آواز شباهنگ

;وبلاگ رسمی شعرها و نوشته های نیلوفر ثانی;;کپی و استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نویسنده ی آن مجاز است


آشنـــــــــــا

آشنای تمــــــامـ  اعـــــصار

من به اعجـــــــــــــــــــــــــاز اهـــــــــورایی اتـــــ

ایمانـــــــ   دارمـــــ

بیــــــــــــــــا

به گره های افتاده امـــــــ       اندکی معجزه بزنـــــــــ

به جام بی پناهی امــــــ       اندکی عشقــــــــــــــ بریز

شباهنگـــ ـ ـ ـ نیلوفر ثانیــــ

 
بساط عاشقی

 

 

 
لیلی نام تمام دختران زمین است -2

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.

ماجرایی که باید بسازیش.

شیطان گفت: تنها یک اتفاف است. بنشین تا بیفتد.

آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند

و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد

مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد

 

خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.

شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش.

خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.

شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.

خدا گفت:‌لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.

خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.

شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست.

و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی

لیلی های نزدیک لحظه ای

خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود

مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ....

 

 عرفان نظر آهاری

 
آسمانی ترین حس و نگاه


سرشارم از بودن تو
ای همنفس با ترانه هایم
ببار بر این تن خاکی
تا چو پرنده پر بگیرم
ای نام تو بر تارک تمام نوشته ها
بگذار به شوق بودن تو
سراز خاکستر برگیرم
نگاه کن بر اشتیاق جان گرفته
نگاه کن به دل گُر گرفته
نگاه کن به مستی ام زجام چشم مست تو
نگاه کن به فتنه ای که سراپایم را گرفته
بیا ای تمنای سترگ دلها
بیا ای دم مسیحای باران
بیا ای جاری در راز هستی
بیا ای آسمانی ترین حس و نگاه

 

21

شباهنگ

 
بودن

بودن ،ضیافتی پرشکوه است ؛ خاکی ست حاصلخیز تا تو دانه ی وجودت را به درخت تناور عشق و نیایش تبدیل کنی و سرانجام باکانون آفریننده ی هستی یگانه شوی .

یک نوع دانایی وجود دارد که از خلال منطق به دست می آید .این یک نوع دانایی  را سواد هم میتوان خواند ؛ دانشی که تورا دگرگون نمیکند ، زیرا در سر میماند و به قلب تو راهی نمیابد .اگر دل تو نلرزد و دگرگون نشود فتو همان خواهی بود که هستی ؛ در جمع کتابها خواهی کوشید ،اما خحجابی را پس نخواهد زد . چنین دانشی باری بر دوش است .چنین دانشی تورا دانمشند میسازد اما چیزی از حماقت تو نخواهد کاست چنین دانشی ، بصیرت نمی بخشد ، پرتو نمی افکند جهش نمی آورد و تولدی دیگر نیست .فقط تلمبار کردن حافظه است و حافظه هم ظرفیتی پایان ناپذیر دارد .

 

مسیحا برزگر. آواز خوش زندگی

 
بهشتم را میخواهم

ای وعده داده صبوری پیشگان را؛

من سهم صبرم را داده ام

بهشت من کو؟

شباهنگ

 
هنگامه ی پـــــــــــرواز

در سرزمین بی اعتباری ها

رُستن از نهاد ِ یک  آرزوی بعید

قلب تورا برای پرواز به سوی ابدیت

همراهی خواهد کرد

شاید زمان عروج

از هبوط خاکی رسیده باشد

و اندازه های پریدن

به جهش  ِ وسعت یک آسمان

فرصت ِ غنیمت ِ همین لحظه باشد

آه سینه را برکش وِ رستن را آغاز کن

هنگامه ی پرواز رسیده است.

 

شباهنگ

 

 

Your image is loading...
 
نتیجه ی نیایش مرداب

 

دعا ،نیایش و اعـــــــــــــتلای مرداب

شکوفایی نیلوفرانیست که در آن میشکفند .

 

 

شباهنگ

Your image is loading...

 

 
آشتی عشق

 به یمن آشتی عشق با دلم
غبار روبی میکنم معبد تن را 
به عبادتگاه حریم حضورعشق
متبرک قدم میگذارم
اینجا

آیین من قبله ی آسمانی دارد

وچشمان تو .....

 

 

 

شباهنگ

١:١٨

Your image is loading...

 
چهار گوش متبرک


به همین سجاده و مهر و تسبیح
به همین چهارگوش ِ متبرکYour image is loading...
نفسهای معطر تو
مرا
خاکسار تو میکند
تو از من ساده نگذر
من
به امید رحمت تو
همینجا تا ابد مقیم میمانم

 

شباهنگ

 

 

 

 
نباشی

رد قدمهایت بر دل
مرا متبرک میکند
نام زیبایت بر لب
حرمتم را زیاد میکند
تو باشی دنیا هست
نباشی نوبت آخرین نفس است

 

شباهنگ

 Your image is loading...

 
مرا پذیرا باش

در همین حوالی
بشارت نور و روشنی
مرا بسمت چشمان تو کشاند
از عمیق ترین زوایه ی  نگاه تو
به عروجی نا ممکن رسیدم
تا اینهمه التفات
تا اینهمه شوق
نزدیک تو شدم
آن ِ تو شدم ....با من باش
مرا پذیرا باش

شباهنگ

1:00

Your image is loading...

سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
راز آرامش

تا فصل روییدن دیگر
به کرشمه باران تو
سیراب میشوم
به حُسن بودن نگاهت
ترو تازه میشوم
چونان باز میرویم
به دشت خشک دلتنگی
که ارامش را
با نگاه تو
یاد میگیرم .......

 

شباهنگ

سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
مرو


ای در شهر شده ای پنهان
در همهمه ها ،
من بدنبال تو میگردم
مرو از نظرم بیرون
که من هرلحظه، جان با تو میگیرم

شباهنگ

 
بی چتر و بهانه

چو باران بر سرو رویم ببار
قول میدهم به پیشواز آیم
بی چتر و بهانه

 


شباهنگ

 

 

Your image is loading...
 
در عطش تو

سایه سار مهربانی ....از ابر عشقت برمن ببار
من عطشناک تشنگی بیکرانی هستم
 که از ازل در نهادم جامانده
از همان زمان هبوط
که دلسپردم به دوری
سوختم سوختم  و دم نیاوردم
آتشم شد خاکستر
دل ماند درحسرت سیرابی و این آوارگی ِ در بدر
و کویر زمین مرا در کام خود فرو بلعید
ببار  ومرا تازه کن
در نگاهم گل کن
بر قلب سوزناکم

ببار و ببار و

بی امان خانه کن خانه کن .......

 

شباهنگ

2010198401471722351862481261174442199122249.gif

 

 
نشانی


و تمنای نگاهت
مرا تشنه لب میکشاند
کاش میشد نشانی

از سرچشمه ام دهی
تا با شوق به رسیدن
بسویت بال بگشایم

شباهنگ

 
عشق هرگز نمیمیرد

عشق آتش است ؛ آتش خداوند که در بیشه ی سینه ها روشن است.
تمام سرگذشت عشق سه حرف بیش نیست
خام را پخته میکند انگاه میسوزاند
عشق با وازگان سخن میگوید
عاشقی ،همه سوختن است بی خویش و معشوقی همه کشیدن است بی کوشش.
عشق تورا به نیستی میخواند و تو را ازتو میستاند و سپس خود به جای تو مینشیند
بنابراین عشق بر صلیب میکشد. اما رستاخیرت نیز هست
سلوک در حلقه ی رندان باده پیما به معنای گام نهادن در آتش است
"آتش عشق"

مسیحا برزگر

 

 
امید اعجاز

دل میستاند از تو داد

به وقت شکوه های درد

سرشک جامانده ی بغض

به لحظه ی سکوت شب

 

عصر شکستگی دل

ماتم وفـــــــــــــــــا و مهر

موسوم حقارت نگاه

بهانه های بی حساب

 

دل غمین زمردم است

خزیده کنج یک قفس

حس عاشقانه  و

لطافت حضور یار

زسر برون کرده هوس

 

زمان بی صدایی است

حکایت جدایی ها

برای واماندن غم

امید اعجاز دعاست

 

شباهنگ

 

 

چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
کوتاه نوشت

به اجابت یه لحظه خواستن تو
هرچه بگویی سر فرو می آورم
عاشقانه مرا بخوان
که بیمن بودنت هرچه دارم فدا میکنم

 

شباهنگ

سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
هوشمندی زمین و زمان

در بستری از اعجاز

چشمانم را میبندم

هوشمندی زمین و زمان

 آغوش تو را میجویم

دل نذر تو

ره سوی تو میپویم

 

شباهنگ

 
مجنونم و مستم

 

Your image is loading...

 

من آن مجنونم که از عشق تو مستم

 تا تورا دیدم به جرگه ی عشاق پیوستم

 رنگ زندگی دیدم،چون برکوی تو بنشستم

تا بال و پرم باشی، از دام زمین جستم

              شاد نباشم وقتی که درکنارم نیستی              

آه چه میگویم من!! هرلحظه با تو هستم

   تمام لحظه ها را بایاد تو هستم 

  با یاد تو از هرچه اندوه وبدی رستم

   دل را به عشق تو بستم ازچشم تو مستم 

   تا جان در بدن دارم، زنده به عشقت هستم

 

شباهنگ

 
تورا میجویم

وقتی تمام دلم چاک میشود

از اندوه

اشک میشود همدم

اه میشود پر سوز

تورا میجویم

تورا ،ای همه وجودت نور

 

شباهنگ

 
سرمنشا عشق

سعادت تمام رودهای عشق

به سر منشاء گرفتن از توست

به آرزوی رسیدن به تو

خودرا جاری میکنم

میان هرچه رود عشق

 

شباهنگ

Your image is loading...
 
