آواز شباهنگ

;وبلاگ رسمی شعرها و نوشته های نیلوفر ثانی;;کپی و استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نویسنده ی آن مجاز است


ایمان بیاور

ایمان بیاور که
آنچه بدست میاوری و آنچه از دست میدهی
مرحمتی گشایش پنجره های تعالی است .

شباهنگ

 
لیلی نام تمام دختران زمین است -2

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.

ماجرایی که باید بسازیش.

شیطان گفت: تنها یک اتفاف است. بنشین تا بیفتد.

آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند

و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد

مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد

 

خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.

شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش.

خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.

شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.

خدا گفت:‌لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.

خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.

شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست.

و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی

لیلی های نزدیک لحظه ای

خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود

مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ....

 

 عرفان نظر آهاری

 
لیلی نام تمام دختران زمین است

 

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.

ماجرایی که باید بسازیش.

شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد.

آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند

و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد

مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد

 

خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.

شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش.

خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.

شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.

خدا گفت:‌لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.

خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.

شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست.

و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی

لیلی های نزدیک لحظه ای

خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود

مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ....

 عرفان نظر آهاری

 

 
بودن

بودن ،ضیافتی پرشکوه است ؛ خاکی ست حاصلخیز تا تو دانه ی وجودت را به درخت تناور عشق و نیایش تبدیل کنی و سرانجام باکانون آفریننده ی هستی یگانه شوی .

یک نوع دانایی وجود دارد که از خلال منطق به دست می آید .این یک نوع دانایی  را سواد هم میتوان خواند ؛ دانشی که تورا دگرگون نمیکند ، زیرا در سر میماند و به قلب تو راهی نمیابد .اگر دل تو نلرزد و دگرگون نشود فتو همان خواهی بود که هستی ؛ در جمع کتابها خواهی کوشید ،اما خحجابی را پس نخواهد زد . چنین دانشی باری بر دوش است .چنین دانشی تورا دانمشند میسازد اما چیزی از حماقت تو نخواهد کاست چنین دانشی ، بصیرت نمی بخشد ، پرتو نمی افکند جهش نمی آورد و تولدی دیگر نیست .فقط تلمبار کردن حافظه است و حافظه هم ظرفیتی پایان ناپذیر دارد .

 

مسیحا برزگر. آواز خوش زندگی

 
راز

یکی از رازهای اساسی زندگی اینست :

هرآنچه را که خواهان آنی ، به سوی خود خواهی کشید .

 

مسیحا برزگر

 

 
تقصیر ما نیست


 

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

 دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

 این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

 باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

 

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند




دکتر شریعتی
 
عشق هرگز نمیمیرد

عشق آتش است ؛ آتش خداوند که در بیشه ی سینه ها روشن است.
تمام سرگذشت عشق سه حرف بیش نیست
خام را پخته میکند انگاه میسوزاند
عشق با وازگان سخن میگوید
عاشقی ،همه سوختن است بی خویش و معشوقی همه کشیدن است بی کوشش.
عشق تورا به نیستی میخواند و تو را ازتو میستاند و سپس خود به جای تو مینشیند
بنابراین عشق بر صلیب میکشد. اما رستاخیرت نیز هست
سلوک در حلقه ی رندان باده پیما به معنای گام نهادن در آتش است
"آتش عشق"

مسیحا برزگر

 

 
آزادی در عشق

 

Your image is loading...

 

زندان امن ترین جای دنیاست

اما آزادی با همه ی نا امنی اش ،چنان گرانبهاست که ارزش ایثار را دارد .و عشق برای بالندگی نیاز به آزادی دارد .تنها در فضای آزادی است که میتوانی همه ی آسمان را خانه خود کنی .آشیانه ی تو قفس نیست ، آسمان است .کسانی که از نا امنی عشق میترسند ،به کلمه عشق اکتفا میکنند و از تجربه ی آن چشم میپوشند .اگر خواستار تجربه ی عشق هستی باید همه چیز را در راه ان به مخاطره بیندازی .

روح مشتاق آزادی تو ، به سوی بالا میکشدت ، اما تن آسوده طلبت در زمین چنگ میزند .

عشق پرمخاطره است

عشق ارزش خطر کردن دارد

لحظه ای با عشق سپری کردن به زندگی ابدی می ارزد .

 

مسیحا برزگر / فهم عاشقانه هستی

 
شکر واقعی

فقط آن زمان که بنای معبد عشق را به اتمام رساندی، از خدا برای بازدید دعوت کن.شکرواقعی آن است که عاشق لطف و قهر خداوند ،هردو ،باشی.قهر او عین لطف اوست.پس قهر او نیز شکری واجب لازم دارد

اصلا اگر نیک بنگری،قهری وجود ندارد ،همه لطف است

عاشقانه پذیرای حوادث و رویدادها باش.

مسیحا برزگر/نیلوفر عشق

 

 
ستایش خداوند

 

چگونه میتوانی خداوند را ستایش کنی ؟ اگرنتوانی خداوند را در درون خود ستایش کنی،هرگز نمیتوانی او را در وجود دیگران نیز ستایش کنی.توزمانی به هستی کل میپیوندی که به ستایش خدایی بنشینی که ساکن دل توست.تو میزبانی و خداوند مهمان دل توست.خودرا دوست بدار ،زیرا تو منزلگه خداوند هستی او تورا برگزیده تا در تو منزل کند،بنابراین او تورا دوست میدارد و ستایش میکند.چراتو خودرا دوست نداشته باشی و نستایی؟هستی تو تصادفی نیست.تو با توانی ویژه و سرنوشتی ویژه پا به عرصه دنیا گذاشته ای.آری خداوند تورا به سیمای خویش آفریده است .تو میتوانی چیزی بشوی که در وهم نمیگنجد .


