما گوشزد میکنند برای داشتن زندگی بهتر باید چه کارهایی را انجام بدهیم و چه چیزهایی  را انجام ندهیم...

روزی گمان میکردم با منطق میتوانم راه پیش ببرم و به اهدافم برسم اما امروزه میدانم که گاهی برای موفقیت و برای داشتن زندگی آرام و عزیزانی که تا جایی که امکان دارد باید راضی باشند باید گاهی حتی منطقی نبود و انرا کنار گذاشت ...باید برای هنرزندگی کردن گاهی طرف مقابل را درک کرد و از خواسته ها گذشت .

باید گاهی حتی برخلاف جریان پیش رفت باید گاهی با جریانات زندگی همراه شد اما آنچه در همه وقت باید بیادمان بماند این است که آرامش را حفظ کرد و از اعتدال دور نشد

انسانها خیلی متفاوتند و برای زندگی در کنار آنها باید خیلی چیزها رو آموخت و انجام داد.اینروزها نمیشه از همه انتظار داشت خوب باشند و رفتارهایشان انسانی باشد چون انها خود هم نمیدانند دست به کارهای غیر انسانی میزنند آنها هم عیب دیگران را بیشتر میبینند و خودرا مبرا .......

باید برای آرامش روشهایی رو بکارببریم، برای زندگی که مطابق با اصول اخلاقی و نیک زیستی و نیک رفتاری باشد ....

 

حرفهایی زیادی دارم مجال دیگر ادامه خواهم داد......

 
انسانها

 

 

بسیاری از انسانها می آیند و میروند بی هیچ سودی و هیچ زاده شدنی.

بسیاری از انسانها همیشه در خوابند ،چه قبل از آمدن به دنیا چه بعد از آن.

بسیاری از انسانها نمیدانند برای چه آمده اند و چرا میروند.

بسیاری از انسانها بدنیا می آیند بدون آنکه بواقع زاده شده باشند.

بسیاری از انسانها در فراموشی عمیقیند.و درفراموشی میمیرند .

بسیاری از انسانها از زندگی خود لذت نمیبرند .و از حس شیرین لذت  واقعی بی بهره اند.

بسیاری از انسانها،نمیدانند باید چگونه از فراموشی بیرون آیند و از خواب بیدار شوند.

نمیدانند که این بیداری نیست که زندگی میکنند بی تفکر و اندیشه .بی هیچ نقطه روشن ....بی ذره ای از حس عشق.

نمیدانند که باید روحشان را بیدار کنند، تا زنده واقعی باشند تا از لذت زندگی بهرمند شوند.تا لذت واقعی را حس کنند .

بسیاری از انسانها تلاشی برای کشف رازها نمیکنند و برای برخواستن از خوابی تکراری.

آنها روزگار خودرا در رفت و آمدهای بی سود خلاصه کرده اند .

آنها به آنچه باید ،فکرنمیکنند . باید در آنها فانوس بیداری، روشن شود .باید به آنها از عشق گفته شود و از تجربه لذت و احساس واقعی زیستن .باید رازها را برایشان مکاشفه شودو ......باید جسارت و شجاعت را پیدا کنند باید راه عاشق شدن را بیابند ....

باید به آنچه بیداری نصیبشان میکند چنگ زنند.

 

 

 

"شباهنگ"

 
فکرکن

بنام او

ساده گرفتن را بیاموزیم و سخت گرفتن را ...

بیاموزیم عشق ورزیدن و مهر داشتن ،آسان است ولی اشتباهات را سخت بگیریم...

از کنارشان ساده عبور نکنیم تا بازهم روزی مبتلای تکرارشان نشویم.

بیاموزیم دوستی ها را میتوان ساده گرفت و شروع کرد ولی برای حفظ آن ساده نگیریم .

ساده بگیریم اشتباهات دیگران را درحق خودمان و ساده نگیریم حقهایی که بر گردنمان است مبادا پایمال شوند....

ساده بگیریم مشکلات زندگی را ....زودگذرند و فانی ....سخت بگیریم آنچه مارا از خدا و روز حساب دور میکند و بیش از پیش دلبسته دنیا .....

روزی دمی تفکر به خود و خالقمان را ساده بگیریم و سخت بگیریم هدفهایی که باید داشته باشیم .هدفهایی که لایقمان است برگزینیم ..

ساده بگیریم گوش دادن به دیگران را و سخت بگیریم فاش دردها و رازهایمان را .

نوشتن را برای خود ساده بگیریم برای دیگران سخت ....آنچه مینویسیم برای کسی میتواند تغییر دهنده سرنوشتش باشد ....پس با دقت و سختی، متعهد به آنچه از قلم ما تراوش میکند باشیم ....

چیزهای خوب را ،همه را ساده بگیریم برای انجام و سخت باشند برایمان بدی ها پلیدی ها .....

میتوانیم با قدرت فکر و شعور، انتخاب کنیم چه چیزهایی در زندگیمان باید ساده گرفته شوند چه چیزهایی سخت و این مثل که" زیاد سخت نگیر "را همیشه درست و محق ندانیم.

 

شباهنگ

 
رسیدن به این سایه سار ساده نبود

روزگاری رازِ زیبایی زنبق ها را نمی دانستم!
دستم به دستگیره ی دل سپردن نمی رسید!
چشم چکامه هایم ضعیف بود!
پس با عینک ِ عشق به آسمان نگاه کردم!
به باغ و بلوغ ِ بوسه و بی حصاری ِ آواز!
به پولک ِ سرخ ماهی تنگ!
به جهره ام در اینه ترک دار!
نگاه کردم و دانستم!
دانستم که جهان،
کوچکتر از کره درس جغرافی دبستان است!
دانستم که کلید ِ تمام قفلهای ناگشوده ی دنیا،
همه این سالها در جیب من بود و بی خبر بودم!
دانستم که می شود با یک چوب کبریت،
خورشید ِ عظیمی را در آسمان روشن کرد!
دانستم که گذشتن از گناه ِ روزگار آسان است!
بخشیدن ِ خشم ِ شعله بر پرِ پروانه
و آمرزش ِ زنبورهای گزنده ی عسل آسان است!
حالا از پس همین عینک به زندگی نگاه می کنم!
در پس همین عینک چشم به راه تو می مانم!
در پس ِ همین عینک می گریم
و روزی،
در پس ِ همین عینک خواهم مرد!
ای!
قاریان ِ خاموش ِ گریه های من!
دیگر از دوری ِ دستهای و ستاره ها زاری نکنید!
من در تاب و تاب این ترانه های تنهایی،
به جای تمام شما گریه کرده ام

 

 

یغما گلرویی

 
بهترین امید

 

میخواهم سلامت گویم

ای سلاله پاک نبی

ای همه همراه تو است علم علی

تو برایم چون شکوفه خوش عطری

و نگاهت گرم است

 و چه زیباست حس حضورت، آشنای دیرین

 باز آدینه ای بگذشت و تو نیامدی

حس انتظارت هم میکشد مارا به بهشت برین

زانتظار ،تسبیح نیایشم پاره شد

مباد روزی که دلم بمیرد در حزین

همچنان میمانم دیده براهت

تو بهترین هستی ،بهترین امید

 

 

شباهنگ

 

 
فهم عاشقانه هستی

اگر ،غیر از خدا ،کسی یا چیزی وجود داشت آنگاه ،ذات هستی،دیگر یگانه نبود. 