آزادی در عشق

 

Your image is loading...

 

زندان امن ترین جای دنیاست

اما آزادی با همه ی نا امنی اش ،چنان گرانبهاست که ارزش ایثار را دارد .و عشق برای بالندگی نیاز به آزادی دارد .تنها در فضای آزادی است که میتوانی همه ی آسمان را خانه خود کنی .آشیانه ی تو قفس نیست ، آسمان است .کسانی که از نا امنی عشق میترسند ،به کلمه عشق اکتفا میکنند و از تجربه ی آن چشم میپوشند .اگر خواستار تجربه ی عشق هستی باید همه چیز را در راه ان به مخاطره بیندازی .

روح مشتاق آزادی تو ، به سوی بالا میکشدت ، اما تن آسوده طلبت در زمین چنگ میزند .

عشق پرمخاطره است

عشق ارزش خطر کردن دارد

لحظه ای با عشق سپری کردن به زندگی ابدی می ارزد .

 

مسیحا برزگر / فهم عاشقانه هستی

 
حریم تو

حریر حریمت را

آهسته کنار میزنم

با وضو قدم میگذارم

به عبادتگاه حضورت

زائر چشم توام

مجنون میشوم

از آنهمه راز و ناز  

غمزه ای کن و نذرم بپذیر

بگذار جان تازه بگیرم

با نیاز و نماز

 

شباهنگ

 
لبخند رضایت

 

زندگی ام سرشار از شادی میشود

وقتی تمام چهره ات را

لبخند رضایت میپوشاند

برای دیدن همیشگی این لبخند

قول میدهم دست از پا خطا نکنم

 

شباهنگ

 
درها و پنجره ها

Your image is loading...

اینروزها تمام درها

برویم یک به یک

 بسته میشوند

حتی اگر

تمام پنجره ها هم

بسته شوند 

همان یکی که نیمه باز است

مرا به دیدار دوباره ی نور

امیدوار نگه میدارد  

 

شباهنگ

 
معنی جهان

میخواهم جهان را معنی کنم

در یک خط

خطی که میرساند مرا به تو

"خط عشق "

 

شباهنگ

 
سرزمین آیینه و نور

Your image is loading...

در سرزمین آیینه و نور 

حتی سنجاقکها

هم از عشق به مرداب میگویند

و تمام قاصدکها

خبر دیدار یار را می آورند

آنجا حتی کاکتوسها هم عاشقند

و کلاغها سنگ نمیخورند

در سرزمین آیینه و نور

عشق و صداقت همیشه بیدارند

 

شباهنگ

 

 
سخنان بزرگان

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش

 

دکتر علی شریعتی

 

 

 

 
دلواپسی

 

از من درمانده

چه میخواهی ؟

در برابر دلواپسیت 

هرچه دارم

بردار رو ببر

 

شباهنگ

 

"پ.ن: معبود من وقتی تو نگرانم باشی راضیم هرچه میخواهی از من بگیری فقط به عشق تو زنده ام "

 
ردا

ردایت لطفت را

برسرم بگشا

وقتی

تنها و درمانده تراز هرجا

باز سوی تو میکنم

 

شباهنگ

 
من مسخ راههای نا ممکنم

Your image is loading...

من مسخ راههای نا ممکنم

و محو تمام عبورهای بی گذر

من جستجو گر لحظه های ناب تنهایی

میشوم و

هم قبیله پاک سرشتان اهورایی

 سرسپرده ی سوداگر عشق و

 کیمیاگر گنج زندگانی

من،عظیم میشوم

گاهی تا سر بسایم به سقف خدا

گاه از عزازیل کمترم

اما فریاد میشوم

تمام سرورده های نا گفته را

و حقیقت جو میشوم

رازهای ناشناخته ی هستی را

من سوگواره های رنجها میشوم

و آوازه خوان شادی ها

من پیچ در پیچ میگر ِدم

حول مدار عشق

و میروم تا پایان دنیا

تا عمق کائنات

آنجا که وعده دیدارم داده اند

زمان زیاد باقی نیست

من مسخ تمام این راههای ناممکنم

 

 

شباهنگ

 
مرا بپذیر

Your image is loading...

جا میمانم از تمام خوبیهایت

بدوم هم نمیرسم

خداییت را بهانه میکنم

بندگی ام را پیشکش

مرا فقط بپذیر،ساده

 

شباهنگ

 
شکر واقعی

فقط آن زمان که بنای معبد عشق را به اتمام رساندی، از خدا برای بازدید دعوت کن.شکرواقعی آن است که عاشق لطف و قهر خداوند ،هردو ،باشی.قهر او عین لطف اوست.پس قهر او نیز شکری واجب لازم دارد

اصلا اگر نیک بنگری،قهری وجود ندارد ،همه لطف است

عاشقانه پذیرای حوادث و رویدادها باش.

مسیحا برزگر/نیلوفر عشق

 

 
خدای من تویی

Your image is loading...

تازه ترین غزل

شب های بیقراریست

درمان درد من

پایان چشم براهیست

در کنج این قفس            شمع دلم تویی

در بند دام تو                  صیاد من تویی

تا طلوع عشق

بازار شعر بپاست

تا دیدار روی تو

فدا شدن رواست

در محضر دلداگی           مراد من تویی

مسخ رضای تو             خدای من تویی

 

شباهنگ

 
بهشت

از ترس اینکه مبادا تمام

درهای بهشت بسته شوند

میدوم برای جلب نظرت

غافل از اینکه

هرچه بیشتر میدوم ،تو دورتر میروی

بهشت مطاع من نیست

تلاش میکنم، به حریم چشمانت راهم دهی

 

شباهنگ

 

 
وعده دیدار

جواب تمام سوالها

نزد توست

مرا از این انتظار همیشگی

نجات بده

ای از ازل پیوند خورده بامن

بگو

تا دیدار تو چقدر مانده؟

 

شباهنگ

 
دوست

پاداش تمام خوبی ها

یک عمر بندگی را میدهم .....

به یک تار موی دوست....................

هرچه عبادت کردم پیشکش.......

یک لحظه دیدار دوست.................................

مژده ده که میبینم تورا ........................

قربانی میکنم هرچه دارم.......................................

تنها تو بمانی برایم دوست....................................................

 

شباهنگ

 
عشق اعجازگر بی نظیر

Picasion.Com

دلت را بروی هرچه عشق است باز کن .عشق اعجازگر بینظیری در تغییر آنچه که فکرمیکنیم محال است ،میتواند باشد .عشق میتواند تمام نیروی زندگی را سخاوتمندانه اهدا کند.عشق میتواند غبارهای درد و اندوه را با لطافت پاک کند.درهای دل را بروی عشق مبندیم.بگذاریم تا میتواند مارا از شور و شعف خود پرکند.بگذاریم به ما احساس خوش دوست داشتن بدهد و دستانمان را برای نواختن زیباترین موسیقی افرینش به حرکت وادارد.عشق حتی اگر کوله باری از سختی ها بردوشمان بگذارد بازهم بی هیچ تردید لایق ترین همراه در تمام طول راه زندگی میتواند باشد .بگذار سرخوشانه در راز آفرینش گم شویم این عشق است که مارا به مقصد میرساند.

 

شباهنگ

 
نیایش

الهی

مگذار و مخواه

کسی پای روی دلمان بگذارد

حتی خودمان

 

شباهنگ

 
نقاب رویت

از زیر نقاب رویت

چون نور کمی برون افتد

مدهوش شوم چو مجنون

عاشق شوم چو لیلا

 

شباهنگ

 

 
الهی

! الهی

روحم نا پخته است و

جسمم ضعیف

در عشق ناشی امُ

ابتدای راه

مرا به ذبح اسماعیل ها 

میازما

مباد شرمنده ترین باشم

 

شباهنگ 

 
شرم

شرمم از همه ی تو رو خواستن نیست

شرمم

از تمام من ناچیز است که تورا میخواهد

 

شباهنگ

 
همه ی من تو

Picasion.Com

دلخوشی من تویی

برای داشتن یه دل خوش

خونه ی تورو در میزنم

همه ی کسم  فقط تویی

برای داشتن پناه

به قلبت تو سر میزنم

دارو ندار من تویی

نباشی من هیچ هیچم

برای زندگی ابدی

به سوی تو پر میزنم

 

شباهنگ 

 
راه عشق

پشت به پشت ِتمام

 نگاههای عاشقانه

ترانه های از دل آمده

پشت به پشت ِتمام  

نشانه های  آسمانی

نذرهای ملتمسانه

رازهای نهانی

نیایشهای خاضعانه

پشت به پشت ِ باورو ایمان

 میدهم و بی هیچ تردید

راهی "راه  عشق" میشوم

 

شباهنگ

Picasion.Com

 
یک روح در دو پیکر

Picasion.Com 

مثل یک روح در دو پیکریم

تو در پیکره ی خدایی

من در پیکره ی انسانی

عاشقانه میپرستمت

شاید روزی

یک روح در یک پیکر شویم

 

شباهنگ

 
یک قدم تا بهشت

Picasion.Com

 

در جاده راه می افتم

از کنار درختان و گلها عبور میکنم

برایشان شعر و ترانه میخوانم

از کنار رودخانه میگذرم

لبخندی از نور بر آب و ماهیان هدیه میکنم

به دشت میرسم

شاخه های طلایی مهرم را 

سوی غزالان میاندازم

بر بلندای کوه

نوک قله اش می ایستم

با نگاه تحسینم بدرقه اش میکنم

هم آغوش ابر و باد

با آسمان پیوند دوباره میبندم

بازهم جلو میروم

آخرین قدم

چشم میدوزم به زمین

دستم را در سینه فرو میبرم و بیرون می آورم

بذر عشق رویش می پاشم

با اشک و لبخند وداعش میکنم

تا بهشت یک قدم باقیست

ماموریتم را انجام داده ام

 

شباهنگ

پ.ن:موزیک وبلاگ رو تغییر دادم ،نام این آهنگ :

"STEP TO PARADISE "

هست که من از شنیدنش بسیار لذت میبرم این شعر  رو با الهام از این آهنگ نوشتم بهمین دلیل دوباره اونو در پست جدید تکرار کردم

از دوست گرامی که کد آهنگ قبلی رو در اختیار من گذاشته بودند ممنونم که طرفداران زیادی داشت نام آهنگ قبلی "بداهه زرد سرخ ارغوانی " همنوازی سه تار و پیانو اثر دکتر امیر حسین سام بود که در همین وبلاگ تعدادی از اشعار ایشون هم هست در ضمن سایتشون هم بعنوان یک سبد آواز نو در لینکها موجود هست اگر مایل بودید اثار موسیقیای دیگری هم از ایشون بشنوید حتما سر بزنید .