مسیحا برزگر

 
خدا در اکنون حاضر است

هیچ چیز ذات مستقلی ندارد.ذات مستقل همه ی پدیده ها خداست.کائنات زنده اند زیرا در دل خدای زنده اند. وقتی جامه ی پندارمان را از تن پدیده ها بیرون می آوریم،خدای زنده و مهربان را ،عریان و آشکار،میبینیم

 قطره ی آگاهی ما به دریای اگاهی کیهانی وصل است .خدا با چشمان ما میبیند،با گوشهای ما میشنود و با دلهای ما عشق می ورزد.نیازی به جستجو نیست ؛خدا دراینجا و اکنون حاضر است

 

مسیحا برزگر /فهم عاشقانه هستی

 
انسان محل عبور است

انسان پلی کشیده است بین حیوان و خدا،انسان موجودی است در میانه ،انسان محل عبور است.پس انسان موجودی ثابت و بسته نیست.انسان از جنس بودن نیست از جنس شدن است ،انسان یک روند است زمانی محض میشود که حقیقت خویش را شهود کند.با نیل به هستی محض انسان دیگر انسان نیست،او از پل گذشته است.پل برای گذشتن است نه اقامت ،از پل عبور کن.انسان چیزی است که باید از آن عبور کرد.باید از ان تعالی جست.زیبا و هیجان زندگی انسان در همین امکان گذشتن است.

برای پریدن به دلت رجوع کن،ببین دلت چه میگوید...اما بعد از آنکه پریدی!!

مسیحابرزگر.فهم عاشقانه هستی

 

 
روز حسرت

همیشه فقط حرف میزنیم ...اسم رمضان و محرم می آید از خود بیخود میشویم و عطش وار دلمان برایشان پرمیزنداما وقتی از راه میرسند همانی که بودیم هستیم دریغ از کمی تغییر دریغ از بهره ی لحظه لحظه اش ..اینکه فرصت خوبی داریم تا جبران کنیم، تا بسازیم بالا ببریم بیاموزیم، عاشق تر شویم، اما بازهم غرق در روزمرگیها میشویم ..اگر غیر از این بودیم که اینهمه سال محرم و رمضان را سپری کردیم اینک باید کس دیگری میشدیم ....خودمان را با حرف ها گول نزنیم......تا کنون تلاشی نکرده ایم یا اگرکرده ایم چند روز بیشتر دوام نیاورده است ....عمر هم میگذرد ......فرصت زیادی باقی نیست.... یادمان باشد هرچه کنیم ذره ای نه اضافه خواهد شد نه کم ...همانی که بودیم محاسبه میشویم ....روز حسرت ما کاش زمان جبران داشته باشد ....

 

شباهنگ

 
رنج و شادی

از خلال رنج است که قطب مخالف آن ،یعنی

شادمانی را میفهمی.

مسیحا برزگر

 
عشق و مراقبه

خاصیت عشق همین است:

از دست دادن هوشیاری .گاهی خودرا فراموش کن.چه اشکالی دارد ؟آدم نباید یکنواخت و ملال اور باشد.

آدم باید همیشه از قطبی به قطب دیگر سفر کند.سفر کردن ،زندگی را غنی میسازد.در غیر این صورت زندگی کسالت بار میشود.

گاهی از عشق به سوی مراقبه برو و گاهی از مراقبه به سوی عشق بیا.این رفت و امد ،خستگی را از تو دور میکند.مراقبه به معنای تنها بودن است و عشق به معنای با دیگری بودن.مراقبه به معنای  آن است که تو تنها هستی وعشق به معنای آن است که دیگری نیز وجود دارد .

مراقبه یعنی من ،من ، من.

عشق یعنی تو ،تو ،تو.

خوب است گاهی از مرتبه ی من به مرتبه ی تو بالا بروی. این سفر تورا سرشار میسازد و تازه میکند.


مسیحا برزگر/پرنده میمیرد ،پرواز میماند.

 
لحظه های زندگی

هرلحظه از زندگی کوهی از طلاست .اما مردم انرا به رایگان از دست میدهند .آنها نیمدانند با فرصتهایی که نصیبشان شده است  چه کنند .آنها وقت را میکشند .کشتن زمان یعنی خود کشی. زمان و عمر و زندگی مترادفند .

هرلحظه از زندگی که از دست میرود ،برای همیشه رفته است.لحظه های ناب زندگی را قط صرف یافتن خود کن، نه چیز دیگر.

لحظه ها بسیار ارزشمندند . بنابراین نباید آنها را کشت بلکه باید آنها را زندگی کرد .

 

مسیحا برزگر

چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
عارفانه ها

ما  هیچ گاه به خویشتن خویش نظر نمی کنیم،ما هیچ گاه توان بالقوه ی خودرا به کار نمیگیریم،ماهمچنان دانه میمانیم.هر دانه ی،میلیونها گل در سینه دارد،اما شکوفایی این گلها به تصمیم ما بستگی دارد.

به جمع سی مرغ مسافر خوش آمدی .آمدنت حاکی از آن است که دیگر دانسته ای که درتو بیش از آن چیزی کشف کرده ای توانایی وجود دارد.

 

مسیحا برزگر

پرنده میمیرد ،پرواز میماند

سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
فهم عاشقنه هستی

در زندگی ،لحظه هایی را به خود اختصاص دهیم،هیاهوی ذهنمان را فرو بنشانیم،زنگارها را از دل بزداییم و به مراقبه بپردازیم شاید در میان صورتها و صورتک ها ،گمشده خویش ،یعنی سیمای راستین مان را پیدا کنیم.

زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد.

کافیست چشم باز کنیم وراههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم.

خدا که باشد ،

هرمعجزه ای ممکن میگردد.

 

فهم عاشقانه هستی /مسیحا برزگر

 
گوش به فرمان دل

به فرمان دلت باش؛

اگر دلت میگوید :((برو)) پس برو.در این صورت سردرگمی و ندانم کاری وجود نخواهد داشت.اگر دلت میگوید :(( اینجا بمان )) پس بمان.بازهم سردرگمی وجود ندارد.سردرگمی زمانی به وجود می آید که تو در درونت تضاد می آفرینی، میخواهی بروی در عین حال میخواهی بمانی .آنگاه سردر گم میشوی.فقط بی دغدغه و در سکوت به حرف دلت گوش بسپار، ببین چه میگوید، اطاعت کن ،آنگاه همواره در مسیر درست گام بر میداری.

