آواز شباهنگ

;وبلاگ رسمی شعرها و نوشته های نیلوفر ثانی;;کپی و استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نویسنده ی آن مجاز است


پرش عشق

آتش مهر ِتو را
هیچ اندازه نیست
پرشی به قد ِعشق باید
تا عبور کنم ...


نیلوفرثانی

"چهارشنبه سوری مبارک"

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ | پيام هاي ديگران ()

 
یلدا مبارک

 

http://s9.picofile.com/file/8279205076/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7.jpg



کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem


 
گره ها

مانده ام خانه و فکرم
گره هاست
نگرانم که کسی بخت مرا
بی تو گرهی کور زند

 نیلوفرثانی

پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ | پيام هاي ديگران ()

 
در محضر عشق

این بار عشــق

امتحــان ِسختــی بود 

ســینه شــکافته

گلــو بــریده

خــون ریــخته

اثبــات حـق َش بـود...

.

.

نیلوفر ثانی

 
هجوم بی رحم زمین

خَـنجرت را تیــزتَر کُن

زَمیــن

ســـینه ها مان

آخـــته ،

بر هُـــجوم ِبی رَحم َت

وفتـــی

آرزوهامــان

ســــالهاست

زیر آوار مــــانده ..

 

 

.

نیلوفر ثانی

 

"همدردم با هموطنان زلزله زده امان در آذربایجان که اینروزها اشک و خون لبریز لحظه هایشان ست "

سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱ | پيام هاي ديگران ()

 
شب یلدا

 
چو یــــلدا
انتــــظار ِ مــن طــــولانــیستــــــــ
گـــره نمیــگشـــــایـــی
با ســــر ِ زلفــ ِ ســـیه ِ همـــچو
 
 
شــبـــــ یـــلدایــتـــــ ؟؟

 
 

شباهنگ (نیلوفر.ثانی )


 
 
 
رُستن

فصلی دیگر آغاز میشود از زندگی
که هستی را باز به فرمان تو در می آورد
به خوشامد گویی و تدارک رسیدن تو به آروزهایت
و نگاه سخی خالق بر ناتوانایی هایت اما با شوق خواسته هایت
بار دیگر فرصت تازه شدن ، نو شدن ، فرصت یاداوری مقصدت و راه رسیدن به ان
بار دیگر تلاش برای حفظ نام انسانیت و جایگاه رفیع جانشینی ات
و نگاه بهار که همیشه امیدوارانه به تو دوخته است .....
پوسته ی پیشین را باید شکست و تازه باید رُ ست .....
این فرصت فقط مال توست .......

 

شباهنگ

15 اردیبهشت 90

 
سال نو مبارک

 

دی رفت و چراغی دیگر برافروخت بهار

 تا که بازمست شود  دلها از بوی بــــــهار

 

شباهنگ

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

 

 سال 1390 بر دوستان عزیز و خوانندگان ارجمند مبارک 

امیدوارم سالی توام  با دانایی و آگاهی بیشترتقدیرمان باشد 

تفکر،عشق و سلامتی برایتان آرزو میکنم

 
راه سرخ رستگاری

 

قدمهایش را برمیداشت

به  سوی رستگاری

دلهارا خون میکرد زفراق

نجوا کرد با دل

سجده کرد بر خاک

تا وداعی دیگر با آن کند

که خونش را میچشد و بازهم صبورانه سکوت میکند .....

 

شهادت مولای متقیان تسلیت باد

 

Your image is loading...

شباهنگ

چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
روزهای بزم عاشقی

سر میزند از افق بندگی روزهای محک به ادعاهایی که گاه به غرور گاه به خودنمایی کرده ایم  اینک زمان ان است که عاشقیمان را نشان دهیم ...لب بببندیم و چشم نگاه داریم و دل را از هرچه غبار و سیاهی پاک گردانیم ....استغفار و طلب آمرزش فرصت غنیمت اینروزهاست و سبکباری اینهمه کرده های ریز و درشت غش دار ....