" امیدوارم دوستان گرامی از شنیدن این این آهنگ هم لذت ببرند "

 
ستایش خداوند

 

چگونه میتوانی خداوند را ستایش کنی ؟ اگرنتوانی خداوند را در درون خود ستایش کنی،هرگز نمیتوانی او را در وجود دیگران نیز ستایش کنی.توزمانی به هستی کل میپیوندی که به ستایش خدایی بنشینی که ساکن دل توست.تو میزبانی و خداوند مهمان دل توست.خودرا دوست بدار ،زیرا تو منزلگه خداوند هستی او تورا برگزیده تا در تو منزل کند،بنابراین او تورا دوست میدارد و ستایش میکند.چراتو خودرا دوست نداشته باشی و نستایی؟هستی تو تصادفی نیست.تو با توانی ویژه و سرنوشتی ویژه پا به عرصه دنیا گذاشته ای.آری خداوند تورا به سیمای خویش آفریده است .تو میتوانی چیزی بشوی که در وهم نمیگنجد .


مسیحا برزگر

 
رود سپیدی

 

در زورق سیاه سرنوشت

به سپیدی رود مهر تو برخوردم

هرچه میرفتم

سپیدیت مرا در بر میگرفت

گرچه ساحل پیدا بود

غرق در امواج تو بودن

برایم رسیدن به مقصد بود

اینک آرزویم این است

 تا همیشه 

در سپیدی تو شناور باشم

تو بمانی پر شور

من بمانم آسوده در برت

 

شباهنگ

 

 
خدا در اکنون حاضر است

هیچ چیز ذات مستقلی ندارد.ذات مستقل همه ی پدیده ها خداست.کائنات زنده اند زیرا در دل خدای زنده اند. وقتی جامه ی پندارمان را از تن پدیده ها بیرون می آوریم،خدای زنده و مهربان را ،عریان و آشکار،میبینیم

 قطره ی آگاهی ما به دریای اگاهی کیهانی وصل است .خدا با چشمان ما میبیند،با گوشهای ما میشنود و با دلهای ما عشق می ورزد.نیازی به جستجو نیست ؛خدا دراینجا و اکنون حاضر است

 

مسیحا برزگر /فهم عاشقانه هستی

 
در همه دنیا جاری

Picasion.Com

 

دلم تو را گاهی در آسمان میبیند

میان آنهمه ستاره،تورا ماه میبیند

گاهی میان رود، گاهی در گل

چون نور ،درخشان تو را میبیند

ای در همه ی دنیا جاری، جاری

هرجا میروم چشمانم تورا میبیند

 

شباهنگ

 
انسان محل عبور است

انسان پلی کشیده است بین حیوان و خدا،انسان موجودی است در میانه ،انسان محل عبور است.پس انسان موجودی ثابت و بسته نیست.انسان از جنس بودن نیست از جنس شدن است ،انسان یک روند است زمانی محض میشود که حقیقت خویش را شهود کند.با نیل به هستی محض انسان دیگر انسان نیست،او از پل گذشته است.پل برای گذشتن است نه اقامت ،از پل عبور کن.انسان چیزی است که باید از آن عبور کرد.باید از ان تعالی جست.زیبا و هیجان زندگی انسان در همین امکان گذشتن است.

برای پریدن به دلت رجوع کن،ببین دلت چه میگوید...اما بعد از آنکه پریدی!!

مسیحابرزگر.فهم عاشقانه هستی

 

 
پرم امروز

Picasion.Com

از تمنای ِدل تو

پرم امروز

از ندای مهربونی

پرم امروز

             از هوای پرکشیدن

             تو یه آسمون آبی

             پرم امروز

                     چیدن ستاره تا صبح

                    نقش خورشید ُ کشیدن

                    روی دلهای بی نور

                    پرم امروز

                            از صداقت پرم امروز

                           از خدایی که دل بهم داد

                           پرم امروز

                                  پرم از آواز ِ تو رو خوندن

                                  از خماری ِ چشم تو گفتن

                                  از سکوتی که نردبون شد

                                  مارو برد تا اوج رسیدن

                                  پرم امروز

                                            پرم از عطر شکفتن

                                            توی بارون ،دلُ شستن

                                            پرم از شراره ی عشق

                                            با خدا قرار، بستن

                                            پرم امروز

                                                                               پرم ای همیشه بامن

                                                                               تورو تا همیشه داشتن

                                                                               پرم ای خدای عاشق

                                                                               با تو بودن، با تو بودن  

                                              شباهنگ

سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
مرا از نیلوفر یاد است

Picasion.Com

قدیس ،فراسوی جسم

به آبها نگریست و دریا شد

زیبایی، فراسوی ذهن

به آسمان نگریست و ستاره شد

من چو گلبرگی زیر پای تو می افتم

خم می شوی و مرا از زمین بر میداری

گلبرگ را به سینه ات می فشاری و الماس می شوم

تابناک و شفاف می درخشم.

 

گیتی خوشدل/مرا از نیلوفر یاد  است

پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
آموزگارن نو

Picasion.Com

زمان وقوع رویداد بزرگ فرا رسیده است.دنیای نو به آموزگاران تازگی محتاج است.

آموزگارانی که آدمها را به کمال فرا میخوانند، درسشان زمزمه ی محبت و آرمانشان یکپارچگی فرد است.کسانی که از بقایای روح هنوز چیزی در آنها باقی است نخستین پرتو های خورشید انسان نوین اند که از افق زندگی بالا می آید.آموزه های تازه شاگردانی رند و ماجرا جو و شجاع می طلبد.شاگردانی که دل مشغول آفریدن دنیای شجاع نو هستند .

مسیحا برزگر / پرنده میمیرد پرواز میماند 

چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
رنگ چشمان تو

سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
نگاهم کن,همین

با تو با واژه و کلام

سخن نمیگویم

با تو از دردهایم، نیازهایم

 سخن نمیگویم

با تو از بخشش نمیگویم

لحظه های عظیم با تو بودن را

با سخن از خواسته هایم

کوچک نمیکنم

اما نگاهت میکنم

از چشمانم میخوانی

نیازی به سخن گفتن نیست

فقط نگاهم کن، همین

 

شباهنگ

چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
بخشش خدایی

الهی !

برای بخشیدن،

به بندگی ام نگاه نکن

 خداییت را بنگر.

 

شباهنگ

چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
تو خواستی نه من

خدایا

تو دانی من به چه شادم؟

به آنکه نه به خویشتن،

 بلکه به تو افتادم

تو خواستی نه من

پنجره را گشودم

عشق دیدم و معشوق

تا ابد  زائر این درگاهم 

 

شباهنگ

 
نیایش

الهی!

همه شبهایت

برای راز و نیاز خلوت انسی است

اما خلوت این شبها

عطر و طعم دیگری دارد

همه روزهایت

برای خدمت به خلق و تو

 پر شور است

اما این روزها ،شور دیگری دارد

الهی !

حال و هوای عاشقی نصیبمان کن

مگذار فردا حسرت این شبها و روزها را بخوریم

 

شباهنگ

 

سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
رنج و شادی

از خلال رنج است که قطب مخالف آن ،یعنی

شادمانی را میفهمی.

مسیحا برزگر

 
در طلبگی تو

در طلبگی تو

فرو میگذارم

هرچه غیر تو

اول از همه خود را .

 

شباهنگ

 
مرز عشق

مرز عشق بی منتهاست

دانی پیمودن این راه

بی منت رواست؟؟

 

 

شباهنگ

سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
معبود من

الهی !

اگر زمن نگاه برداری و مهرم نکنی

اگر زچشم تو افتم و رحمم نکنی

رواست از پای اوفتم و بوسه زنم خاک

آن زمان نخواهم مجال هیچ نفس

که دانم وجودم ناچیز است و ناپاک



شباهنگ

سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
درمن بنشین

Picasion.Com

به صحرای دلم خیمه زن
دمی بنشین
از حضور تو
هر کویر گلستان میشود
هر تشنه، سیراب

به دریای چشمم فرود آی
لختی بنشین
از وجود تو
هر طوفانی آرام میشود
هر گمشده ، پیدا


در جان تو من ذوب میشوم
چو نغمه ای بر لبانم جاری
با تو من از خود بیخود میشوم
درآیینه روشن دعا
با تو من خود عشق میشوم

شباهنگ

 
عشق و مراقبه

خاصیت عشق همین است:

از دست دادن هوشیاری .گاهی خودرا فراموش کن.چه اشکالی دارد ؟آدم نباید یکنواخت و ملال اور باشد.