هیچ گاه صدای دلت را خاموش نکن .خطرناک است.گوش سپردن به صدای دل ،آهسته آهسته تورا شفاف میکند .صدای دل تو نیز شفاف میشود زیرا شنیده میشود و اجابت میشود.رفته رفته این صدارا بلندتر و واضح تر خواهی شنید.. زمانی خواهد رسید که هرگاه اراده کنی میتوانی از دلت مشورت بخواهی و صد درصد جواب بگیری.آنگاه با سردرگمی وداع خواهی کرد .

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص درآور!

 
آموزه های معنوی

گله ی خود را با خدا میکنم از مردمی که عمر خود را به نادانی به سر میبرند. و با گمراهی رخت از این جهان به در میبرند.کالایی خوارتر نزد آنان از کتاب خدا نیست.اگر آنرا چنانکه بایست خوانند و پرسودتر و گرانبها تر از آن نباشد.اگر آن را از معنی خویش برگردانند و نه نزد آنان چیزی از معروف است ناشناخته از منکر.

حضرت علی (ع) / نهج البلاغه خطبه ۵٠

 
درسهای زندگی

گاهی احساس میکنیم دچار یک روند از پیش تعیین شده ایم میرویم به آن سمتی که میبرندمان و برایمان از روز نخست مقدر کرده اند گاهی تفکر بدون تبلور مکاشفه باعث رخوت سردی میشود گمان میکنیم اختیاری نیست که ما را به انچه میخواهیم برساند و گمان میکنیم تلاش بیهوده است قسمت من چیز دیگریست .اما آنگاه که با تصمیمی و اراده ای تغییر میدهیم روزگار و احوالات خود را ،میفهمیم اینگونه نیست.آنچه مارا در میان مشت خود میفشارد جبر نیست.

گاهی برای دریدن این افکار مغرضانه ای که شیطان بجهت تحقیراز عقده گشایی ازلی اش بر ذهنم حاکم میکند دست به ابتکاری میزنم ...عصیان میکنم که بگویم هستم و به او بگویم دیدی تو نتوانستی مرا مقهور کنی وتسلیم انچه پیش امده، روال یکنواخت زندگی را برهم میزنم سرکشی میکنم و میجنگم تا مبادا چون نا امیدان تسلیم محض باشم حتی اگر چیزی برای جنگیدن نباشد ،دلیلی پیدا میکنم.

فکرمیکنم حتی به چیزهای ممنوعه ...میخوانم حتی کتابهایی که آنطرف خط قرمزند ..که بیشتر بدانم که انتخاب کنم که بگویم اختیارو اراده انسانی زیر سایه اراده الهی قدرتی بی مثال دارد که میتواند تمام کائنات را بزیر نگین انگشترش دراورد ....و چیزی را توان رویارویی با آن را ندارد ....همه سجده میکنند ......همه اقرار میکنند به نیابت من به جانشینی ام ...به دم اهورایی که درونم است .....من انسان هستم .

 

شباهنگ

 
عشق و منطق

سمت و سوی زندگیت را باید دگرگون کنی

از فکر به احساس .........از منطق به عشق..........و از قیاس به نغمه ای دلکش و عاشقانه.

این کاری ممکن است و شدنی است.زیرا نغمه و آواز و ترانه به دلهای ما نزدیک تر است تا فکر.

رابطه نغمه و دل،رابطه طبیعی است. بدیهی است عشق برای دل ،طبیعی تراز منطق است.

منطق را می آموزند اما عشق آمدنی است نه آموختنی.

عاشقی نه به کسب است و نه به اختیار.

عشق سرشت و سرنوشت ماست.

منطق اختراع اجتماع است.

عشق موهبتی الهی است.این موهبت رسیده از میراث فطرت ماست.

 

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور

 
آموزه های دینی

 نامه های امام علیه السلام به سلمان فارسی پیش از خلافتش

 دنیا به مار می ماند ظاهرش نرم و زیبا ولی زهرکشنده در درون دارد .بنابراین از هر چیزی از دنیا که جلب توجه تو را می کند اعراض کن زیرا بزودی از تو جدا خواهد شد و مدت کمی مصاحب تو بیش نخواهد بود هم و غم آنرا از خود بنه . چرا که یقین به فراق و دکرگونی حالات آن داری آنگاه که به آن سخت انس گرفتی. در همان حال به شدت از آن بر حذر باش زیرا در همان زمان که انسان در آن به خوشحالی مطمئن می شود او را به طرف محذور و مشکلات می فرستد . و هر زمان که به آن سخت انس می گیرد او را در وحشت و هراس قرار خواهد داد . والسلام

نهج البلاغه/حضرت علی (ع)

 
رحمت

همه در جستجوی رحمت اند: حالتی از صفا که هیچ چیز آن را نمی آشوبد ،حالتی از سکوت که از جنس جذبه است و از اضطراب خالیست.رحمت این است :وجد و سروری خالی از اضطراب.

اضطراب تورا از آنچه که داری ملول میکند.هرنوع اضطرابی ملال آورست .حتی عشق که مضطرب است،آلوده به ملالت و خستگی ست.رحمت ،آلوده به اضطراب نیست.زیرا جاودانه است. رحمت آرامش و سکون است ؛سکوتی ژرف است.

حتی یک موج کوچک اضطراب نیز رحمت را نمی لرزاند .رحمت شور زندگی است به خانه رسیدن است.در رحمت، ارزش های زیباشناسانه ی زنانه هست.

 

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور

 
تولدی دوباره

نفس از تو شخصیتی میسازد که نیستی، و تو باید این شخصیت ساخته نفس را بکشی، که بجای تو زندگی میکند.و خودتورا از زندگی محروم کرده است.