در مهربانیش همیشه گشوده اما اینروزها دست نوازشگرش جور دیگریست و در عمق چشمانش ملاطفت دیگری است اینروزها روزهای ساختن است ....روزهای خودسازیست ...روزهای نفس کشیدن در عطر خوشبوی حضور در حریم یار است ...روزهای انتظار دیدن شکوه خلقتی از خالقیست که دل به سربلندی بنده اش بسته است ....اینروزها روزهای سلامی دوباره است به شکرانه ی افرینشی که هستی نصیبمان کرد و طعم خوش عشق را .....

کبوترهای سپید نعمت بر سر و رویمان در پروازند تا کدامیک سهم دل من و شما باشد ...و سفره ی پر رزق و رحمتش برمان گسترده تا کدام روزی قسمت ما باشد ...اینروزها همه چیز مهیاست برای پاکی و تازگی ...برای عطر افشانی بوی خوش تولدی نو ، برای پرش از انسانی شدن به خدایی شدن ...اینروزها یه دل ساده میخواهد و یه خواستنی به وسعت اراده ی بیکرانگی و تمنای سیرابی عطش عشق به وصال اوکه نهایت ارزوست ........

 

به روزهای رمضان ، بزم عاشقانه ی الهی ،خوش آمدید .......

 

شباهنگ

چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
تا بیایی

تا نگاه کنی سویم شـــــکفته خواهم شد
زمزمه ی وصال به این انتظار خواهـــم شد

تا بیایی و غوغــــــا فکنی براین عالم سرد
من پیام آور ظــــــــــهور گرمت خواهم شد

 

"عید میلاد نور و تحقق آرزوهای دیرین بر همه دوستدارنش مبارک باد "

 

 

 
میلاد نور مبارک

میلاد مولا علی (ع) بزرگ مرد عالم بشریت بر همه دوستدارانش مبارک باد

Your image is loading...

 
حرفی با خوانندگان

درود بر همه دوستان

امروز اتفاقی به پیشنهاد دوستی وارد صفحه  ی یاهوی یکی از کاربران شدم جالبه دیدم تمام شعرهای کوتاه نوشت من به اسم ایشان در صفحه اشان قرار گرفته البته این اولین بار نیست که با این مورد برخورد میکنم اما امیدوارم با تذکر و یاداوری  ذکر اسم نویسنده امانت داری و اخلاق مداری رو بیشتر از قبل رعایت کنیم

البته خوشحالم نوشته های من طرفداران زیادی پیدا کرده است اما خوشحال تر میشم که در زیر نوشته ها اسم نویسنده هم ذکر شود

 

موفق باشید

 
روز مادران و زنان میهنم مبارک

زن شدم تا بتوانم احساس را بیشتر درک کنم وآئینه ی جمال حق باشم

زن شدم تا عشق را در دل و روح پرورش دهم و انرا ارزانی آنانی کنم که دوستشان دارم

زن شدم تا گرمی بخش آشیانه ها باشم

زن شدم تا بتوانم کودکان این سرزمین را در دامانم بزرگ کنم و به آنها رسم عشق و محبت بیاموزم

زن شدم تا لبخندم انگیزه ی زندگی باشد و قلبم راز دار آفرینش و دستانم مرهم زخمها

زن شدم تا متانت و عفاف را پاسدار باشم و اراده و تلاش را نمایشگر

زن شدم به اراده الهی  تا به زن بودنم افتخار کنم

روز زن و مادر  مبارک

 

شباهنگ

 
سال نو مبارک

 بهار آمد با تازگی و طراوتش

با زیبایی و طنازیش

با رویش دوباره ی شکوفه ها و جوانه هایش

بهار با پیام آوری عشق آمده است

و سالی نو را برایمان هدیه آورده است که شاید دران بتوانیم به درک ،خرد و عشق بیشتر دست پیدا کنیم

اوهم مارا در کسب فیوضات الهی همراهی میکند

 

Your image is loading...



 
قدرت را میدانم

 

نمیخواهم اسیر غم نبودنت شوم ُ فقط ماتم بگیرم

میخواهم بدانم که بودی و چه کردی

اینگونه قدرت را بیشتر میدانم

 

شباهنگ

 
درسایه سار نخل ولایت

 Your image is loading...

شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد

و توفان، از خشم تو، خروش را.