آدم باید همیشه از قطبی به قطب دیگر سفر کند.سفر کردن ،زندگی را غنی میسازد.در غیر این صورت زندگی کسالت بار میشود.

گاهی از عشق به سوی مراقبه برو و گاهی از مراقبه به سوی عشق بیا.این رفت و امد ،خستگی را از تو دور میکند.مراقبه به معنای تنها بودن است و عشق به معنای با دیگری بودن.مراقبه به معنای  آن است که تو تنها هستی وعشق به معنای آن است که دیگری نیز وجود دارد .

مراقبه یعنی من ،من ، من.

عشق یعنی تو ،تو ،تو.

خوب است گاهی از مرتبه ی من به مرتبه ی تو بالا بروی. این سفر تورا سرشار میسازد و تازه میکند.


مسیحا برزگر/پرنده میمیرد ،پرواز میماند.

 
مرا جذب کن

 

به چشم جادویت مرا مسخ کن

به جام شرابت مرا مست کن

ای از تو زاده شده همه عشق

مرا در پرتو عشقت جذب کن


شباهنگ

 

پ.ن:با سلام دوستان گرامی خدارو شکرمشکل ارسال حل شده است البته اگر از مرور گر فایر فاکس استفاده کنم قادر به ارسال هستم علت رو هنوز نمیدونم ....از محبت شما بسیار سپاسگزارم


چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
زندگی دیگر

از سراسرا که بگذری وارد دالانی میشوی که در انتهایش نور فواره میزند

ناخوداگاه بسمتش میروی و هرچه نزدیکتر میشوی احساس سبکی بیشتر تورا فرا میگرد میروی و میروی و وقتی به ورودی نور میرسی هیچ چیزی جز نور نمیبینی

و دلت میخواهد قدم بعدی را برداری و وارد  نور شوی و آنگاه با نور درهم می آمیزی و یکی میشوی ودیگر هیچ نمیبینی جز نور حتی جسمت در نور حل شده است حس میکنی میخواهی بلند شوی از جایی که قدم برمیداری و با یک جهش شروع میکنی به پرواز تمام حس سبکبالی را مینوشی چشمانت را میبندی و صبر میکنی این حس تمام وجودت را فرا بگیرد بالاتر و بالاتر و بعد حس نزدیکی و رسیدن و شعف پایان یه انتظار را با بند بندت لمس میکنی ....هنوز هم همه جا نور است و رسیدن به مقصد نهایی نزدیک است میخواهی به دیدار برسی به دیدار همان نهایت و غایت بی انتهای هستی .....

"زندگی جدید مبارک "

 

شباهنگ

 
لحظه های زندگی

هرلحظه از زندگی کوهی از طلاست .اما مردم انرا به رایگان از دست میدهند .آنها نیمدانند با فرصتهایی که نصیبشان شده است  چه کنند .آنها وقت را میکشند .کشتن زمان یعنی خود کشی. زمان و عمر و زندگی مترادفند .

هرلحظه از زندگی که از دست میرود ،برای همیشه رفته است.لحظه های ناب زندگی را قط صرف یافتن خود کن، نه چیز دیگر.

لحظه ها بسیار ارزشمندند . بنابراین نباید آنها را کشت بلکه باید آنها را زندگی کرد .

 

مسیحا برزگر

چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
عارفانه ها

ما  هیچ گاه به خویشتن خویش نظر نمی کنیم،ما هیچ گاه توان بالقوه ی خودرا به کار نمیگیریم،ماهمچنان دانه میمانیم.هر دانه ی،میلیونها گل در سینه دارد،اما شکوفایی این گلها به تصمیم ما بستگی دارد.

به جمع سی مرغ مسافر خوش آمدی .آمدنت حاکی از آن است که دیگر دانسته ای که درتو بیش از آن چیزی کشف کرده ای توانایی وجود دارد.

 

مسیحا برزگر

پرنده میمیرد ،پرواز میماند

سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
بصیرت زاده رنج است

بصیرت زاده رنج است،

کوی رندی همان کوی بصیرت و فرزانگی است که خامان اهل کام و ناز را،بدان راه نیست.

جهان سوز باید بود و از میان رنجها  باید گذشت.

مسیحا برزگر/باران عشق

 
فهم عاشقنه هستی

در زندگی ،لحظه هایی را به خود اختصاص دهیم،هیاهوی ذهنمان را فرو بنشانیم،زنگارها را از دل بزداییم و به مراقبه بپردازیم شاید در میان صورتها و صورتک ها ،گمشده خویش ،یعنی سیمای راستین مان را پیدا کنیم.

زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد.

کافیست چشم باز کنیم وراههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم.

خدا که باشد ،

هرمعجزه ای ممکن میگردد.

 

فهم عاشقانه هستی /مسیحا برزگر

 
گوش به فرمان دل

به فرمان دلت باش؛

اگر دلت میگوید :((برو)) پس برو.در این صورت سردرگمی و ندانم کاری وجود نخواهد داشت.اگر دلت میگوید :(( اینجا بمان )) پس بمان.بازهم سردرگمی وجود ندارد.سردرگمی زمانی به وجود می آید که تو در درونت تضاد می آفرینی، میخواهی بروی در عین حال میخواهی بمانی .آنگاه سردر گم میشوی.فقط بی دغدغه و در سکوت به حرف دلت گوش بسپار، ببین چه میگوید، اطاعت کن ،آنگاه همواره در مسیر درست گام بر میداری.

هیچ گاه صدای دلت را خاموش نکن .خطرناک است.گوش سپردن به صدای دل ،آهسته آهسته تورا شفاف میکند .صدای دل تو نیز شفاف میشود زیرا شنیده میشود و اجابت میشود.رفته رفته این صدارا بلندتر و واضح تر خواهی شنید.. زمانی خواهد رسید که هرگاه اراده کنی میتوانی از دلت مشورت بخواهی و صد درصد جواب بگیری.آنگاه با سردرگمی وداع خواهی کرد .

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص درآور!

 
همیشه بیدار

_سلام هنوز هم بیداری؟؟هرساعت که صدایت میکنم جوابم میدهی... مگر تو خواب نداری؟

_سلام عزیز دلم ،نه من هرگز نمیخوابم مبادا لحظه ای تو مرا بخوانی و بی پاسخت بگذارم و تو ناامید از منهم دوری کنی ..... حتی نمیخواهم لحظه ای تورا ناامید و درمانده ببینم وقتی که میدانم چقدر تورا دوست دارم و تو به این عشق نیازمندی...تنهایت نمیگذارم حتی اگر خسته و دلگیر باشم ....صدایم کن هروقت خواستی، من همیشه بیدارم و مراقب تو .. 

شباهنگ

 
عشق

عشق حقیقت است.عشق نور است.و هنگامی که عشق را به خانه می آوری ،تمامی سایه ها و اشباح رنگ میبازند.هرتلاشی برای نابود ساختن سایه ها و اشباح بیهوده است .هرتلاشی برای سرکوبی نفس بیهوده است.

عشق را بروز بده!هرکاری که میکنی باید حاکی از عشق تو باشد.هرکلمه ای که برزبان جاری می سازی باید سرشار از عشق باشد.هرکاری که میکنی باید بر یک چیز و تنها یک چیز تاکید کند:عشق ،عشق،عشق.

آنگاه روزی فرا خواهد رسید که دیگر از تو در تو نشانی نمانده است ؛تو نیستی و به جای تو خدا نشسته است.

مسیحابرزگر

 
نیایش

الهی!

بسوزانم در آتشی که بعد از سوختن ،گلستان میشود

برویانم از بذری که ریشه اش عمیق و جوانه اش همیشه سبز است

بکوبم به خرمنی که حاصلش سپیدی است

بدرانم این پوسته کهنه را و ببخشایم هسته ای که پربار است نه پوچ و تهی

الهی!

شفقتت نصیبم کن که شقی شده است روح و روانم.

و محبتت که نرم کند سنگ دلم.

الهی!

در کنار خود جایم ده .

هرجای دیگری روم چون گمشده ای حیران در تلاطم دیدارت تا ابد دوان و سرگردان خواهم بود

الهی!

روزگارت را بامن کمی قسمت کن

سهمی به من بده که در روزانه تو جاری باشم

همین مرا بس است.

 

شباهنگ

00:40

 
عشق و منطق

سمت و سوی زندگیت را باید دگرگون کنی

از فکر به احساس .........از منطق به عشق..........و از قیاس به نغمه ای دلکش و عاشقانه.

این کاری ممکن است و شدنی است.زیرا نغمه و آواز و ترانه به دلهای ما نزدیک تر است تا فکر.

رابطه نغمه و دل،رابطه طبیعی است. بدیهی است عشق برای دل ،طبیعی تراز منطق است.

منطق را می آموزند اما عشق آمدنی است نه آموختنی.

عاشقی نه به کسب است و نه به اختیار.

عشق سرشت و سرنوشت ماست.

منطق اختراع اجتماع است.

عشق موهبتی الهی است.این موهبت رسیده از میراث فطرت ماست.