هیاهوی دا را بخوابان.

آهنگ یگانگی هستی را خواهی شنید.

آهنگ یگانگی هستی،زمزمه زنده ی خداست.

که در گنبد جان تو می پیچد.

دل یخ زده ات را در آفتاب اشراق بگذار،آب شو،با آنگاه نفس های خدا ،جاری شو.

بدین سان،چشمی شو برای خدا تا با آن ببیند؛

گوشی شو برای خدا تا با آن بشنود؛

دلی شو برای خدا تا با آن مهربورزد.

خدایی شو،خدا شو.

بگذار خدا خود را با تو ببیند.بگذار خدا با خود ببیند.

 

مسیحا برزگر

 
نزدیکتر بیا

 

 

 

 

از تو دور شده ام که به تنهایی و کسالت نزدیک شده ام.

گرچه یادت همیشه با من است اما منهم گاهی غرق در روزمره گی ها میشوم.

چقدر دلم میخواهد با آرامش و فراغ بالی ببنسینم تنها به تو فکرکنم و از عشق برای تو بگویم.

چقدر دلم میخواهد تو هم بر گوش جانم از عشقی بگویی که هیچ کجا نظیرش نیست و همتایش.

دستانم از تو قوت گرفته تا از تو بنویسد یاریم کن تا بتوانم حرف دلم را بنویسم

و وقتی مینویسم میدانم که آنروز آرامترم .....

ای همه خوب ها ، تنهایم مگذار در حصار تن اسیرم به پروازم درآ....

 

شباهنگ

 
عشق

بالاترین درجه عشق یعنی از خود گذشتن و بعد تسلیم بی چون و چرا .

چطور میخواهی عشق را به اثبات برسانی وقتی نمی توانی از خود بگذری؟

 و نمیتوانی حتی راضی باشی به آنچه معشوق و عشق برتو فرمان میدهد .

مگر میشود هم خویش را دوست داشت و هم دیگری را و انگاه ادعا کرد که عاشق راستین است؟

مگر میشود سهمی از دل را که میتوان تمام و کمال ارزانی عشق معشوق کرد کمی به خود اختصاص داد؟

مگر میشود از خود گذشته نبود اما همه از عشق بود ؟

تسلیم در برابر عشق حتی اگر بخواهد ارزشمند ترین چیزهایت را بگیرد اوج عشق را نشان میدهد.

 باید به معشوق نشان داد عاشق راستین هستیم یا مدعی پرگو....

 

 

شباهنگ

 
عید مبارک باد

"عید امتحان تسلیم و رضا ،عید پیروزی عشق الهی بر تمامی عشقها بر همه مبارک باد"

 
عشق

 

 

تمامی راههایی که به بصیرت و روشنایی میرسد ،سرشار از تجربه های شگفت انگیز است و همه ی این تجربه ها،مانند آفتاب،دلیل بر آفتابند .

به دلیل دیگری احتیاج نیست.آن ها چنان تورا بر می اگیزند و چنان سرشارت میکنند که دیگر احتیاج نداری از کسی دلیل دیگری بر درستی راهت بخواهی .

"تو درستی راه خودرا با همه وجود احساس کرده ای ." 

 

مسیحا برزگر

 
ایستگاه استجابت دعا

  

 

 

یک نفر دلش شکسته بود 

 توی ایستگاه استجابت دعا

منتظر نشسته بود 

 منتتظر،ولی دعای او

دیر کرده بود 

 او خبر نداشت که دعای کوچکش 

 توی چار راه آسمان

پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود

 *

او نشست و باز هم نشست
روزها یکی یکی
از کنار او گذشت 
 

*
روی هیچ چیز و هیچ جا
از دعای او اثر نبود
هیچ کس
از مسیر رفت و آمد دعای او
با خبر نبود

*
با خودش فکر کرد
پس دعای من کجاست؟
او چرا نمی رسد؟
شاید این دعا
راه را اشتباه رفته است!
پس بلند شد
رفت تا به آن دعا
راه را نشان دهد
رفت تا که پیش از آمدن برای او
دست دوستی تکان دهد
رفت
پس چراغ چار راه آسمان سبز شد
رفت و با صدای رفتنش
کوچه های خاکی زمین
جاده های کهکشان
سبز شد

*
او از این طرف، دعا از آن طرف
در میان راه
باهم آن دو رو به رو شدند
دست توی دست هم گذاشتند
از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند
وای که چقدر حرف داشتند

*
برفها
کم کم آب می شود
شب
ذره ذره آفتاب می شود
و دعای هر کسی
رفته رفته توی راه
مستجاب می شود

عرفان نظرآهاری

 
"روز عرفه "روز نیایش

 

 

درهای رحمت هرروز گشوده است و امروز با مرحمتی بیش از همیشه .

امروز خداوند میخواند بندگان را بر سرسفره بذل محبت و عشقی دیگر با هرکوله باری از نیکی و بدی که بر دوششان است.

امروز روز فراخوانیست به پاکیزگی دوباره و به سرشاری از محبت لایزالی به رسیدن به جایگاه بحقه خلیفه اللهی.

امروز روز رفیع شدن است و کسب فیوضات الهی و پیوستن به جمع مقربان درگاه کبریایی و روز نیایش درونی و بارش باران مهر ربانی

امروز خوان بخشش و حب الهی با مهری دیگر گشوده است و غفلت از دست دادن این روز تنها برای زیانکاران، آه و افسوسی باقی میگذارد که فرصتش همیشگی نیست.