کلام تو، گیاه را بارور می کند

و از نـَفـَست گل می روید

چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است.

سحر از سپیده ی چشمان تو، می شکوفد

و شب در سیاهیِ آن، به نماز می ایستد.

هیچ ستاره نیست که وامدارِ نگاه تو نیست

لبخند تو، اجازه ی زندگی است

هیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست

 

دکترموسوی گرمارودی

 (خوشنویسی فوق اثر زیبای اقای عجمی است )

 

 
قربانگاه

در قربانگاه

جایی که امتحان میشود

عشق و تسلیم

ایستاده ام

به پس دادن تمام ادعاها

دست و دلم میلرزد

اینجا قدم آخر است

عطایی در راه است یا عتابی سخت ؟

هرچه هست

به ابراهیم  حسودیم  میشود

 

شباهنگ

 

عید سنجش عشق و تسلیم ،عید قربان بر دوستان عزیز و گرامی مبارک و خجسته باد

 
دومین سالگرد پرواز قیصر امین پور

 

Picasion.Com

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
باشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر ِ مویی ز سر ِ موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو بیالایم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

قیصر امین پور

(دهم آبان دومین سالگرد درگذشت قیصر امین پور ،یادش گرامی )

 
میلاد مبارک

Picasion.Com

 
من غلام قمرم

به مناسبت روز بزرگداشت مولانا ٨ مهرماه

 من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو                        
 
پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگوPicasion.Com

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

 
حرف از رفتن مگو

Picasion.Com

حرف از رفتن مگو

مگذار تک برگ مانده بر درخت

اسیر هجوم طوفان رفتنت شود

مگذار انتظاری دیگر

در گوشه ی دلمان ماوا کند                        

مگذار چشممان باز براه خیره بماند

حرف از رفتن مگو

اسارت در قفس دلتنگی،

نای آواز را میگیرد و

راه نفس را میبندد

مگذار در سکوتی تلخ

بی همراه بمانیم

طراوت بارانیت را مگیر

تازگی حرفهایت را مبر

حرف از رفتن مگو

دلنشین ترین بوسه هایت را

بر هوای دلمان بریز

با تو روزگار خوش تر است.

 

شباهنگ

پ.ن: تقدیم به دوست خوبم در وبلاگستان باوبلاگ خوبش بوسه بارانی که قصد وداع برای مدتی دارد امیدوارم بزودی به جمع ما باز گردد.

الهه مهربان جایت بسیار خالی خواهد بود منتظر حضور دوباره ات هستیم

 

 
بدرود تا درودی دیگر ماه من

Picasion.Com

عید فطر مبارک باد

پاداش یک ماه عاشقی بر همه خوبان مبارک

از خدا میخواهم سالی که پیش روست سال معنوی پرباری برای همه بندگان خدا و دوستان عزیز باشد

 فقط یادمان بماند که ما خود در رقم زدن خوبی و نیکویی این سال سهم بسیار داریم

دعاها وعباداتمانمان را هرز ندهیم و برای شکوفایی تک تکشان تلاش کنیم

درود و بدرود ماه خوب من

 
وقتی عشق آغاز شد

 

اینروزها ایام سوگواری یکی از بزرگترین انسانهاییست که در این کره خاکی زیست و گرچه از نسل بشر بود اما براستی چیزی مافوق بشر زندگی کرد.کسی که فهم و خرد انسان در شناختش مقهور و متحیر میماند .

" شهادتش بردوستدارانش تسلیت باد "

وقتی به او فکرمیکنم در عجب میمانم که انسانی میتواند چون او بازهم براین خاک قدم بگذارد؟

فراموشش نکنیم .

چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
پلک برهم نزم

بیرون مرو از چشم ترم

پلک برهم نزم

تا همیشه بمانی در نظرم.