 

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور

 
قلبش ترک خورد

یک دانه کور / بی آنکه دنیا را ببیند / در لای آجرهای یک دیوار، گم بود / در آن جهان تنگ و تاریک / با باد و با باران غریبه / دور از بهار و نور و مردم بود / اما مدام احساس می کرد / بیرون از این بن بست / آن سوی این دیوار، چیزی هست / اما نمی دانست، آن چیست / با این وجود او مطمئن بود / این گونه بودن زندگی نیست

هی شوق، پشت شوق
در دانه رقصید
هی درد، پشت درد
در دانه پیچید
و دیگر او در آن تن کوچک، نگنجید
قلبش ترک خورد
و دستی از نور
او را به سمت دیگری برد
وقتی که چشمش را به روی آسمان وا کرد
یک قطره خورشید
یک عمر نابینایی او را دوا کرد

****
او با سماجت
بیرون کشید آخر خودش را
از جرز دیوار
آن وقت فهمید
که زندگی یعنی همین کار

 

عرفان نظرآهاری

سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
رحمت

همه در جستجوی رحمت اند: حالتی از صفا که هیچ چیز آن را نمی آشوبد ،حالتی از سکوت که از جنس جذبه است و از اضطراب خالیست.رحمت این است :وجد و سروری خالی از اضطراب.

اضطراب تورا از آنچه که داری ملول میکند.هرنوع اضطرابی ملال آورست .حتی عشق که مضطرب است،آلوده به ملالت و خستگی ست.رحمت ،آلوده به اضطراب نیست.زیرا جاودانه است. رحمت آرامش و سکون است ؛سکوتی ژرف است.

حتی یک موج کوچک اضطراب نیز رحمت را نمی لرزاند .رحمت شور زندگی است به خانه رسیدن است.در رحمت، ارزش های زیباشناسانه ی زنانه هست.

 

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور

 
تولدی دوباره

نفس از تو شخصیتی میسازد که نیستی، و تو باید این شخصیت ساخته نفس را بکشی، که بجای تو زندگی میکند.و خودتورا از زندگی محروم کرده است.

نفس موجب شده است که تو خود را با اوهام و خیالات و سایه ها یکی بدانی.جدا کردن خویش از این اوهام ،ترسناک است.زیرا به ناگاه همه هویت تو برباد میرود و تو وارد دالان تاریک بحران هویت میشوی .اما این ترس ،در واقع درد تولدی دوباره برای توست.اگر این درد را تحمل کنی و بازنگردی و به آن خود دروغین متوسل نشوی ،بصیرتی تازه پیدا میکنی ؛خودی که دیگر خود نیست.میتوانی آنرا خود برین بنامی ؛و یا بی خودی،اما هر دوی این نامها مترادف است.

 

 

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور

 

سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
دوستی با هستی

هیچ چیز برتر از دوستی با هستی نیست. این دوستی ،پاک ترین شکل عشق است. عشق گاهی به شهوت آلوده میشود.گاهی به تمایلات و مصلحت ها آلوده می شود.گاهی به توقع و چشمداشت آلوده می شود.در عشق رد پایی از بیولوژی دیده میشود.عشق گاهی بر زمین می خزدو جامه ی دنیا را بر تن میکند.اما دوستی به هیچ کدام اینها آلوده نیست.دوست داشتن از عشق برتر است.

در دوستی چشمداشتی نیست .تمایلی نیست ؛در دوستی ،دوست برای نفس لذت و مستی بخشیدن ، میبخشد. عشق گاهی حسود میشود اما دوستی حسود نیست.تو حق نداری بیش از یک معشوق داشته باشی ، اما میتوانی دوستان زیادی داشته باشی.

 

مسیحا برزگر

 
نغمه سرایی

نیروی نغمه و ترانه انسان را ازخدا سرشار میسازد.هرچه بیشتر نغمه ساز کنی و هرچه بیشتر ذره های خاک خودرا،در آن جویبار رقصان و غلتان کنی،ذره های تیره وجودت در نور دریای کل روشن ترخواهند شد.آنگاه بیشتر به رارهایی که پیرامون تو هستند پی خواهی برد.همان رازهایی که حجاب فکر و مانع دیدن شان میشد.

هرحجابی نوعی کوری است.نغمه سرایی ،چشمان تورا بینا و روشن میکند.

مسیحابرزگر

 
سخاوت


سخاوتمند بودن یعنی آنکه خود را به هرطریق ممکن ، دم به دم از داشته هایت خالی کنی و داشته هایت را به دامان دنیا بریزی .یعنی رقص و نغمه و عشق و دوستی و مال و منال و خنده را با دیگران قشمت کنی.آدمهای حقیر و راکد وبویناک از قسمت کردن داشته های خود با دیگران عاجز و محرومند .اگر پولی دارند ؛انرا با موشهای پستو سهیم می شوند ،اگر مقامی دارند با چشمانی از حدقه بیرون زده و هراسان ، دو دستی به آن چنگ می زنند.خانه دلشان نیز که از نوای عشق  تهی است و چراغ خانه ی نگاهشان نیز فروزان و روشن نیست.

سهیم کردن دیگران در داشته های خود، چرخه ای به وجود می آورد: تو داشته ها را در هستی جاری می سازی و فراسو نیز نعمتها را به سوی تو روان می سازد.مانند رود که در کوه و دره ها جاری مشود و به دریا میزیزد.ابرها نیز بالا می ایند و بر کوهها میبارند .رود دوباره سراشار میشود و دوباره به سوی دریا روان میشود.این یک چرخه است.....

 

مسیحابرزگر/زندگی را به رقص درآور

 

 

 

سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
معشوق من

برات بهونه نمیارم ......ازت توقعی ندارم......غرورمو فقط برای تو میشکنم

در حضورت اصلا کسی نیستم ،چیزی نیستم .......

رو حرفت حرف نمیارم ......بهت ایمان دارم و از ته دل اعتماد

هرچی بگی برام وحی منزله .......هرکاری بکنی برام بهترینه، بی نقص ترینه

هرچی دستور بدی بی چون و چرا اطاعت میکنم......برای چیزهایی که بهم میگی ازت دلیل نمیخوام ،چرا نمیگم

چشم بسته دنبالت میام هرجا باشه حتی اگر سخت و پراز خارو خس باشه

راحتی من کنار توست ازت چیزی جر بودن کنارت نمیخوام

انتظار محبت ندارم اما برای هر لطفی که میکنی هزاربار ازت تشکر میکنم

 آزادی نمیخوام ، آزادی من اسارت در عشق توست

اونقدر برام عزیزی که حاضر نیستم ازدستم ناراحت بشی تمام سعیمو میکنم که ازم راضی باشی میدونم خیلی سخته اما من با عشق به تو میتونم

تسلیم محض توام تو راهبری و من مرید توام گوش جان به تمام فرامین تو دارم

تو برام بهترین هارو میخوای تو نهایت عاشق بودن رو میدونی، پس جز مصلحت و سعادتم میدونم و باور دارم چیز دیگه ای نمیخوای .

تورو داشتن ،به تو عشق ورزیدن ، به تومحبت کردن ، با تو درد دل کردن ،امید به تو داشتن ،رویای تو رو داشتن ، از تو نوشتن و از تو سرودن ، تورو رو درکنار داشتن و دارا به لطف تو بودن رضایت تو و خشنودی تو ،برای من زندگیه ...اگه اینها نباشه زنده نیستم میدونی بی تو نفس کشیدن مرگه.

اینها قدمهای من برای رسیدن به عشق تو که عشق واقعیه ...میدونم تو هزار قدم بسوی من برمیداری ...آغوشم محتاجانه و مشتاقانه برویت بازه ....بیا که جز تو پناهی ندارم.

 

شباهنگ21:12

 
زندگی را به رقص در آور

عشق یعنی فراموش کردن خود در معشوق.

ماهیت عشق،خود فراموشی است.

ترک مصلحت خویشتن است.

غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس.

راه عشق ،راه فناست.

عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد.

او باید از اوصاف بشر بمیرد،تا اسرار عشق الهی اورا بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق اورا باخود ببرد.

 

مسیحا برزگر

 
میوه های آرزو رسیدنی است

تو چه ساده ای و من ، چه سخت
تو پرنده ای و من ، درخت.
آسمان همیشه مال توست
ابر، زیر بال توست
من ، ولی همیشه گیر کرده ام.
تو به موقع می رسی و من،
سال هاست دیر کرده ام.
***
خوش به حال تو که می پری!
راستی چرا
دوست قدیمی ات _ درخت را _
با خودت نمی بری؟
***
فکر می کنم
توی آسمان
جا برای یک درخت هست.
هیچ کس در بزرگ باغ آفتاب را
روی ما نبست.
یا بیا و تکه ای از آسمان برای من بیار
یا مرا ببر
توی آسمان آبی ات بکار
.
***
خواب دیده ام
دست های من
آشیانه تو می شود.
قطره قطره قلب کوچکم
آب و دانه تو می شود.
میوه ام:
سیب سرخ آفتاب.
برگ های تازه ام:
ورق ورق
نور ناب.
***
خواب دیده ام
شب، ستاره ها
از تمام شاخه های من
تاب می خورند.
ریشه های تشنه ام
توی حوض خانه خدا
آب می خورند.
***
من همیشه
خواب دیده ام، ولی ...
راستی ، هیچ فکر کرده ای
یک درخت
توی باغ آسمان
چقدر دیدنی ست!
ریشه های ما اگرچه گیر کرده است
میوه های آرزو، ولی
رسیدنی ست.