امروز روز شهادت به وحدانیت  دوباره خالق است ،روز اعلام بندگی و عبدگی دوباره است. روز بیعت عشقی است که حیاتمان میدهد و برای زندگی اعتبارمان ....

"روز عرفه روزیست که فرصت دوباره انسان بودن را بیازماییم "

"این اتفاق ، ساده نیست  چشم بگشاییم و از این لحظه ناب بهره ببریم و استدعای بخشش را برای همه بخواهیم که بس نیکوتر اجابت خواهد شد "

 

شباهنگ

 

 
عشق با ایمان

ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.

ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب.

عشق بی ایمان  های و هویی  است برای هیچ و عطشی بسوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که ان را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موهوم محو میگردد و جز خاکستر یأس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند .

عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد، نیست میگردد.

 

این عشق با وصال پایان میگرد و آن عشق با وصال آغاز.

ایمان بی عشق همچون محفوظاتی است که در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی امیزد واین است که عالمی پدید می آورد جاهل، و می بینیم که چه بسیارند و چه زشت،

و ایمان بی عشق نیز زندانی است پر از زنجیر و غل و بند که روح را می میراند و دل را ویرانه میسازد و زندگی کلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل .

 

خدایا بمن عشق با ایمان عطا کن.

 

 

دکتر علی شریعتی

 
نورانی ترین نور

ای زیباترین روشنایی در عمق تاریکی

ای شعف هرچه شور ، ای نورانی ترین نور

حتی در تاریک ترین راهها تو فانوس روشنگری

و بر آسمان تیره و تار تو مهتاب درخشانی

هرچه تاریکی فرو آید باکی نیست

تا تو هستی همه راهها نورانیست

 

 

شباهنگ

 
عارفانه

بنام او

انسان به یک نی میماند،و شاید بهتر است بگوییم به آلات موسیقی بی شمار میماند.

اگر ندانیم که چگونه این سازها را بنوازیم ،زندگی شبیه به داستانی میشود که دیوانه ای آن را نوشته باشد؛پراز سرو صدا و پراز مهملات؛ آشوبی بی معنا و انباشته از پرت و پلا.

اما اگر نحوه ی نواختن این سازها را بدانیم،سرمستی و جذبه ای عظیم پدید خواهیم آورد.

اگرکسی بداند که چگونه این سازها را در هم آهنگی کامل بنوازد ،ارکستری به وجود می آورد ،از خویشتن خویش هارمونی می سازد.

فقط این هارمونی که شایسته پیشکش به محضر خداوند است.

این کار ،سهل است ،زیرا این حقیقت ماست...

 

مسیحا برزگر/پرنده میمیرد ، پرواز میماند

 
موعود من

 

 

زیبای من

این دل کویریم برچشمه سار مهرتو

به حرمت نگاه تو سیراب میشود

ای همه نجابت بی تردید

ای سلاله پاک نبی

با تو لحظه های من پرازخدا میشود

ستایشم به قلب تو ،نیایشم به ذکر تو

امید هرلحظه من

با تو حواس من پراز کوچ پرستو میشود

با تو روم به لامکان ،به عرش و فرش کبریا

با تو روم به آسمان ،به شوق راز اولیا

اینهمه دل فدای تو ،فدای تار موی تو

اینهمه چشم منتظرت،به شوق وصل منظرت

دل به ستوه آمده ،هجر تو طول آمده

اینهمه غم به جان ما ،رحمی بکن نگار ما

ای همه جانان منی جان من و روح منی

برای انتظارمن ،هدیه زیبای منی

 

شباهنگ

 

 

 

 
 

میخواهم سلامت گویم

ای سلاله پاک نبی

ای همه همراه تو است علم علی

تو برایم چون شکوفه خوش عطری

و نگاهت گرم است

 و چه زیباست حس حضورت، آشنای دیرین

 باز آدینه ای بگذشت و تو نیامدی

حس انتظارت هم میکشد مارا به بهشت برین

زانتظار ،تسبیح نیایشم پاره شد

مباد روزی که دلم بمیرد در حزین

همچنان میمانم دیده براهت

تو بهترین هستی ،بهترین امید

شباهنگ

 

 
شبهای پاییزی

 

 

"بنام خالق تمامی شبها"

شبهای زیبایی می آیندو از پی هم میروند.

شبهای پاییزی سرد گرمی خاصی دارند چرا که همه را زودتر از زمان های دیگر دورهم جمع میکند.

نقلهای زیبایی در این شبها گفته میشود و خاطرات قدیمی شگفت آوری...

این شبها شبهای نزدیکی بیشتر به دلهای هم است.

باید این شبها را غنیمت شمرد و باید اندکی از سهم این شبها را به ذکر و نیایشی اختصاص داد.

که باعث وصلت بیشتر با حس آشنای خالقمان میشود .چقدر لذت بخش است حس یکی شدن و درهم آمیختگی با پروردگار.

و بعد از آن تجربه حس رهایی از همه چیز و پروازی که با دل است با درون ....

شبهای پاییزی یادگارهای زیبایی هستند برای خلوت انس ...کاش غنیمت شمریم...

 

شباهنگ

 

 
نیایش

الهی!

ببخش همه بی اعتنایی هایم را

 که تو میخواهی من غرقه در دنیای فانی شوم

و اگر بخواهی میتوانی مرا تنها مشغول خود گردانی  

و چرا هنوز هم مرا بحال خود میگذاری ؟

شاید باید تاوان قدمهایی را بدهم

که ناخواسته در راههای دنیایی به خطا گذاشته شده

و حرفهایی که بیهوده زده شده است

 

الهی !

میدانم تو میتوانی مرا بهترین بنده ات نائل کنی و میتوانی سرکش ترینم نمایی

هرچند اختیار برمن داده ای اما تو برهمه چیز قادری چون خود گفتی هرکه رابخواهی هدایت میکنی

پس مرا از زمره آنان قرار مده که از هدایتشان صرف نظر کردی

مرا از گمراهان مگذار

بگذار هنوز در تب و تاب تو باشم و از یاد تو سرشار و لحظه های ناب به ذکر تو و عاشقاته به عشق تو

 

شباهنگ

 
تردیدها

فکرکن به تردیدها

به زمانی که بین دوراهی سختی مرددی...

نه راه پیشی هست و نه پسی..

فکرکن چطور میتوان راه حلی یافت ،

همیشه تصورم براین بود که تردید نشانه ضعف عقل در برابر احساس است که نمیتواند تصمیم درستی بگیرد

اما گاهی جز این است ،

فکرکن به تردیدی که تصمیم گیری بسیار سختی است...