نفس موجب شده است که تو خود را با اوهام و خیالات و سایه ها یکی بدانی.جدا کردن خویش از این اوهام ،ترسناک است.زیرا به ناگاه همه هویت تو برباد میرود و تو وارد دالان تاریک بحران هویت میشوی .اما این ترس ،در واقع درد تولدی دوباره برای توست.اگر این درد را تحمل کنی و بازنگردی و به آن خود دروغین متوسل نشوی ،بصیرتی تازه پیدا میکنی ؛خودی که دیگر خود نیست.میتوانی آنرا خود برین بنامی ؛و یا بی خودی،اما هر دوی این نامها مترادف است.

 

 

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور

 

سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
دوستی با هستی

هیچ چیز برتر از دوستی با هستی نیست. این دوستی ،پاک ترین شکل عشق است. عشق گاهی به شهوت آلوده میشود.گاهی به تمایلات و مصلحت ها آلوده می شود.گاهی به توقع و چشمداشت آلوده می شود.در عشق رد پایی از بیولوژی دیده میشود.عشق گاهی بر زمین می خزدو جامه ی دنیا را بر تن میکند.اما دوستی به هیچ کدام اینها آلوده نیست.دوست داشتن از عشق برتر است.

در دوستی چشمداشتی نیست .تمایلی نیست ؛در دوستی ،دوست برای نفس لذت و مستی بخشیدن ، میبخشد. عشق گاهی حسود میشود اما دوستی حسود نیست.تو حق نداری بیش از یک معشوق داشته باشی ، اما میتوانی دوستان زیادی داشته باشی.

 

مسیحا برزگر

 
اندرز

به زیاد  اسراف را کنار بگذار و میانه روی را پیشه کن از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت برای خویش نگاه دار و زیادی را برای روز نیازت از پیش بفرست [ و برای قیامت ذخیره کن ] . آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو دهد در حالیکه در پیشگاهش از متکبران باشی؟ و آیا طمع داریکه ثواب انفاق کنندگان را به تو عنایت کند در صورتی که در زندگی پر نعمت و ناز قرار داری؟ و مستمندان و بیوه زنان را از آن منع میکنی؟ بدان انسان با آنچه از پیش فرستاده پاداش داده می شود و به آنچه قبلا برای خود نزد خدا ذخیره کرده وارد می گردد

نامه 21/نهج البلاغه حضرات علی (ع)

 
نغمه سرایی

نیروی نغمه و ترانه انسان را ازخدا سرشار میسازد.هرچه بیشتر نغمه ساز کنی و هرچه بیشتر ذره های خاک خودرا،در آن جویبار رقصان و غلتان کنی،ذره های تیره وجودت در نور دریای کل روشن ترخواهند شد.آنگاه بیشتر به رارهایی که پیرامون تو هستند پی خواهی برد.همان رازهایی که حجاب فکر و مانع دیدن شان میشد.

هرحجابی نوعی کوری است.نغمه سرایی ،چشمان تورا بینا و روشن میکند.

مسیحابرزگر

 
درسهای معنوی

بدان همان کسیکه گنجهای آسمانها و زمین را در اختیار دارد به تو اجازه دعا و درخواست را داده است ، و اجابت آن را نیز تضمین نموده به تو امر کرده که از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمائی تا رحمتش را بر تو فروفرستد . خداوند بین تو و خودش را کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری. و مانعت نشده که اگر کار خلافی نمودی توبه کنی در کیفر تو تعجیل ننموده و در انابه و بازگشت بر تو عیب نگرفته است . در آنجا که فضاحت و رسوائی سزاوار تو است تو را رسوا نساخته و برای بازگشت و قبول توبه شرائط سنگینی قائل نشده است در جریمه با تو به مناقشه نپرداخته و تو را از رحمتش مایوس نساخته است،  بلکه بازگشت تو را از گناه حسنه و نیکی قرار داده ، گناه و بدیت را یک و نیکیت را ده به حساب آورده است و در توبه و بازگشت و عذرخواهی را به رویت گشوده است پس آنگاه که ندایش کنی بشنود و آن زمان که با او نجوا نمائی سخنت را می داند ، پس حاجتت را به سوی او می بری و آن چنانکه هستی در پیشگاه او خود را نشان می دهی. هرگاه بخواهی با او درد دل می کنی و ناراحتی و مشکلاتت را در برابر او قرار می دهی از او در کارهایت استعانت می جوئی، و از خزائن رحمتش چیزهائی را می خواهی که جز او کسی قادر به اعطاء آن نیست :  مانند عمر بیشتر ،تندرستی بدن و وسعت روزی، بار دیگر تاکید می کنم که خداوند کلیدهای خزائنش را در دست تو قرار داده زیرا به تو اجازه داده که از او درخواست کنی، بنابراین هرگاه خواستی می توانی به وسیله دعا درهای نعمت خدا را بگشائی و باران رحمت خدا را فرود آوری. اما هرگز نباید از تاخیر در اجابت دعا مایوس گردی زیرا بخشش به اندازه نیت است، گاه می شود که اجابت به تاخیر می افتد تا اجر و پاداش و عطای درخواست کننده بیشتر گردد و گاه می شود که درخواست می کنی اما اجابت نمی گردد در حالیکه بهتر از آن بزودی و یا در موعد مقرری به تو عنایت خواهد شد  و یا اینکه به خاطر چیز بهتری این خواسته ات برآورده نمی شود ، زیرا چه بسا چیزیرا می خواهی که اگر به تو داده شود موجب هلاکت دین تو می شود . روی این اصل باید خواسته تو همیشه چیزی باشد که جمال و زیبائیش برایت باقی و وبال و بدیش از تو رخت بربندد مال برای تو باقی نمی ماند و تو نیز برای آن باقی نخواهی ماند .

 

حضرت علی (ع)

نهج البلاغه/نامه ی 31

 
زندگی را به رقص در آور

عشق یعنی فراموش کردن خود در معشوق.

ماهیت عشق،خود فراموشی است.

ترک مصلحت خویشتن است.

غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس.

راه عشق ،راه فناست.

عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد.

او باید از اوصاف بشر بمیرد،تا اسرار عشق الهی اورا بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق اورا باخود ببرد.