عرفان نظرآهاری

 
گفت گو با هستی

استجابت دعا ،حادثه بزرگی است،استجابت دعا،به معنای ان خواهد بود که توبرای هستی مهم شده ای و هستی به تو پاسخ میگوید.توباهستی وارد گفتمان شده ای.ماازهستی جدانیستیم؛ما هیچگاه ازهستی جدانبوده ایم .مافقط زبان برقراری گفت گو با هستی را ازیاد برده ایم.ماراه هایی را که به او میرسند،گم کرده ایم .

راهی که به هستی میپیوندد ،عشق است،و زبان گفت گو با هستی،سکوت است.اگر کسی در سکوتی ژرف و عاشقانه ،سرخود را در برابر عظمت هستی فرود بیاورد ،خالص ترین نیایش را به جای آورده است. نیایشی که بی واسطه ی کلمات صورت میگیرد،همواره شنیده میشود و مستجاب میگردد.

من گروهی از اولیا را میشناسم که دهانشان از دعا بسته است؛نه کلامی ،نه تقاضایی.تقاضای انسان چه میتواند باشد؟ در اعماق وجود آدمها،تنها یک اشتیاق وجود دارد:

اشتیاق رحمت.

 

زندگی را به رقص درآور

مسیحا برزگر

 
درسهای معنوی

و بدان !

کسی که گنجینه آسمان و زمین در دست اوست تورا در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را بعهده گرفته ،و تورا فرموده از او خواهی تا به تو دهد،و ازاو طلبی تاتورا بیامرزد.و میان تو وخود کسی را نگمارده تاتورا ازوی بازدارد و از کسی ناگزیزت نکرده که نزد او برایت میانجی آرد.

نهج البلاغه /نامه ٣١/حضرت علی (ع)

 
نامه ها_2

بنام تو که هرچه داریم و نداریم از توست

سلام خالق مهربان من

از دل روزهای سختی که برمن میگذرد برتو درودی میفرستم با مهری که بی آنکه بخواهم مرا به سوی تو میکشاند .خودرا در محضر تو میبینم و برایت از دردهایم سخن میگویم .شاید در میان اینهمه مخلوقاتت که گوش شنوایی نیست تو اندکی بر غمهایم التیامی بخشی و آرامم کنی .دوست دارم سر برزانوانت بگذارم و اندکی با اشکهایم سبک کنم اینهمه باری که بر روح و دل و جانم سنگینی میکند .

نمیخواهم گله کنم در محضر عشق جای هیچ بهانه ای نیست .هرچه از دوست میرسد باید نیکوترین باشد و عاشق باید سرسپرده ترین .میدانم چونان همیشه برمن بهترینها را میخواهی و هر سختی ،حکمتیست که میدانم جز خیر و نیکی چیزی دیگری ندارد ،حال ممکن است برطرف کننده لکه سیاهی باشد که از گناه و خطایم بر روحم نشسته است و یا راه روشنی که پیش رویم را باز کند به سوی بهتر شدن و کامل تر شدن.

مگر تو همین را نمیخواهی ؟که مخلوقاتت هرچه بیشتر به اصل وجودی خود نزدیک شوند و بیابند حکمت افرینششان را و بدانند ابتدا و انتهای هرموجودی ختم به یک وجود یکتاست. مگر نه انکه خودت انسان را برتر از دیگران قرار دادی تا از نهایت فهمش برای درک انچه دیگر مخلوقات از ان عاجزند بهره گیرد.فهم انسان میتواند رشد کند و بالا رود و باید در این دنیا که زمان آموزه های بسیاریست فرصت هارا غنیمت بشمارد .

الهی ! وقتی از همه دنیا خسته و دلشکسته میشوم ناامید نمیشوم چون میدانم تو هستی...تویی که نه فراموشی در تو راه دارد نه بی وفایی.تویی که صبورانه دلنوازی میکنی و محبتانه بنده نوازی و اگر بدانی چه شور و شعفی در وجودمان لبریز میشود .هرچند تو همه چیز را میدانی .

ای داناترین و ای والاترین تمامی وجودم از ان توست همیشه در دلم و یادم حاضرو ناظری، قدم برمیدارم تو پیش چشممی و وای به ان لحظه که دچار خطایی شوم و گناهی ...شرمگینانه نمیتوانم حتی صدایت کنم .اما میدانم تو همیشه مرا میبخشی و من همیشه از دل بسوی تو بازمیگردم.و تو مشتاقانه مرا میپذیری.

الهی !در این دنیای تنهایی ها و دراین زمانه ی نامردمی ها ، مرا تنها مگذار ...نیرویم بخش تا بتوانم بازهم مقاوم باشم و خم نشوم .تو مرا تنها مگذار ،همیشه کنارم بمان و بگذار از عطر خوش تو همیشه مست باشم و نیرومند در برابر تمامی رنجها و دردها.بگذار روزهای جدایی ما ،با سربلندی من تمام شود و تو از بندگی ام و خلقتم مباد یک دمی دلت بگیرد.

الهی !دوستت دارم و میخواهمت دوستم بداری و عشق مرا به تو برساند بهمین نزدیکی.

 

شباهنگ

 
ای عزیز خداوند

از خدا یک کمی وقت خواست
وای ای داد بیداد
دیدی آخر خدا مهلتش داد

*
آمد و توی قلبت قدم زد
هر کجا پا گذاشت
تکه ای از جهنم رقم زد

*
او قسم خورد و گفت
آبروی تو را می برد
توی بازار دنیا
مفت قلب تو را می خرد

*
آمد دور روح تو پیچید
بعد با قیچی تیز نامریی اش
پیش از آنکه بفهمی
بالهای تو را چید

*
آمد و با خودش
کیسه ای سنگ داشت
توی یک چشم بر هم زدن
جای قلبت
قلوه سنگی گذاشت
قلوه سنگی به اسم غرور
بعد از آن ریخت پرهای نور
وشدی کم کم از آسمان دور دور

*
برد شیطان دلت را کجا، کو؟
قلب تو آن کلید خدا ، کو؟

*
ای عزیز خداوند
پیش از آنکه درآسمان را ببندند
پیش از آنکه بمانی
توی این راههای به این دور و دیری
کاش برخیزی و با دلیری
قلب خود را از او پس بگیری.

 

عرفان نظر آهاری

 
خدا هستی است.

 

 

 تنها خدا وجود داردو بس

بنابراین،هرآنچه هست ،اوست.نام دیگر خدا؛هستی است.

بودن ،خدا بودن است.ما از این حقیقت در حجابیم.

مسئله این نیست که چگونه به ذات ربوبی برسیم؛

مسئله اینست که چگونه حقیقت مذکور را درک کنیم.

ما زبان هستی را از یاد برده ایم.باید حقیقت از یاد رفته را دوباره بیاد بیاوریم.

خود را بیاد آور.خودرا کشف کن.

خودرا بشناس،انگاه خدارا شناخته ای.

ذات تو در ذات الهی مستحیل است.همچون قطره ای که دردریا افتاده است.

و ازاو فقط نامی باقی مانده است و بس.

نامی که بنوبه خود ،قطره فرو افتاده در دریا بیش نیست.

اگر خودرا بشناسی ،ذات الهی همه چیز را برای تو شهود خواهد کرد.

انگاه درخواهی یافت که هرچیزی ،خداست که به تصویر خویش مینگرد.

وقتی ببینی با خدا احاطه شده ای

ناخوداگاه به رقص در می آیی

شوری همچون طوفان تورا در بر میگیرد،تورا میرباید،می برد.

و تورا به لایتناهی پیوند میزند ..

 

مسیحا برزگر(فهم عاشقانه هستی)

 

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
باب چهارم عشق

بنام او

برای درک بیشتر عشق الهی و به جهت محدود بودن انسان به زمان و مکان و ادارک ملموس برای او ،عشق زمینی میتواند راهی مناسب باشد . بشرط آنکه ناقص بودن و جزیی بودن آن ،درباره عشق الهی مشخص باشد نه انکه عشق زمینی بیایید و جای عشق واقعی اهورایی را بگیرد.وقتی با معشوقی زمینی آشنا شویم میتوانیم قهر و مهر را بهتر بشناسیم، رضایت معشوق و اینکه هر قدمی که برداریم برای او باشد و تنها بخاطر او ،میتواند مارا مخلص تر در عشق الهی کند و البته بیاموزدمان که چقدر معشوقهای زمینی با معشوق الهیمان زمین تا آسمان که هیچ تا بینهایتها متفاوت است .....

اویی که باهر خطایی و بی وفایی ترکمان نمیکند و در همه حال بفکرمان هست . اویی درکمان میکند و زبان سرو جانمان را میفهمد اصلا او خود بهترازما ؛باما آشناست .اویی که قهرش و مهرش زیباست و لایق پرستیدن ....نه آنچنان بزرگش میکنیم که نیست و نه روزی پسمان میزند که این آن عشقی که من میخواستم نیست....اما رضایتش از رضایت هر معشوق زمینی دشوارتر است چون عشقش بالاتر است ....امتحانهایش درسهای بچگانه نیست ...همه تمرینی است برای بهتر عاشق بودن و عاشق شدن ...عشق زمینی شور و حالی دارد که صدچندانش عشق الهی می آفریند ...و آرامشی نصیب میکند که گویی هم اکنون در کنارش و دستش در دستانمان است...شناخت عشق اهورایی ،با صیقل روح و دل امکان پذیر است ....آبدیده باید شود به سوهان سختی ها و به آتش رنجها ؛تا لعل شود این دُر گرانبهای به ودیعه نهاده شده در سینه مان.

الهی ! دلمان را برای بیشتر عاشق شدنت جلا ده که سخت محتاج عشقت هستیم تا روزی که به تورسیم.