شاید تکلیف احساس و عقل معلوم باشد اما بازهم  قادر به انجامش نیستی

و با معرفت اندک خود ندانی کدام راه درست تر است و چ باید بکنی .... 

و زمانی سخت تر است که ندانی تصمیمت برای دیگران هم ضرری دارد یا منفعتی،

کاش چشم واقع بینی همه جانبه تری داشتیم کاش در لحظاتی میتوانستیم قدرت بیشتری برای درک و دید عمقی مسائل داشته باشیم!

فکرکن با همین امکانات چطور میتوانیم بازهم تصمیم درست تری بگیریم

فکرکن،خوب فکرکن شاید همین فردا برای تو هم چینین رخدادی رخ دهد .....

باید گاهی فقط توکل کرد باید دل ،به سرنوشتی که از او میخواهیم یاریمان دهد، بسپاریم و به محبت خدا امیدوار باشیم و  اینکه بدانیم گاهی باید بخاطر نقص در آگاهیمان بر مسائل بپذیریم انچه برایمان پیش می آید.

 

شباهنگ


ادامه مطلب
 
چراغ قرمز

 

همیشه پشت چراغ قرمز منتظر باید بود .....

مجال عبور نیست ..........و مجال صبوری.....

اینهمه راه ،اما هیچ یک بروی من گشوده نیست....

گرچه همه مصلحت است و ایستادن ضامن ادامه حیات

اما گاهی میخواهی از تمام چراغهای قرمز عبور کنی،

حتی اگر بدانی تا پایان زندگی یک نفس بیشتر مهلت نیست.....

 

 

 

شباهنگ

 
جانان من

 

 

  دستانت همیشه گشوده  است

      اما رویت،گاهی گشاده نیست...

دستانت به یاریم میخوانند،

اما رویت شرمسارم میکند...

و میمانم چه باید بکنم .....

 

 

 

 

شباهنگ

 
نازنین یار سلام

بنام عشق

 

نازنین یار سلام

و سلامی دیگر

به نگاه نازت

و ترنمهای زیبات

و غروری که زچشمان همیشه نابت پیداست

به تو ای جرعه ای از مستی شبهای نیایش

و نیاز و خواهش

به تو چون خواب زده ،در شب رویا ها

به تو چون وامانده، در مسیر سخت فردا

به تو باز سلامی دیگر

به حضور سبزت

 به هوایی که تو چون باشی ،

چو بهار خوش عطر است.

به تو ای رمز خماری مستی

به تو ای جام شراب هستی

به تو ای راهبر دشت جنون

به تو ای آیینه صاف و زلال و پر نور 

نازنین یار سلام

و سلامی و کلامی دیگر

نرسد عمر از این دم به دمی دیگر

چو نیایی به سرا

بنشینم به عزا

تو نمیدانی که چقدر ،داغ هجرت سنگین است

و زهمین سنگینی

شوق دیدار توای یار چقدر شیرین است

تو نمیدانی دلم در هوایت بیتاب

و هنوز آن رسم ،رسم جدایی برپاست

وجگر سوخته ای بکشد هر شب آه

و طپش های ضرب پرآهنگ تنهایی

بازهم کر کند گوش فلک ،برسد تا ماه

تا  کجا باز روم؟ تا رسم باز بکویت چون اسیری نالان

و چو محتاجی به حضورت مشتاق

چه کنم؟ باز روم بهمان راه پر از وسوسه شبگردی

که دلش مستی مستان نیوشای دلت را میخواهد

و برای دیدار ،سر و پا نشناسد

و ندارد نفسی که بگیرد

و برآرد حیاتی ز نفسهای یار

تو بگو من چه کنم؟

خواب ،مرا در پس پرده چشمان غمزده ام

میبرد تا رویا

می دهد عرش که نشینم بر فرش

تا به اوج عزت همجواری تورا پیش نهد

و بگیرد دستم

که همیشه بدعا ،رو به آن قدرت بی همتا بالاست

دل من، شور تورا میخواهد

تو ،دلت پر غوغاست و مرا این جوشش

میرساند به شعف تا بنویسم زغم عشقت باز

نازنین یارا

و سلامی برتو تا سلامی دیگر

گربرسد عمر به آن لحظه ی آخر

در میان اشک و آه

باز تورا میجویم

دل من باز تورا میبوید

منتظر تا دم مرگ،

زندگی از یاد تو سرشار است

یاد تو یاد خداست

تو که باشی با من

یاد او هرجا با ماست

 

 

شباهنگ

۱۰/۹/۸۷

 

 
عشق

بنام عشق

"در زندگی  روشن تر از عشق وجود ندارد .

همه چیزهایی که در زندگی نور دارند از عشق،نور خودرا گرفته اند ...آنچه بی عشق باشد تاریک است .

اسارت واقعی یعنی بی نور ماندن ، در انزوای تاریکی، و این یعنی عاری از عشق بودن....

برای رهایی از تاریکی و برای آزادی واقعی باید روشن بود، باید از تاریکی گریخت.امروزه همه در تاریکی بسر میبرند و نمیدانند، فقط میدانند دلهایشان بسیار گرفته است ...اگر عشق نباشد روح در تاریکی مفرط میمیرد، دوام نمی آورد.

برای زندگی مملو از روشنایی و رسیدن به نور باید عشق را شناخت باید عاشق بود."

 

 

شباهنگ

 
غبار

 

بازهم روزانه ام ،شب شد و غبارها برجایند،

هنوز هم روی تمام خاطرات غبار گرفته است و هر روز بیشتر میشود و بیشتر،

دستی که باز بردارد اینهمه غبار را دیگر رمقی ندارد،

سودی ندارد باز فردا غبارها برجای خویشند ،

امید یخ زده است یا ذهن من ؟

بازهم هرچه کنم تکرارها تمامی ندارند !!

باید بازهم غبارهارا روبید یا به انتظار آمدنش همه جارا جویید ؟؟!!

 

 

 

شباهنگ

 

 

 
تو و من

 

 

تو بین دوراهی موندی

من بین مرگ و زندگی

تو بین رفتن و ماندن

من بین بودن و نبودن

تو بین عشق و نفرت

من بین حسرت و هجرت

تو میروی برای خوشبختی

من میمانم برای مردن ،نیستی.....