 

مسیحا برزگر

 
شکیبایی

شکیبایی را چهارشاخه است:آرزو مند بودن ،و ترسیدن،وپارسایی و چشم امید داشتن.پس آنکه مشتاق بهشت بود،شهوت هارا از دل زدود،وآنکه از دوزخ ترسید ،از آنچه حرام است دوری گزید.و آنکه ناخواهان دنیا بود،مصیبتها بر وی آسان نمود،و آنکه مرگ را چشم  داشت،درکارهای خیر پای پیش گذاشت.

نهج البلاغه کلمات قصار/ حضرت علی(ع)

20:26

 
گفت گو با هستی

استجابت دعا ،حادثه بزرگی است،استجابت دعا،به معنای ان خواهد بود که توبرای هستی مهم شده ای و هستی به تو پاسخ میگوید.توباهستی وارد گفتمان شده ای.ماازهستی جدانیستیم؛ما هیچگاه ازهستی جدانبوده ایم .مافقط زبان برقراری گفت گو با هستی را ازیاد برده ایم.ماراه هایی را که به او میرسند،گم کرده ایم .

راهی که به هستی میپیوندد ،عشق است،و زبان گفت گو با هستی،سکوت است.اگر کسی در سکوتی ژرف و عاشقانه ،سرخود را در برابر عظمت هستی فرود بیاورد ،خالص ترین نیایش را به جای آورده است. نیایشی که بی واسطه ی کلمات صورت میگیرد،همواره شنیده میشود و مستجاب میگردد.

من گروهی از اولیا را میشناسم که دهانشان از دعا بسته است؛نه کلامی ،نه تقاضایی.تقاضای انسان چه میتواند باشد؟ در اعماق وجود آدمها،تنها یک اشتیاق وجود دارد:

اشتیاق رحمت.

 

زندگی را به رقص درآور

مسیحا برزگر

 
درسهای معنوی

و بدان !

کسی که گنجینه آسمان و زمین در دست اوست تورا در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را بعهده گرفته ،و تورا فرموده از او خواهی تا به تو دهد،و ازاو طلبی تاتورا بیامرزد.و میان تو وخود کسی را نگمارده تاتورا ازوی بازدارد و از کسی ناگزیزت نکرده که نزد او برایت میانجی آرد.

نهج البلاغه /نامه ٣١/حضرت علی (ع)

 
خدا هستی است.

 

 

 تنها خدا وجود داردو بس

بنابراین،هرآنچه هست ،اوست.نام دیگر خدا؛هستی است.

بودن ،خدا بودن است.ما از این حقیقت در حجابیم.

مسئله این نیست که چگونه به ذات ربوبی برسیم؛

مسئله اینست که چگونه حقیقت مذکور را درک کنیم.

ما زبان هستی را از یاد برده ایم.باید حقیقت از یاد رفته را دوباره بیاد بیاوریم.

خود را بیاد آور.خودرا کشف کن.

خودرا بشناس،انگاه خدارا شناخته ای.

ذات تو در ذات الهی مستحیل است.همچون قطره ای که دردریا افتاده است.

و ازاو فقط نامی باقی مانده است و بس.

نامی که بنوبه خود ،قطره فرو افتاده در دریا بیش نیست.

اگر خودرا بشناسی ،ذات الهی همه چیز را برای تو شهود خواهد کرد.

انگاه درخواهی یافت که هرچیزی ،خداست که به تصویر خویش مینگرد.

وقتی ببینی با خدا احاطه شده ای

ناخوداگاه به رقص در می آیی

شوری همچون طوفان تورا در بر میگیرد،تورا میرباید،می برد.

و تورا به لایتناهی پیوند میزند ..

 

مسیحا برزگر(فهم عاشقانه هستی)

 

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
عارفانه

هرحجابی نوعی کوری است.نغمه سرایی ،چشمان تورا بینا میکند.

فقط شاعران میدانند ،فقط نغمه سرایان میدانند،

فقط آنانی که زندگی را به رقص در می آورند، میدانند .الباقی فقط فکرمیکنند و هرگز نخواهند دانست .

عارف به برترین ساحت شعر دست یافته است .

این نهایت سلوک است.جویبار سلوک به دریای عرفان میریزد.

با گام نهادن در طریق سلوک ،آمادگی خویش را برای رسیدن به بلندای آگاهی اعلام می کنی.

این آغاز سفر بزرگ سیمرغ کوه قاف است.که سرانجام به بلندترین قله زندگی خویش خواهد رسید.

 

زندگی را برقص درآور /مسیحا برزگر

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
مسئله حجاب

 

امروز روز معلم و سالروز شهادت شهید مرتضی مطهری بود .ضمن تبریک به همه مدرسان علمی و معنوی، بهمین مناسبت قسمتی از کتاب مسئله حجاب استادرا برای یادآوری نکاتی انتخاب کردم .

امیدوارم برای همه افراد فرصت حداقل یکبار خوندن با تعمق این کتاب میسر شود.

 

شرافت زن اقتضاء می‏کند که هنگامی که از خانه بیرون می‏رود متین و سنگین‏ و با وقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث‏ تحریک و تهییج شود به کار نبرد ، عملا مرد را به سوی خود دعوت نکند ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنی‏دار به سخن خود آهنگ ندهد . چه آنکه گاهی اوقات ژستها سخن می‏گویند ، راه رفتن انسان‏ سخن می‏گوید ، طرز حرف زدنش یک حرف دیگری می‏زند
اول از تیپ خودم که روحانی هستم مثال می‏زنم : اگر یک روحانی برای‏ خودش قیافه و هیکلی برخلاف آنچه عادت و معمول است بسازد ، عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند ، عصا و ردائی با هیمنه و شکوه خاص به دست و دوش بگیرد ، این ژست و قیافه خودش حرف می‏زند ، می‏گوید برای من احترام‏ قائل شوید ، راه برایم باز کنید ، مؤدب بایستید ، دست مرا ببوسید
همچنین است حالت یک افسر با نشانه‏های عالی افسری که گردن می‏افرازد ، قدمها را محکم به زمین می‏کوبد ، باد به غبغب می‏اندازد ، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می‏کند . او هم زباندار عمل می‏کند ، به زبان بی زبانی‏ می‏گوید : از من بترسید ، رعب من را در دلهای خود جا دهید
همینطور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند ، فریاد بزند که به دنبال من بیا ، سر بسر من بگذار ، متلک بگو ، در مقابل من زانو بزن ، اظهار عشق و پرستش کن

 

12 اردیبهشت

 
لطف ایزدی

شکر واقعی آن است که عاشق قهر و لطف خداوند،هردو باشی.قهر او عین لطف اوست.