 

شباهنگ

11:00

سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
بیا

 

حرفهای نا تمام من

پس کی تمام میشود

خستگی وجود من

زتن چه وقت برون شود

اینهمه درد دوریت

اینهمه رنج پر عذاب

به شوق دیدنت چه وقت

در دل من تمام شود

بیا درون دیده ام

بیا کنار من بشین

برای زخمهای دلم

حضورتو اثر شود

 

شباهنگ

11:34

 

دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
آیینه من و خدا

 

 

خدا در آیینه نگاه کرد،

در آیینه ،من نمایان شدم.

من در آیینه نگاه کردم،

در آیینه خدا نمایان شد.

خدا اگر در آیینه نگاه نمی کرد

و اگر در آیینه نمایان نمیشدم من،

چه میکرد خدا؟  

خدازیر بارگران اندوه تنهایی خویش،

به تنگ می آمد از ناخدایی خویش،

بر میخاست ،به آیینه نظر میکرد

وخود را به تماشا می نشست.

او هم اکنون به تماشای خویش نشسته است

و در آیینه ی آوازهای من ،خود را می سراید.

 

مسیحا برزگر...فهم عاشقانه هستی

 

 
نیایش

خدایا !

اگر زارم ، در تو زاریدن خوشست.

اگر نازم به تو نازیدن خوشست.

شاد بدان ام که بدرگاه تو می زارم.

یک نظر در من نگری ،دو گیتی به آب اندازم.

 

مسیحا برزگر

آتش و بال پروانه 

 

چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
عارفانه

هرحجابی نوعی کوری است.نغمه سرایی ،چشمان تورا بینا میکند.

فقط شاعران میدانند ،فقط نغمه سرایان میدانند،

فقط آنانی که زندگی را به رقص در می آورند، میدانند .الباقی فقط فکرمیکنند و هرگز نخواهند دانست .

عارف به برترین ساحت شعر دست یافته است .

این نهایت سلوک است.جویبار سلوک به دریای عرفان میریزد.

با گام نهادن در طریق سلوک ،آمادگی خویش را برای رسیدن به بلندای آگاهی اعلام می کنی.

این آغاز سفر بزرگ سیمرغ کوه قاف است.که سرانجام به بلندترین قله زندگی خویش خواهد رسید.

 

زندگی را برقص درآور /مسیحا برزگر

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
نیلوفر عشق

 

مردم گمان میکنند که هنگام نیایش، آنهایند که خدارا میخوانند،در حالیکه قضیه برعکس این است.

یعنی این خداست که مارا میخواند و این ماییم که در نیایش به او پاسخ مثبت می دهیم.پیش از آنکه ما خدارا بخوانیم ،اوماراخوانده ،و به ساحت نیایش کشانده است.

او به ما مشتاق تراست در نیایش.به غیر از همین آری،چه داری که بخداوند بگویی؟آنگاه که بخداوند پاسخ مثبت می دهی و آری میگویی ،زندگیت بال و پر در میآورد.

پرپرواز مبارک بادت.

مسیحا برزگر /نیلوفر عشق

 

 

سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
لطف ایزدی

شکر واقعی آن است که عاشق قهر و لطف خداوند،هردو باشی.قهر او عین لطف اوست.

پس قهر او نیز شکری واجب لازم دارد.

اصا اگر نیک بنگری،قهری وجود ندارد ،همه لطف است.

نبودیم ،اکنون هستیم.آیا این کافی نیست؟

اگر نیک بنگری،احساس خلا نیز خالی نیست.بلکه پراز لطف و عنایت است.

عاشقانه پذیرای حوادث و رویدادها باش.

هنگامی که عاشقانه احساس برهوت دورنت رار می پذیری،ناگهان برهوت می شکفدو سبز میشود؛روضه رضوان میشود.

این معجزه ی قدردانی و سپاس است.

سپاس هرچه را لمس کند، طلایی میشود.

آسوده بگیر و ناظر بی طرف باش.

 

مسیحا برزگر/نیلوفر عشق

چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 


نیلوفر ثانی کتاب مجموعه شعر کوتاه (بی واسطه دوستت دارم )