 

 

 

 

 

شباهنگ

 

 
چتر مشترک

رسیدم آخر جاده ، اگر چه این سرآغازه
اگر چه قمری قلبم دوباره فکر پروازه
رسیدم آخر جاده ، دوباره یکه و تنها
تو رفتی تا بپوسم من ، تو این یلدای بی فردا
رسیدم اول سطر همون اندوه طولانی
سرآغاز پر آواز همون پیوند پنهانی
نگا کن ! این منم ! بی دل ! نگاهم کن از این روزن !
بیا زنجیرم رو بردار ! در زندانم رو بشکن !

ضربان قدمامون ، روی سنگفرش خیابون
آرزوی این ترانه س : چتر مشترک تو بارون

بیا ای بهترین بانو ! پر پروازم رو وا کن !
بیار فانوست بالا ، واسه م خورشید رو پیدا کن !
هنوز خیلی غزل مونده که باید با تو قسمت شه
باید دروازه ی آواز به دست تو مرمت شه
باید فواره ی رؤیا ، بره تا آسمون بالا
چراغ عشق رو روشن کن ! نگو دیره ، همین حالا !
غرور گریم رو دریاب ! دلیل ناب دلتنگی !
طلوع کن ! تو سرآغاز زلال پک آهنگی !

ضربان قدمامون ،‌روی سنگفرش خیابون
آرزوی این ترانه س : چتر مشترک تو بارون

 

یغماگلرویی

 
زندگی

 

 

تو برهنه به دنیا آمده ای و برهنه از دنیا می روی .
تو به همان میزان که با خود به دنیا آورده ای با خود از دنیا می بری.
تو در میان عریانی تولد و عریانی مرگ ،نقش واسطه را ایفا می کنی.
تو از زندگی می گیری و به زندگی می بخشی.
تو هیچ چیز نداشته ای و هیچ چیز نداری و هیچ چیز نخواهی داشت.
همه چیز به هستی تعلق دارد.مالک حقیقی ،هستی ست.
چند روزی چیزی را به تو امانت می دهد،سپس پس می گیرد و روانه ات می کند.کسی که از فهمی ژرف برخوردار است،خود راوسیله ای می داند در دست زندگی،
تا زندگی به وسیله او به زندگی ببخشد.
انسان شاهدی بیش نیست.اما این انسان باید بصیرتی کسب کند تا شایسته نام انسان باشد
.

مسیحا برزگر

 
تو

 

تو همان برقی بودی در انزوِِی تاریکی یأس ،
و ناگهان روشن کردی همه چشم افق را ...
اگر نوری نبود من اینک به بیراهه های بی سرانجامی رفته بودم.

و گم میکردم راه را ...
بازهم پیامی از خدا آمدو نجاتم داد
تو همان ناجی بی چون چرا بودی....

و نفست پراز خدا ،و مرا آوردی از دل یک انتظار، به اجابت، به دعا...
و عشق را آوردی نه بهر معنا، به رضایت ،به فدا

و از همان روز نخست وعده ام دادی به  هجرت ،به سفر

و من اینک تنها گوشه دنج تمام غمهایم باز میترسم زین همه تاریکی

 نه دگر فجری،نوری، نه صدای برقی ،رعدی

 

 

شباهنگ

 
باورنکردی

 

 

به تو گفتم نای خندیدنم نیست ،باور نکردی

به تو گفتم دیگر چشمانم رمق دیدن نیست،باور نکردی

به تو گفتم خمیده است پشتم از روزگار و جفاها ،باور نکردی

به تو گفتم تنها آرامشی میخواهم تا وقت ترک روزها،باور نکردی

به تو گفتم بال پروازی میخواهم، بروم از این دیار،باور نکردی

به تو گفتم دلم دیگر به ماندن نیست ،سفر میخواهم ،باور نکردی

وقتی آمدی و دیدی در قفسم جز مشتی پر نیست،آنگاه باور کردی...

 

شباهنگ

 
لحظه آبی عشق

هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود!
از جایم بلند شدم،
پنجره را باز کردم
و دیدم زندگی هم هر از گاهی زیباست!
شنیدم که کلاغ دیوار نشین حیاط

چه صدای قشنگی دارد!

فهمیدم که بیهوده به جنون ِ مجنون میخندیدم!

فهیدم که عشق،

آسمان روشنی دارد!

رو به روی عکس ِ سیاه و سفید تو ایستادم،

دستهایم را به وسعت ِ « دوستت می دارم!» باز کردم،

و جهان را در آغوش گرفتم!?

 

یغما گلرویی

 
عشق

 

 

عشق واقعی سبب پاکی بیشتر میشود و روشنی بیشتر.

عشق واقعی چنان با دل و روح عجین میشود که جدایی ناپذیر میگیردد.

عشق واقعی همیشه می درخشد چه در گل و لای باشد چه در زیبایی .

عشق واقعی جسارت میخواهد و شجاعت وبسیاری از مردم اهل ریسک کردن نیستند

توان جسارت ندارند .

عشق واقعی بینایی است و لی بسیاری قادر به دیدن نیستند برای همین ،هرگز عاشق نمیشوند .

عشق واقعی اطاعت است ولی بسیاری از اطاعت سرباز میزنند و همیشه میخواهند فرمان دهند .

عشق واقعی جاریست ،میرود و میرویاند. عشق واقعی همیشه در حال تکامل است چون قصد بزرگی دارد ،رسیدن به جایی که برای رسیدن به حضورش میبایست کامل بود ....

 

 

شباهنگ

 
اینروزها

روزهای زیادی است که خنده از روزهایم هجرت کرده است

گرچه مصیبت هم سری نزده ، اما کسالت مهمان شده است

ثانیه ها بی رمق اما عجولند و لحظه ها عاری از حس غرورند....

چه میگذرد که هیچ برجستگی بیادگار نمیماند هرچه هست تکرار شده است و تکرار

اما بی هیچ دغدغه ای از حکایتی پر شور و نشاط ....

چه باید کرد، شاید باید برخیزیم و کاری بکنیم ؟شاید باید روزها را برهم بزنیم و تکانی بدهیم؟

شاید باید بروی این روزهای سرد ،رنگهای دیگری بزنیم؟؟؟

میشود یه شادی از ته دل برتن این روزها بیادگار نوشت ؟؟؟ یه رخداد تازه؟ یه خاطره دوباره؟؟

 شاید باید دید......و از کائنات خواست .......حتما اجابت میکند ......