 

شباهنگ 

 

چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
تولدی دوباره

میخواهم تولدی دوباره  آغاز کنم

میخواهم پوسته کهنه شده  را بیندازم و پوسته جدید اندازه کنم

میخواهم دوباره نو شوم ،تازه شوم ،دوباره عاشق دلباخته شوم

میخواهم ازمیان انبوه گل و لای، دوباره برخیزم و روییده شوم

میخواهم بندها را پاره کنم و رها شوم

میخواهم روزهای رفته به بیخبری را قضا کنم

میخواهم دوباره احساس شادی کنم

عاشق شوم و عاشقی را آوازه کنم

میخواهم دوباره نگاهم بارانی شود، ملتمسانه بخواهد و راضی شود

میخواهم دست به آسمانم هرروزه شود

دعای سحر و ورد شبم پیوسته شود

میخواهم به آه جانسوزی به آتش کشم گناهان را

و نفس کشم از میان خاکستر زندگی دوباره را

میخواهم روزهایم جانانه شود

در پی جانان باشم و حسم عاشقانه شود

میخواهم برُویم دوباره از دل خاک

ریشه هایم همه خدایی شود



شباهنگ

 

 
میلاد عشق مبارک

پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
میلاد عشق

 
بیاد احمد شاملو

طرف ما شب نیست

صدا با سکوت آشتی نمی کند

کلمات انتظار می کشند

 

من با تو تنها نیستم، هیچ کس با هیچ کس تنها نیست

شب از ستاره ها تنهاتر است . . .

 

طرف ما شب نیست

چخماق ها کنار فتیله بی طاقتند

 

خشم کوچه در مشت تست

در لبان تو، شعر روشن صیقل می خورد

من ترا دوست می دارم، و شب از ظلمت خود وحشت می کند

 

 

احمد شاملو

 

یادمان سالگرد درگذشت شاعر توانمند احمد شاملو


ادامه مطلب
 
حجت مسلمانی مبارک باد

در میان جهل و نادانی ،در میان تعصب و تاریکی ،در سرزمینی بت پرست با عقاید جاهلانه،وارزشهایی برباد رفته،وحشی گریهای بیرحمانه ،مردی آمد....

 نور آورد و روشنایی،محبت و تساوی،عشق به خالق و برائت از سنگهای بیجان،او آمد تا در گوش کر شده قومش ذکر حق بگویدو ایمان را زمزمه کند و چنان وجودشان را بیدار کند که بهترین مردم روی زمین شوند ملبس به زیباترین و نیکوترین خصائل .

او بزرگی بود که برای تمامی جهانیان پیام آور محبت و دوستی شدو خاکسترعشق به خالق را بار دیگر در وجود شان شعله ور .

"او حجت مسلمانیست مبعث آخرین فرستاده پروزدگار مبارک باد"

 

 
روز میلاد بزرگ مرد بشریت مبارک باد

از خطبه های امام ( ع ) که در صفین ایراد فرمود :

 اما بعدخداوند برای من بر شما به واسطه سرپرستی امورتان حقی قرار داده . و در مقابل برای شما همانند آن حقی بر گردن من گذاشته است بنابراین دائره حق در توصیف و در مرحله سخن از هر چیز وسیعتر است .  ولی به هنگام عمل کم وسعت ترین دائره هاست . حق به نفع کسی جریان نمی یابد جز اینکه در مقابل برایش مسک ولیتی به وجود می آورد .  و حق بر زیان کسی جاری نمی شود جز اینکه به همان اندازه به سود او جریان می یابد . و اگر قرار بود حق به سود کسی جریان یابد و مسک ولیت برایش ایجاد نکند  این مخصوص خداوند بود نه مخلوقش و این بواسطه قدرتش بر بندگان و عدالتش در تمام چیزهائی که فرمانش بر آنها جریان دارد خواهد بود اما [ در عین حال ] خداوند حق خود را بر بندگان این قرار داده که اطاعتش کنند  و در برابر پاداش آنان را حقی بر خود به طور تفضل چندین برابر قرار داده و حتی بیشتر از آن برای کسانی که اهلش باشند مقرر فرموده است . حقوق زمامداران بر رعیت و به عکس  سپس خداوند از حقوقی که قرار داده حق بعضی از مردم را بر بعضی دیگر است و آن را از هر نظر برای افراد مساوی قرار داده است . بعضی از این حقوق بعضی دیگر را به دنبال دارد و بعضی از این حقوق حتما در پی حق دیگری است . - چنانکه اگر زمامدار مثلا عدالت نکند حق اطاعت ندارد -از میان حقوق خداوند بزرگترین حقی را که فرض شمرده است حق والی و زمامدار بر رعیت و حق رعیت بر والی و حاکم است . این فریضه ای است که خداوند برای هر یک از زمامداران و رعایا بر دیگری قرار داده است و آن را نظام الفت و پیوستگی آنان با یکدیگر و عزت و نیرومندی دینشان گردانیده .  بنابراین رعیت هرگز اصلاح نمی شود جز با اصلاح شدن والیان و زمامداران . و زمامداران اصلاح نمی گردند جز با روبراه بودن رعایا  پس آنگاه که رعیت حق حکومت را اداء کند و حکومت نیز حق رعایا را مراعات نماید حق در میانشان قوی و نیرومند خواهد شد