آئینه(٢)
آتش دل(٥)
آزادی(٢)
آشنایی(۱)
آغاز(۱)
آغوش(٩)
آمدنت(٢)
آموزه های دینی(٧)
آه(۱)
آیات دلنشین(۱۸)
آیین شاعر(٢)
ابر(۳)
اتفاق(۱)
اثرخوشنویسی(۱)
احمدشاملو(۳)
اخوان ثالث(٢)
ارتفاع نبودنت(۱)
اردلان سرافراز(۱)
اردیبهشت(٤)
ازمن دور شو(۱)
اسارت(۱)
اسماعیل هاشمی(۱)
اسیر(۱)
اشتیاق(٢)
اعتراض(٥)
اعتماد(٢)
افسانه(۱)
افسانه امیری(۱)
افسوس(۱)
امید(٤)
امیرحسین سام(۱)
انتظار(۱٢٥)
انتظار 2(٢)
انتظار2(۸)
انتظار3(۸)
انتظار4(۱٧)
اندرز(٩)
اندوه(٢)
انعکاس تو(۱)
ای تماشایی خورشید(۱)
ایرج جنتی عطایی(٢)
ایمان(۱)
اینستاگرام نیلوفرثانی(۱)
باد(٦)
بادبادک(۱)
باران(٤٤)
باران بوسه(٢)
باران عشق(۱)
باران نگاه(۱)
بازگشت(۱)
بدنبال(۱)
بذر تو(٢)
برزگر(۱)
برف(۱)
بزرگان دین(۱۸)
بساط عاشقی(۱)
بغض(۱)
بند عشق(۱)
بهار(٢٩)
بهانه(۱)
بهشت(۳)
بهشت تو(۱)
بودن(۱)
بوسه(٢۳)
بوی تو(٤)
بی تو(۸)
بی هیچ ردی(۱)
بی واسطه دوستت دارم(٢)
بی وفایی(٢)
بیا(۸)
بیداری(۱)
بیراهه(۱)
پارادوکس(۳)
پاییز(۳)
پاییز 2(۱۸)
پچ پچ عاشقی(۱)
پرتگاه جنون(۱)
پرنده(۱٤)
پرواز(٢)
پروانگی(۱)
پروانه(٦)
پریدن(۱)
پس خواهم گرفت(۱)
پنجره(٩)
پیچک(۱)
پیشکش(۱)
پیوند شعر(۱)
تاراج(۱)
تایپوگرافی(۸٦)
تایپوگرافی نیلوفرثانی(۱٠)
تبعید(٢)
ترانه(۱٦)
تشنگی(۱)
تصنیف(۱)
تعبیر خواب(۱)
تقدیر(۱)
تقدیمی(۱)
تقویم(۱)
تماشای تو(۳)
تندر(٢)
تنهایی(٩)
تنهایی 2(٦)
تنهایی3(٢)
تو(۳٢)
تو رفته ای(٩)
تو نیستی(٩)
تک بیتی(۱)
تک نوشت(۱)
تکثیر تو(٢)
تیررس نگاه تو(۱)
تیک تاک(۱)
جبران خلیل جبران(۱)
جدایی(۳)
جدایی 2(٦)
جزر محبت(۱)
جملات کوتاه(٢)
جنگ(٢)
جنون(٤)
چشم(٤)
چشم تو(٤)
چشم های بی روشنی(۱)
چشم های تو(۳٥)
چشمهای تو(٩)
چه خبر(۱)
چهل تکه(۱)
حادثه(٥)
حرفها(٦۳)
حس قشنگ(۱)
حسرت(٢)
حسین منزوی(٢)
حق کلمات(۱)
حقیقت(٢)
حمید مصدق(۱٢)
خاطرات(٥)
خرمن(۱)
خرید اینترنتی کتاب(٢)
خزان(۱)
خلسه(۱)
خواب(۳)
خورخه لوئیس بورخیس(۱)
خورشید تابان(۱٠)
خوشنویسی(۱)
خیال تو(٤)
دار(۱)
داستان کوتاه(۱)
داستانک(٢)
درخت(٦)
درد(٤)
درد واره(٢)
درسهای زندگی(۱٢٤)
درسهای عاشورا(٤)
درسهای معنوی(۳۸)
درنای دل(۱)
دریا(٤)
دست نوشته های من(٩٩٢)
دست نوشته های من 2(۱٠٠)
دست نوشته های من 3(۱)
دست نوشته های من3(۱)
دست نوشته های من4(٤٥)
دست نوشته های من5(۳٥)
دست نوشته های من6(٤٦)
دست نوشته های من7(۱٦)
دست نوشته های من8(٥)
دست نوشته های ن(۱)
دست های تو(٤)
دستان تو(٢)
دستهای تو(۱۳)
دعوت(۱)
دل(٦)
دل عاشق(۱)
دلتنگی(٥٠)
دلتنگی 2(٧)
دلتنگی 3(٧)
دلتنگی 4(۱٢)
دلتنگی 5(۳)
دلتنگی2(٤)
دلتنگی3(۸)
دلداده(۱)
دلهره شهر(۱)
دماوند(۱)
دوبیتی(۱۱)
دوبیتی من(٤)
دورتر بایست(۱)
دوری(۳)
دوری دست ها(۱)
دوست داشتن(٧)
دوستت دارم(٥)
دکتر افشین یداللهی(۳)
دکتر علی شریعتی(٢٢)
دکتر موسوی گرمارودی(٢)
دکترامیرحسین سام(٢)
دیدار(۱۱)
دیوار(۱)
دیوانه(۱)
ذره ای دور از خورشید(۱)
ردپای تو(۱)
رسم عشاق(۱)
رضا کاظمی(٢)
رفت و آمدها(۱)
رفتن(۱)
رقص عشق(۳)
رنچ(٤)
رنگ عشق(۱)
رهایی(٢)
روییدن(۱)
زلزله(۱)
زمیم بیهوده میچرخد(۱)
زن(٧)
زندگی(٦)
سال نو(۱)
سایه تو(۱)
ستاره(٢)
سخنان بزرگان(٧٤)
سخنان کوتاه(۱)
سر عشاق(۱)
سرآغاز(۱)
سفر(۳)
سقوط(۱)
سنگ انداختن(۱)
سهم دستانت(۱)
سهم من(۱)
سهیل محمودی(٢)
سوختن(٥)
سوزنبان(۱)
سوی تو(۱)
سکوت(٢)
سید علی امیر افضلی(۱)
سید علی صالحی(۳)
سیمرغ(۱)
شاعر(۳)
شاعر پرنده(۱)
شاعران(۱٠٧)
شاعری(۱)
شانه های تو(٥)
شب(۳)
شب زمستانی(۱)
شبیخون(۱)
شعر(٢٥٧)
شعر 2(٧)
شعر 3(۱)
شعر بلند(۱)
شعر مشقی(۱)
شعر و تصویر(۳٠)
شعر و شیدایی(۱)
شعر کوتاه(۱)
شعرهای بلند من(٩)
شعرهای بلند من 2(٩)
شعرهای من(٦٠٦)
شعرهای من 2(۱۱۳)
شعرهای من 3(۳٩)
شعرهای من 4(۱)
شعرهای من3(۱)
شعرهای من4(٢۱)
شعرهای من5(٢)
شعرهای نیلوفر ثان 6(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 1(۱٩)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٥۳)
شعرهای نیلوفر ثانی 5(۳٥)
شعرهای نیلوفر ثانی 6(۱۸)
شعرهای نیلوفر ثانی 7(۱٧)
شعرهای نیلوفر ثانی 9(۳٤)
شعرهای نیلوفر ثانی10(۱٠٩)
شعرهای نیلوفر ثانی4(٥۱)
شعرهای نیلوفر ثانی6(۱)
شعرهای نیلوفر ثانی8(٥۳)
شعرهای نیلوفرثانی تابستان96(٢)
شعرهای نیلوفرثانی11(۳٤)
شعرهای نیلوفرثانی12(۱۸)
شعرهایم(٢)
شعرکوتاه(٢۱)
شلیک عشق(۱)
شمس(٢)
شمس لنگرودی(۱)
شهاب مقربین(۱)
شوق(٢)
طالع(۱)
طبل تو خالی(۱)
طبیب(۱)
طغیان(۱)
طنین(٢)
طوفان(۱)
ظرف شعر(۱)
عابر(۱)
عارفانه(٢٢٠)
عاشق(٢)
عاشقانه(۱٠٠٢)
عاشقانه 10(۱٤)
عاشقانه 11(٢٥)
عاشقانه 12(۱٢)
عاشقانه 13(٢۳)
عاشقانه 14(٦)
عاشقانه 15(٢۳)
عاشقانه 16(۱)
عاشقانه 17(۱٢)
عاشقانه 2(٦٧)
عاشقانه 3(٢)
عاشقانه 5(۱٠)
عاشقانه 8(۳٦)
عاشقانه10(٢)
عاشقانه15(٩)
عاشقانه18(٢)
عاشقانه3(٢۳)
عاشقانه4(۱۳)
عاشقانه9(٢٢)
عبدالاجبار کاکایی(٢)
عبدالجبار کاکایی(۱)
عبور(۱)
عشق(٩٦)
عشق 2(٦)
عشق 5(٢٠)
عشق 6(۱٦)
عشق3(٢)
عشق4(۱)
عشق4(۱٤)
عصر ما(۱)
عطرتو(٤)
عکس و نوشته(۸)
غزل(٢)
غمگینانه(٦)
غیاب عشق(۱)
فاصله(۸)
فانوس(۱)
فراق(٢)
فراموشی(٢)
فرشته(۱)
فروغ فرخزاد(٢)
فریاد(۱)
فریدون مشیری(٤)
فلسفه عشق(٢)
فکرکن(٧٤)
قاصدک(۱)
قرعه(۱)
قسم به عشق(۱)
قسمت ما(۱)
قصه امروز ما(۱)
قطار(٢)
قطعه(٤)
قفس(۳)
ققنوس(۱)
قلب تو(۱)
قلب شعر(۱)
قیصر امین پور(٩)
گره دستانمان(۱)
گروس عبدالملکیان(۱)
گم شدگی(۱)
گنجشک(٢)
گیتی خوشدل(٦)
گیسوی یار(۱٠)
لبخند(۸)
لبخند زن(۱)
لمس باران(۱)
لیلی و مجنون(۱)
مادر(۱)
ماه(۱٧)
مبادا(۱)
متفرقه(۳)
مجسمه سنگی(۱)
مجموعه شعر کوتاه(۳)
مردودی عشق(۱)
مرز ما(٢)
مرزی نیست(۱)
مرگ(٢)
مرو(۱)
مستی(۸)
مسیحا برزگر(٧٢)
مشق هر شب(۱)
مصطفی مستور(۳)
معجـزه(۳)
معطل یک بوسه(٢)
مفهومی(٢)
مقدس(۱)
ملک الشعرای بهار(۱)
من(٢)
مناجات(٢)
مناسبتها(٥٩)
مهدی اخوان ثالث(۱)
موریانه تنهایی(۱)
موسیقی سنتی ایرانی(۱)
موفقیت(٧)
مولانا(۱)
میدانم(۱)
ناامید و خسته(٤)
نام تو(٤)
نامه ها(٧)
نبودنت(۱٧)
نت گمشده(۱)
نجات من(۱)
نظرآهاری(٩)
نقطه عطف(۱)
نگاه(٢)
نگاه تو(٤)
نگاه تو(۱)
نگاهم کن(۱)
نهج البلاغه(٩)
نوبت عاشقی(۱)
نوشته های من(٢)
نویسندگان(۱)
نکته امروز(۱٠)
نیایش(٥۱)
نیلوفر(٢)
نیلوفر ثانی 3(۳٩)
نیلوفر ثانی 5(۱)
نیـلوفرآبی(۱)
نیما یوشیج(۱)
نیمکت پارک(۱)
هادی رنجی(۱)
هجرت(۱)
هذیانه(۱٢)
هشدار(۱)
هفت سین(۱)
هم رزم(۱)
همایون شجریان(۱)
همچو گوهری(۱)
هورمزد یعقوبی نژاد(۱)
هوشنگ ابتهاج(٢)
هیچ(۳)
واگویه های دل(٤٠۸)
وبلاگ(۱)
وحشی بافقی(۱)
وسوسه(۱)
وطن من(۱)
وعده بهشت(٢)
وقت اضافه(۱)
وقتی یادت میرود(۱)
کاش(٢)
کافه(۱)
کتاب بی واسطه دوستت دارم(٥)
کتاب شعر کوتاه(۱)
کتاب های نیلوفر ثانی(٤)
کجاست(۱)
کشت های من(۱)
کمانه تیر(۱)
کوتاه نوشت(٧٠۸)
کوتاه نوشت 10(٤٩)
کوتاه نوشت 11(۳٥)
کوتاه نوشت 12(٢٠)
کوتاه نوشت 13(۱٥)
کوتاه نوشت 15(۳٤)
کوتاه نوشت 16(۱٠٧)
کوتاه نوشت 17(۳٥)
کوتاه نوشت 2(۱٠۸)
کوتاه نوشت 3(۳٥)
کوتاه نوشت 5(۳۳)
کوتاه نوشت 7(۱٦)
کوتاه نوشت 8(٥٥)
کوتاه نوشت 9(٤۱)
کوتاه نوشت تابستان 96(٢)
کوتاه نوشت14(٥٤)
کوتاه نوشت18(٢٠)
کوتاه نوشت4(٤٤)
کوتاه نوشت6(٤٥)
یاد(۱)
یار(٤)
یغماگلرویی(۳٠)
یلدا(۱)

 

 

حوالی کوچـه ی زندگی (وبلاگ دیگرم)
میدانم روزی تو می آیی (همین وبلاگ در فیس بوک)
از نگاه دوربین من (وبلاگ دیگرم)
ته نویــس (مهدی چهرازی)
رهـــا
نامه هایی از مجنون
دوستدار روشنایی
سلطان عشق (ابراهیم آذرنوش )
گلسا
اورانوس 2
سالهای تاکنون (عبدالجبار کاکایی-شاعر)
فلسفه ی نجیب زادگان
اسپریجو (سید علی میرافضلی)
نگاهت را به درخت پیوند میزنم(سحر عزیز)
دیالوگ هام (عکاسباشی)
قیصر امین پور
پرشین گیگ
مسیحا برزگر (سایت رسمی)
شهاب مقربین
پابرهنه تا ماه (رضا کاظمی )
نادر ابراهیمی
دیدارها (بیژن جلالی)
رسول یونـــــــان
ناشکیــــبا (سایت خبری موسیقی ایران )
یغما گلرویی (سایت رسمی)
شمس لنگرودی(شاعر)
عبدالرضا عبدالملکیان
هفته نامه عصر نی ریز
قالبهای بلاگ اسکین

 

شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧

 

خسته ام
دست های زنی
شمرده از عشق بگو
شعله ی آخر
همنفس با قاصدک ها
پاییز می آید
پنجره میخواهم
به چشم ها بگو
هیچ شبی
ادعای ما

 

RSS 2.0

****
کد اپلود عکس