شباهنگ

 
کاش

 

 

کاش میشد عشق را فریاد زد

از میان قطره ها تا دل دریا پرواز کرد

کاش میشد جام مستی سرکشید

درهوای یار تا کهکشانها پرکشید

کاش میشد دل را از صداقت پرکنیم

سرپراز شور و شیدایی کنیم

کاش میشد خواب ناز برکه را

با صدای قوها تر کنیم

کاش میشد وابستگی هارا کم کنیم

عادت هرروز را پرپر کنیم

کاش میشد آئینه ها بیدار شوند

از درون ما، پر راز شوند

کاش میشد فاصله را نزدیک کنیم

بر لب هم خنده را مهمان کنیم

شباهنگ

 

 
عارفانه

 

 

از اوضاع و احوال شاکی نباش.اوضاع و احوال همیشه خوب است .این تو هستی که جایی در درون خود مسئله ای می سازی و خودرا به دردسر می اندازی.این نکته را به خاطر بسپار "آنچه باید اتفاق بیفتد .می افتد "پس بگذار بیفتد و بدان آنچه اتفاق میافتد همه خیر است.درست ایتکه گاهی ناگوار است ،اما آنها نیز خیرند .گاهیدچار مصیبت میشویم اما در مصیبت هم خیری نهفته است.

"دامنه خیر،چیزی را بیرون نمیگذارد ،بلکه همه چیز را در بر میگیرد."

 

 

مسیحا برزگر/نیلوفر عشق

 
آیات دلنشین

 

"او بربندگان خود تسلط کامل دارد و مراقبانی بر شما میفرستد،تازمانی که یکی از شمارا مرگ در گیرد.فرستادگان ما جان اورا میگیرند و انها در نگهداری حساب بندگان کوتاهی نمی کنند.سپس تمام بندگان به سوی خدا که مولای حقیقی آنهاست باز میگردند.

بدانید داوری مخصوص اوست و او سریعترین حسابگران است"

 

 

سوره انعام آیه 61

 
تردید

 

 

من و یک تردید بزرگ

برای انتخابی

اما نه برای خودم

برای دیگری

و باید بگذارم برود درپی سرنوشتی

نیک است یا نه ،چه ابهامی 

 چکار میتوانم بکنم؟

وقتی راهیست الزام و اجباری

شاید فقط باید بنشینم و بنگرم

شاید باید نصیحتش بکنم

شاید باید .......

هیچ ،تنها مشتی دعا از ته دل ،بدرقه راهش میکنم .....

 

 

 

شباهنگ

 
عشق

دوست دارم گرسنه‌یِ همیشگیِ عشق باشم. زیرا خوب می‌دانم آن‌هایی که مال می‌اندوزند، بیچاره‌یِ ابدی باقی می‌مانند. برای من، آهِ عاشقان، دل‌انگیزتر از آهنگِ چنگ است.

گُل‌ها، شباهنگام، گلبرگ‌های خود را یکی‌یکی جمع می‌کنند و در دامانِ عشق به خواب می‌روند. آن‌ها، در سپیده‌دمان، لب‌های خویش را غنچه می‌کنند و از رخساره‌یِ خورشید بوسه می‌چینند. زندگیِ گُل‌ها، حدیثِ مهجوری و وِصالِ دایم است؛ اشکی و لبخندی.

خدا، اقیانوسِ بی‌کرانه‌یِ عشق است......

 

 

مسیحا برزگر -عشق هرگز نمی میرد

 
باز غروب جمعه

زیبا !

هرجمعه می آید و تو نمی آیی...

اما امید آمدنت همیشه جمعه را زیبا میکند .....

زیبا !

وعده آمدنت را داده اند شاید به عمرمن قد ندهد

 اما کاش زودتر بیایی...

زیبا !

چشم انتظاری زیباست اما سخت

همیشه دلهره دارم تو بیایی و من بیخبر بمانم

زیبا !

بوی تو همیشه در فضا لبریز است

آنقدر که گمان میکنم همین نزدیکیهایی...

کسی چه میداند شاید  این جمعه بیایی....

 

شباهنگ

 


نیلوفر ثانی کتاب مجموعه شعر کوتاه (بی واسطه دوستت دارم ) لینک کانال تلگرام نیلوفرثانی http://telegram.me/niloofarsanipoem