پس قهر او نیز شکری واجب لازم دارد.

اصا اگر نیک بنگری،قهری وجود ندارد ،همه لطف است.

نبودیم ،اکنون هستیم.آیا این کافی نیست؟

اگر نیک بنگری،احساس خلا نیز خالی نیست.بلکه پراز لطف و عنایت است.

عاشقانه پذیرای حوادث و رویدادها باش.

هنگامی که عاشقانه احساس برهوت دورنت رار می پذیری،ناگهان برهوت می شکفدو سبز میشود؛روضه رضوان میشود.

این معجزه ی قدردانی و سپاس است.

سپاس هرچه را لمس کند، طلایی میشود.

آسوده بگیر و ناظر بی طرف باش.

 

مسیحا برزگر/نیلوفر عشق

چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
درسهای معنوی

آنچه که میتواند از تو یک موجود بغایت شگرفترین خلقت آفرینش بسازد دست یابی به دانایی و بصیرتی است که با تفکر در نشانه ها و آیات خلقت و شناخت بیشتر خالق بدست می آید .

ابرازهای شناخت انسان با محدودیتهای درک و فهمی که دارد باید از قدرت زیادی برخوردار باشند این قدرت با تلاش و پرورش او بیشتر میشود .

عقل و دل بهترین راههای شناخت است.اما نه باعقل و دل معمولی،باید این دورا قوی کرد تا آنچه از آنها حادث میشود به حقیقت نزدیک تر باشد .

انسانها درگیر روزمرگیهای خود هستند و زمانی را برای مهمترین اصل زندگی و حیاتشان ،یعنی تفکر و تعمق در اساس خلقت و اهداف آفرینش صرف نمیکنند .آنها بی خبر بدنیا می آیند و بی خبر میروند.

شاید بزرگترین چیزی که از دست میدهند و از آن محرومند فرصت مغتنمی است که تنها در دوره زندگی زمینی عایدشان میشود و وقتی اینچونین برای یادگیری و کشف و مکاشفه دیگر در اختیارشان قرار نمیگیرد.

انساها همیشه در حسرت این زمان خواهند بود وقتی دیگر قادر به بازگشت به دنیا نیستند.

 

 

شباهنگ

سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 


نیلوفر ثانی کتاب مجموعه شعر کوتاه (بی واسطه دوستت دارم ) لینک کانال تلگرام نیلوفرثانی http://telegram.me/niloofarsanipoem