آئینه(٢)
آتش دل(٥)
آزادی(٢)
آشنایی(۱)
آغاز(۱)
آغوش(۱۱)
آمدنت(۳)
آموزه های دینی(٧)
آه(۱)
آیات دلنشین(۱۸)
آیین شاعر(٢)
ابر(٥)
اتفاق(٤)
اثرخوشنویسی(۱)
احمدشاملو(۳)
اخوان ثالث(٢)
ارتفاع نبودنت(۱)
اردلان سرافراز(۱)
اردیبهشت(٥)
ازمن دور شو(۱)
اسارت(۱)
اسماعیل هاشمی(۱)
اسیر(۱)
اشتیاق(٢)
اعتراض(٥)
اعتماد(٢)
افسانه(٢)
افسانه امیری(۱)
افسوس(۱)
امید(٥)
امیرحسین سام(۱)
انتظار(۱٢٦)
انتظار 2(۳)
انتظار2(۱۱)
انتظار3(۱٠)
انتظار4(۱٧)
اندرز(٩)
اندوه(٦)
انسان(۳)
انعکاس تو(۱)
ای تماشایی خورشید(۱)
ایرج جنتی عطایی(٢)
ایمان(٢)
اینستاگرام نیلوفرثانی(٢)
باد(۱٠)
بادبادک(۱)
باران(٦٤)
باران بوسه(٢)
باران عشق(۱)
باران نگاه(٢)
بازگشت(٤)
بدنبال(۱)
بذر تو(٤)
برزگر(۱)
برف(٤)
برکه(٢)
بزرگان دین(۱۸)
بساط عاشقی(۱)
بغض(۱)
بند عشق(۱)
بهار(٤۳)
بهانه(۱)
بهشت(۳)
بهشت تو(۱)
بودن(۱)
بودنت(٧)
بوسه(۳۳)
بوی تو(٤)
بی تو(۱٤)
بی هیچ ردی(۱)
بی واسطه دوستت دارم(٢)
بی وفایی(٢)
بیا(۱۱)
بیداری(۳)
بیراهه(۱)
پارادوکس(۳)
پاییز(۱٩)
پاییز 2(۱٩)
پچ پچ عاشقی(۱)
پرتگاه جنون(۱)
پرنده(٢۱)
پرواز(۳)
پروانگی(۱)
پروانه(۸)
پریدن(۱)
پس خواهم گرفت(۱)
پنجره(۱۳)
پیچک(٢)
پیشکش(۱)
پیوند شعر(۱)
تاراج(۱)
تاریکی(٢)
تایپوگرافی(۸٦)
تایپوگرافی نیلوفرثانی(٥٥)
تبر(۱)
تبعید(٢)
ترانه(۱٦)
تشنگی(٢)
تصنیف(۱)
تعبیر خواب(۱)
تقدیر(۱)
تقدیمی(۱)
تقویم(۱)
تماشای تو(۳)
تندر(٢)
تنهایی(۱٤)
تنهایی 2(٩)
تنهایی3(٢)
تهران(۱)
تو(٥٤)
تو رفته ای(۱٠)
تو نیستی(٢٠)
تک بیتی(۱)
تک نوشت(٢)
تکثیر تو(٢)
تکرار(۱)
تیررس نگاه تو(۱)
تیغ(۱)
تیک تاک(۱)
جبران خلیل جبران(۱)
جدایی(۳)
جدایی 2(٦)
جزر محبت(۱)
جملات کوتاه(٢)
جنگ(۳)
جنون(٩)
چشم(٤)
چشم تو(٤)
چشم های بی روشنی(۱)
چشم های تو(٦٦)
چشمهای تو(۱٤)
چندکوتاه نوشت(۳)
چه خبر(۱)
چهل تکه(۱)
حادثه(٧)
حرفها(٦۳)
حس قشنگ(۱)
حسرت(٢)
حسین منزوی(٢)
حق کلمات(۱)
حقیقت(۳)
حمید مصدق(۱٢)
خاطرات(٧)
خانه(۱)
خرمن(۱)
خرید اینترنتی کتاب(۳)
خزان(۱)
خلسه(۱)
خلوتانه(۱)
خواب(٦)
خورخه لوئیس بورخیس(۱)
خورشید تابان(۱۳)
خوشنویسی(۱)
خیال تو(٦)
دار(۳)
داستان کوتاه(۱)
داستانک(٢)
درخت(۱٠)
درد(٦)
درد واره(٤)
درسهای زندگی(۱٢٤)
درسهای عاشورا(٤)
درسهای معنوی(۳۸)
درنای دل(۱)
دریا(۱٠)
دست نوشته های من(٩۸٦)
دست نوشته های من 2(۱٠٠)
دست نوشته های من 3(۱)
دست نوشته های من3(۱)
دست نوشته های من4(٤٥)
دست نوشته های من5(۳٥)
دست نوشته های من6(٤٦)
دست نوشته های من7(۱٦)
دست نوشته های من8(٥)
دست نوشته های ن(۱)
دست های تو(۱۱)
دستان تو(٢)
دستهای تو(۱٤)
دعوت(۱)
دل(٩)
دل عاشق(۱)
دلتنگی(٥٢)
دلتنگی 2(٧)
دلتنگی 3(۸)
دلتنگی 4(۱۳)
دلتنگی 5(۳)
دلتنگی2(٦)
دلتنگی3(۸)
دلداده(۱)
دلهره شهر(۱)
دماوند(۱)
دوبیتی(۱۱)
دوبیتی من(٤)
دورتر بایست(۱)
دوری(٧)
دوری دست ها(۱)
دوست داشتن(۱٦)
دوستت دارم(٥)
دکتر افشین یداللهی(۳)
دکتر علی شریعتی(٢٢)
دکتر موسوی گرمارودی(٢)
دکترامیرحسین سام(٢)
دیدار(۱٤)
دیوار(۱)
دیوانه(۱)
ذره ای دور از خورشید(۱)
ردپای تو(۱)
رسم عشاق(۱)
رضا کاظمی(٢)
رفت و آمدها(۱)
رفتن(۳)
رقص عشق(٥)
رنچ(٤)
رنگ عشق(۱)
رهایی(٢)
روز پدر(۱)
روزمیلاد(۱)
رویا(۸)
روییدن(۱)
زلزله(٢)
زمیم بیهوده میچرخد(۱)
زن(٧)
زندگی(۸)
سال نو(۳)
سایه تو(٢)
ستاره(٢)
سخنان بزرگان(٧٤)
سخنان کوتاه(۱)
سر عشاق(۱)
سرآغاز(۱)
سردی(۱)
سرگردان(۱)
سفر(٦)
سقوط(۱)
سنگ انداختن(۱)
سهم من(٢)
سهیل محمودی(٢)
سوختن(٥)
سوزنبان(۱)
سوی تو(۱)
سکوت(۳)
سید علی امیر افضلی(۱)
سید علی صالحی(۳)
سیمرغ(۱)
شاعر(٤)
شاعر پرنده(۱)
شاعران(۱٠٧)
شاعری(٢)
شانه های تو(٥)
شب(٩)
شب زمستانی(٤)
شبیخون(۱)
شعر(٢٦٢)
شعر 2(۸)
شعر 3(۱)
شعر بلند(٢)
شعر به مناسبت تولد(۱)
شعر مشقی(۱)
شعر و تصویر(٦٦)
شعر و شیدایی(۱)
شعر کوتاه(۱)
شعرهای بلند من(۱٢)
شعرهای بلند من 2(۱٠)
شعرهای بلند نیلوفرثانی 95(۱)
شعرهای من(٦٠٥)
شعرهای من 2(۱۱۳)
شعرهای من 3(۳٩)
شعرهای من 4(۱)
شعرهای من3(۱)