آئینه(٢)
آتش دل(٥)
آزادی(٢)
آشنایی(۱)
آغاز(۱)
آغوش(۱۱)
آمدنت(۳)
آموزه های دینی(٧)
آه(۱)
آیات دلنشین(۱۸)
آیین شاعر(٢)
ابر(٥)
اتفاق(٤)
اثرخوشنویسی(۱)
احمدشاملو(۳)
اخوان ثالث(٢)
ارتفاع نبودنت(۱)
اردلان سرافراز(۱)
اردیبهشت(٤)
ازمن دور شو(۱)
اسارت(۱)
اسماعیل هاشمی(۱)
اسیر(۱)
اشتیاق(٢)
اعتراض(٥)
اعتماد(٢)
افسانه(٢)
افسانه امیری(۱)
افسوس(۱)
امید(٥)
امیرحسین سام(۱)
انتظار(۱٢٦)
انتظار 2(۳)
انتظار2(۱۱)
انتظار3(۱٠)
انتظار4(۱٧)
اندرز(٩)
اندوه(٦)
انسان(۳)
انعکاس تو(۱)
ای تماشایی خورشید(۱)
ایرج جنتی عطایی(٢)
ایمان(٢)
اینستاگرام نیلوفرثانی(٢)
باد(٩)
بادبادک(۱)
باران(٦۳)
باران بوسه(٢)
باران عشق(۱)
باران نگاه(٢)
بازگشت(٤)
بدنبال(۱)
بذر تو(٤)
برزگر(۱)
برف(٤)
برکه(٢)
بزرگان دین(۱۸)
بساط عاشقی(۱)
بغض(۱)
بند عشق(۱)
بهار(٤٢)
بهانه(۱)
بهشت(۳)
بهشت تو(۱)
بودن(۱)
بودنت(٧)
بوسه(۳۳)
بوی تو(٤)
بی تو(۱۳)
بی هیچ ردی(۱)
بی واسطه دوستت دارم(٢)
بی وفایی(٢)
بیا(۱۱)
بیداری(۳)
بیراهه(۱)
پارادوکس(۳)
پاییز(۱٩)
پاییز 2(۱٩)
پچ پچ عاشقی(۱)
پرتگاه جنون(۱)
پرنده(٢۱)
پرواز(۳)
پروانگی(۱)
پروانه(۸)
پریدن(۱)
پس خواهم گرفت(۱)
پنجره(۱۳)
پیچک(٢)
پیشکش(۱)
پیوند شعر(۱)
تاراج(۱)
تاریکی(٢)
تایپوگرافی(۸٦)
تایپوگرافی نیلوفرثانی(٥٥)
تبر(۱)
تبعید(٢)
ترانه(۱٦)
تشنگی(٢)
تصنیف(۱)
تعبیر خواب(۱)
تقدیر(۱)
تقدیمی(۱)
تقویم(۱)
تماشای تو(۳)
تندر(٢)
تنهایی(۱٤)
تنهایی 2(٩)
تنهایی3(٢)
تهران(۱)
تو(٥٤)
تو رفته ای(۱٠)
تو نیستی(٢٠)
تک بیتی(۱)
تک نوشت(٢)
تکثیر تو(٢)
تکرار(۱)
تیررس نگاه تو(۱)
تیغ(۱)
تیک تاک(۱)
جبران خلیل جبران(۱)
جدایی(۳)
جدایی 2(٦)
جزر محبت(۱)
جملات کوتاه(٢)
جنگ(۳)
جنون(٩)
چشم(٤)
چشم تو(٤)
چشم های بی روشنی(۱)
چشم های تو(٦٤)
چشمهای تو(۱٤)
چندکوتاه نوشت(۱)
چه خبر(۱)
چهل تکه(۱)
حادثه(٧)
حرفها(٦۳)
حس قشنگ(۱)
حسرت(٢)
حسین منزوی(٢)
حق کلمات(۱)
حقیقت(۳)
حمید مصدق(۱٢)
خاطرات(٧)
خانه(۱)
خرمن(۱)
خرید اینترنتی کتاب(۳)
خزان(۱)
خلسه(۱)
خلوتانه(۱)
خواب(٦)
خورخه لوئیس بورخیس(۱)
خورشید تابان(۱۳)
خوشنویسی(۱)
خیال تو(٦)
دار(۳)
داستان کوتاه(۱)
داستانک(٢)
درخت(۱٠)
درد(٦)
درد واره(٤)
درسهای زندگی(۱٢٤)
درسهای عاشورا(٤)
درسهای معنوی(۳۸)
درنای دل(۱)
دریا(۱٠)
دست نوشته های من(٩۸٦)
دست نوشته های من 2(۱٠٠)
دست نوشته های من 3(۱)
دست نوشته های من3(۱)
دست نوشته های من4(٤٥)
دست نوشته های من5(۳٥)
دست نوشته های من6(٤٦)
دست نوشته های من7(۱٦)
دست نوشته های من8(٥)
دست نوشته های ن(۱)
دست های تو(٩)
دستان تو(٢)
دستهای تو(۱٤)
دعوت(۱)
دل(٩)
دل عاشق(۱)
دلتنگی(٥٢)
دلتنگی 2(٧)
دلتنگی 3(۸)
دلتنگی 4(۱٢)
دلتنگی 5(۳)
دلتنگی2(٥)
دلتنگی3(۸)
دلداده(۱)
دلهره شهر(۱)
دماوند(۱)
دوبیتی(۱۱)
دوبیتی من(٤)
دورتر بایست(۱)
دوری(٧)
دوری دست ها(۱)
دوست داشتن(۱٦)
دوستت دارم(٥)
دکتر افشین یداللهی(۳)
دکتر علی شریعتی(٢٢)
دکتر موسوی گرمارودی(٢)
دکترامیرحسین سام(٢)
دیدار(۱٤)
دیوار(۱)
دیوانه(۱)
ذره ای دور از خورشید(۱)
ردپای تو(۱)
رسم عشاق(۱)
رضا کاظمی(٢)
رفت و آمدها(۱)
رفتن(۳)
رقص عشق(٥)
رنچ(٤)
رنگ عشق(۱)
رهایی(٢)
روز پدر(۱)
روزمیلاد(۱)
رویا(۸)
روییدن(۱)
زلزله(٢)
زمیم بیهوده میچرخد(۱)
زن(٧)
زندگی(۸)
سال نو(۳)
سایه تو(٢)
ستاره(٢)
سخنان بزرگان(٧٤)
سخنان کوتاه(۱)
سر عشاق(۱)
سرآغاز(۱)
سردی(۱)
سفر(٦)
سقوط(۱)
سنگ انداختن(۱)
سهم دستانت(۱)
سهم من(٢)
سهیل محمودی(٢)
سوختن(٥)
سوزنبان(۱)
سوی تو(۱)
سکوت(۳)
سید علی امیر افضلی(۱)
سید علی صالحی(۳)
سیمرغ(۱)
شاعر(٤)
شاعر پرنده(۱)
شاعران(۱٠٧)
شاعری(٢)
شانه های تو(٥)
شب(٩)
شب زمستانی(٤)
شبیخون(۱)
شعر(٢٦٢)
شعر 2(۸)
شعر 3(۱)
شعر بلند(٢)
شعر به مناسبت تولد(۱)
شعر مشقی(۱)
شعر و تصویر(٦٦)
شعر و شیدایی(۱)
شعر کوتاه(۱)
شعرهای بلند من(۱٢)
شعرهای بلند من 2(۱٠)
شعرهای بلند نیلوفرثانی 95(۱)
شعرهای من(٦٠٥)
شعرهای من 2(۱۱۳)
شعرهای من 3(۳٩)
شعرهای من 4(۱)
شعرهای من3(۱)
شعرهای من4(٢۱)
شعرهای من5(٢)
شعرهای نیلوفر ثان 6(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 1(۱٩)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٥۳)
شعرهای نیلوفر ثانی 5(۳٥)
شعرهای نیلوفر ثانی 6(۱۸)
شعرهای نیلوفر ثانی 7(۱٧)
شعرهای نیلوفر ثانی 9(۳٤)
شعرهای نیلوفر ثانی10(۱٠٩)
شعرهای نیلوفر ثانی4(٥۱)
شعرهای نیلوفر ثانی6(۱)
شعرهای نیلوفر ثانی8(٥۳)
شعرهای نیلوفرثانی بهار95(٥٩)
شعرهای نیلوفرثانی بهار96(٢٤)
شعرهای نیلوفرثانی پاییز95(۸٠)
شعرهای نیلوفرثانی زمستان 95(٤٥)
شعرهای نیلوفرثانی11(۳٤)
شعرهای نیلوفرثانی12(٧۳)
شعرهایم(٢)
شعرکوتاه(٢۱)
شلیک عشق(۱)
شمس(٢)
شمس لنگرودی(۱)
شنبه(۱)
شهاب مقربین(۱)
شهر(٢)
شوق(۳)
شکسته(۱)
صبح(۱)
صدا(۳)
طالع(۱)
طبل تو خالی(۱)
طبیب(۱)
طغیان(۱)
طنین(٢)
طوفان(۱)
ظرف شعر(۱)
عابر(۱)
عارفانه(٢۱٩)
عاشق(٢)
عاشقانه(٩٩٩)
عاشقانه 10(۱٤)
عاشقانه 11(٢٥)
عاشقانه 12(۱٢)
عاشقانه 13(٢۳)
عاشقانه 14(٦)
عاشقانه 15(٢٤)
عاشقانه 16(۱)
عاشقانه 17(۱۸)
عاشقانه 2(٦٧)
عاشقانه 3(٢)
عاشقانه 5(۱٠)
عاشقانه 8(۳٦)
عاشقانه 95(۳۱)
عاشقانه10(٢)
عاشقانه15(٩)
عاشقانه18(٢)
عاشقانه3(٢۳)
عاشقانه4(۱۳)
عاشقانه9(٢٢)
عاشقانه95(۸)
عاشقانه96(۱)
عبدالاجبار کاکایی(٢)
عبدالجبار کاکایی(۱)
عبور(۱)
عشق(۱٠۳)
عشق 2(۱٥)
عشق 5(٢٧)
عشق 6(۱٧)
عشق3(۱۳)
عشق4(۱)
عشق4(۱٧)
عشق7(۱)
عصر ما(۱)
عطرتو(۸)
عطش(۳)
عکس و نوشته(۸)
غزل(٢)
غمگینانه(٧)
غیاب عشق(۱)
فاصله(۱٠)
فانوس(۱)
فراق(٢)
فراموشی(۳)
فرشته(۱)
فروغ فرخزاد(٢)
فریاد(۱)
فریدون مشیری(٤)
فلسفه عشق(٢)
فکرکن(٧٤)
قاصدک(٢)
قرعه(۱)
قسم به عشق(۱)
قسمت ما(۱)
قصه امروز ما(۱)
قطار(۳)
قطعه(٤)
قفس(۳)
ققنوس(۱)
قلب تو(۱)
قلب شعر(۱)
قیصر امین پور(٩)
گره دستانمان(۱)
گروس عبدالملکیان(۱)
گل(۱)
گم شدگی(۳)
گنجشک(٢)
گیتی خوشدل(٦)
گیسوی یار(۱٥)
لبخند(۱٢)
لبخند زن(۱)
لمس باران(۱)
لیلی و مجنون(٥)
مادر(۱)
ماه(٢٧)
مبادا(۱)
متفرقه(۳)
مجسمه سنگی(۱)
مجموعه شعر کوتاه(۳)
مردن(٢)
مردودی عشق(۱)
مرز ما(٢)
مرزی نیست(۱)
مرگ(٥)
مرو(۱)
مستی(۱٠)
مسیحا برزگر(٧٢)
مشق هر شب(۱)
مصطفی مستور(۳)
معجـزه(۳)
معطل یک بوسه(٢)
مفهومی(٢)
مقدس(۱)
ملک الشعرای بهار(۱)
من(٢)
مناجات(٢)
مناسبتها(٥۸)
مهدی اخوان ثالث(۱)
مهر(٤)
موریانه تنهایی(۱)
موسیقی سنتی ایرانی(۱)
موفقیت(٧)
مولانا(۱)
موی تو(۱)
میدانم(۱)
ناامید و خسته(٥)
نام تو(٩)
نامه ها(٧)
نبض تپیدن(۱)
نبودنت(٢٢)
نت گمشده(۱)
نجات من(۱)
نظرآهاری(٩)
نقطه عطف(۱)
نگاه(٢)
نگاه تو(٤)
نگاه تو(٢)
نگاهم کن(۱)
نهج البلاغه(٩)
نوبت عاشقی(۱)
نوشته های من(٢)
نویسندگان(۱)
نکته امروز(۱٠)
نیایش(٥۱)
نیلوفر(٥)
نیلوفر آبی(۳)
نیلوفر ثانی 3(۳٩)
نیلوفر ثانی 5(۱)
نیـلوفرآبی(۱)
نیما یوشیج(۱)
نیمکت پارک(۱)
هادی رنجی(۱)
هجرت(۱)
هذیانه(۱٢)
هشدار(۱)
هفت سین(۱)
هفته(۱)
هم رزم(۱)
هما روستا(۱)
همایون شجریان(۱)
همچو گوهری(۱)
هورمزد یعقوبی نژاد(۱)
هوشنگ ابتهاج(٢)
هیچ(۳)
واگویه های دل(٤٠٦)
وبلاگ(۱)
وحشی بافقی(۱)
وسوسه(۱)
وطن من(۱)
وعده بهشت(٢)
وقت اضافه(۱)
وقتی یادت میرود(۱)
کاش(٢)
کافه(۱)
کانال تلگرام شعرهای نیلوفرثانی(٦)
کتاب بی واسطه دوستت دارم(٧)
کتاب شعر کوتاه(۱)
کتاب های نیلوفر ثانی(٥)
کجاست(۱)
کشت های من(۱)
کمانه تیر(٢)
کوتاه نوشت(٧٠٦)
کوتاه نوشت 10(٤٩)
کوتاه نوشت 11(۳٥)
کوتاه نوشت 12(٢٠)
کوتاه نوشت 13(۱٥)
کوتاه نوشت 15(۳٤)
کوتاه نوشت 16(۱٠٧)
کوتاه نوشت 17(٦۱)
کوتاه نوشت 2(۱٠۸)
کوتاه نوشت 3(۳٥)
کوتاه نوشت 5(۳۳)
کوتاه نوشت 7(۱٦)
کوتاه نوشت 8(٥٥)
کوتاه نوشت 9(٤۱)
کوتاه نوشت بهار95(٥٦)
کوتاه نوشت بهار96(٢۳)
کوتاه نوشت پاییز95(۸٠)
کوتاه نوشت تابستان95(۱)
کوتاه نوشت زمستان 95(٤٥)
کوتاه نوشت14(٥٤)
کوتاه نوشت18(٤۸)
کوتاه نوشت4(٤٤)
کوتاه نوشت6(٤٥)
یاد(۱)
یار(٤)
یغماگلرویی(۳٠)
یلدا(٤)

 

 

 

اردیبهشت ٩٦
فروردین ٩٦
اسفند ٩٥
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