شعرهای من4(٢۱)
شعرهای من5(٢)
شعرهای نیلوفر ثان 6(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 1(۱٩)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٥۳)
شعرهای نیلوفر ثانی 5(۳٥)
شعرهای نیلوفر ثانی 6(۱۸)
شعرهای نیلوفر ثانی 7(۱٧)
شعرهای نیلوفر ثانی 9(۳٤)
شعرهای نیلوفر ثانی10(۱٠٩)
شعرهای نیلوفر ثانی4(٥۱)
شعرهای نیلوفر ثانی6(۱)
شعرهای نیلوفر ثانی8(٥۳)
شعرهای نیلوفرثانی بهار95(٥٩)
شعرهای نیلوفرثانی بهار96(۳۱)
شعرهای نیلوفرثانی پاییز95(۸۱)
شعرهای نیلوفرثانی زمستان 95(٤٥)
شعرهای نیلوفرثانی11(۳٤)
شعرهای نیلوفرثانی12(٧۳)
شعرهایم(٢)
شعرکوتاه(٢۱)
شلیک عشق(۱)
شمس(٢)
شمس لنگرودی(۱)
شنبه(۱)
شهاب مقربین(۱)
شهر(۳)
شوق(۳)
شکسته(۱)
صبح(۱)
صدا(۳)
طالع(۱)
طبل تو خالی(۱)
طبیب(۱)
طغیان(۱)
طنین(٢)
طوفان(۱)
ظرف شعر(۱)
عابر(۱)
عارفانه(٢۱٩)
عاشق(٢)
عاشقانه(٩٩٩)
عاشقانه 10(۱٤)
عاشقانه 11(٢٥)
عاشقانه 12(۱٢)
عاشقانه 13(٢۳)
عاشقانه 14(٦)
عاشقانه 15(٢٤)
عاشقانه 16(۱)
عاشقانه 17(۱۸)
عاشقانه 2(٦٧)
عاشقانه 3(٢)
عاشقانه 5(۸)
عاشقانه 8(۳٦)
عاشقانه 95(۳۱)
عاشقانه10(٢)
عاشقانه15(٩)
عاشقانه18(٢)
عاشقانه3(٢۳)
عاشقانه4(۱۳)
عاشقانه9(٢٢)
عاشقانه95(۸)
عاشقانه96(٢)
عبدالاجبار کاکایی(٢)
عبدالجبار کاکایی(۱)
عبور(۱)
عشق(۱٠۳)
عشق 2(۱٥)
عشق 5(٢٧)
عشق 6(۱٧)
عشق3(۱٤)
عشق4(۱٧)
عشق4(۱)
عشق7(۱)
عصر ما(۱)
عطرتو(۸)
عطش(۳)
عکس و نوشته(۸)
غزل(٢)
غمگینانه(٧)
غیاب عشق(۱)
فاصله(۱۱)
فانوس(۱)
فراق(٢)
فراموشی(۳)
فرشته(۱)
فروغ فرخزاد(٢)
فریاد(۱)
فریدون مشیری(٤)
فلسفه عشق(٢)
فکرکن(٧٤)
قاصدک(٢)
قرعه(۱)
قسم به عشق(۱)
قسمت ما(۱)
قصه امروز ما(۱)
قطار(۳)
قطعه(٤)
قفس(۳)
ققنوس(۱)
قلب تو(۱)
قلب شعر(۱)
قیصر امین پور(٩)
گره دستانمان(۱)
گروس عبدالملکیان(۱)
گل(۱)
گم شدگی(۳)
گنجشک(٢)
گیتی خوشدل(٦)
گیسوی یار(۱۸)
لبخند(۱٢)
لبخند زن(۱)
لمس باران(۱)
لیلی و مجنون(٥)
مادر(۱)
ماه(٢٧)
مبادا(۱)
متفرقه(۳)
مجسمه سنگی(۱)
مجموعه شعر کوتاه(۳)
مردن(٢)
مردودی عشق(۱)
مرز ما(٢)
مرزی نیست(۱)
مرگ(٥)
مرو(۱)
مستی(۱٠)
مسیحا برزگر(٧٢)
مشق هر شب(۱)
مصطفی مستور(۳)
معجـزه(۳)
معطل یک بوسه(٢)
مفهومی(٢)
مقدس(۱)
ملک الشعرای بهار(۱)
من(٢)
مناجات(٢)
مناسبتها(٥۸)
مهدی اخوان ثالث(۱)
مهر(٤)
موریانه تنهایی(۱)
موسیقی سنتی ایرانی(۱)
موفقیت(٧)
مولانا(۱)
موی تو(۱)
میدانم(۱)
ناامید و خسته(٥)
نام تو(٩)
نامه ها(٧)
نبض تپیدن(۱)
نبودنت(٢٢)
نت گمشده(۱)
نجات من(۱)
نظرآهاری(٩)
نقطه عطف(۱)
نگاه(٢)
نگاه تو(٤)
نگاه تو(٢)
نگاهم کن(۱)
نهج البلاغه(٩)
نوبت عاشقی(۱)
نوشته های من(٢)
نویسندگان(۱)
نکته امروز(۱٠)
نیایش(٥۱)
نیلوفر(٥)
نیلوفر آبی(۳)
نیلوفر ثانی 3(۳٩)
نیلوفر ثانی 5(۱)
نیـلوفرآبی(۱)
نیما یوشیج(۱)
نیمکت پارک(۱)
هادی رنجی(۱)
هجرت(۱)
هذیانه(۱٢)
هشدار(۱)
هفت سین(۱)
هفته(۱)
هم رزم(۱)
هما روستا(۱)
همایون شجریان(۱)
همچو گوهری(۱)
هورمزد یعقوبی نژاد(۱)
هوشنگ ابتهاج(٢)
هیچ(۳)
واگویه های دل(٤٠٦)
وبلاگ(۱)
وحشی بافقی(۱)
وسوسه(۱)
وطن من(۱)
وعده بهشت(٢)
وقت اضافه(۱)
وقتی یادت میرود(۱)
کاش(٢)
کافه(۱)
کانال تلگرام شعرهای نیلوفرثانی(٦)
کتاب بی واسطه دوستت دارم(٧)
کتاب شعر کوتاه(۱)
کتاب های نیلوفر ثانی(٥)
کجاست(۱)
کشت های من(۱)
کمانه تیر(٢)
کوتاه نوشت(٧٠٦)
کوتاه نوشت 10(٤٩)
کوتاه نوشت 11(۳٥)
کوتاه نوشت 12(٢٠)
کوتاه نوشت 13(۱٥)
کوتاه نوشت 15(۳٤)
کوتاه نوشت 16(۱٠٧)
کوتاه نوشت 17(٦۱)
کوتاه نوشت 2(۱٠۸)
کوتاه نوشت 3(۳٥)
کوتاه نوشت 5(۳۳)
کوتاه نوشت 7(۱٦)
کوتاه نوشت 8(٥٥)
کوتاه نوشت 9(٤۱)
کوتاه نوشت بهار95(٥٦)
کوتاه نوشت بهار96(٢۸)
کوتاه نوشت پاییز95(۸۱)
کوتاه نوشت تابستان95(۱)
کوتاه نوشت زمستان 95(٤٥)
کوتاه نوشت14(٥٤)
کوتاه نوشت18(٤۸)
کوتاه نوشت4(٤٤)
کوتاه نوشت6(٤٥)
یاد(۱)
یار(٤)
یغماگلرویی(۳٠)
یلدا(٤)

 

 

 

اردیبهشت ٩٦
فروردین ٩٦
اسفند ٩٥
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