نهج البلاغه /خطبه ٢١۶

بقیه در ادامه مطلب

"روز میلاد امیرالمومنین (ع) بر همه دوستدارانش مبارک باد "


ادامه مطلب
 
سالگرد وبلاگ

یکسال نوشتم و نوشتم .....یکسال گذشت و نوشتم.....یکسال چه زود گذشت وقتی نوشتم

یکسال از هرچه دل تنگم میخواست نوشتم......گاهی هم دلم شادبود و نوشتم

از عشق نوشتم و از چشم براهی ها.........از شوق دیدار و انتظار ها

از آیات دلنشین ، از حکمتهای متین.......از شعرهای تنهایی ، از ترانه های مهربانی

یکسال چه زود گذشت ......گاهی با اشک گاهی با خنده گذشت.....یکسال دردها و حرفها را کلمه کردم و نوشتم

یکسال تا توانستم نوشتم .......گرچه یکسال بود و گذشت اما خیلی زود گذشت و من همچنان مینویسم.......

 

پ.ن: 7 تیر1387 اولین نوشته من در  وبلاگ " آواز شباهنگ " است .که یکسال از آن میگذرد در این مدت دوستان زیادی مرا دراین محیط مجازی مورد محبت قرار دادند که همچنان ادامه دارد و خداوند را شاکرم روز به روز تعدادشان بیشتر میشود . از یک یک شان سپاسگزارم و قدردان محبتشان هستم و امیدوارم همچنان با یاری و دوستی و نظرات خوب و سازنده اشان من و این وبلاگ را همراهی کنند .

پیروز و سربلند ،تا ابد ماندگار مانید.

شباهنگ

 
به اویی که نمیشناختمش

 

به اویی که نمیشناختمش اما جان دادنش را لحظه به لحظه دیدم.

به اویی که جوان بود و شاید هزاران آرزو در دلش و برای آینده نقشه ها در سرش .

به اویی که تلاش برای نجاتش به جایی نرسید.

به اویی که برای هدفی آمده بود و میگویند بی هدف کشته شد.

به اویی که خونش هنوز روی سنگفرش خیابان، تازه و سرخ مانده است.

به اویی که عزیز پدر و مادری بود که با عشق و رنج پرورشش دادند و حال باید روزها را با خاطره اش و شبها را با اشک نبودنش، تنها با زل زدن به عکسش پرکنند.

به اویی که نمیشناختمتش اما شاید در مسیرهای مترو یا حتی کوچه خیابانهای این شهر بارها و بارها دیده بودمش، چشم در چشم ،حتی بهم لبخندی زده باشیم و نمیدانستم روزی در فراقش اشک خواهم ریخت.

به اویی که ادله رد و اثبات خیلی از موضوعات را درس میخواند اما خود در تاخیر رد و اثباتی، بی رحمانه جان داد.

به اویی که غریبانه مرد و غریبانه باید به خاک سپرده شود بی آنکه کسانی که نادیده و نشناخته از رفتنش دلشان خون است بتوانند به او ادای احترام کنند.

به اویی که نمیشناختمش اما گویی آنقدر آشناست که هرگز از خاطرم نمیرود.

 

 روحش شاد

شباهنگ

 
موضوع روز

 امشب در مسیر برگشتن به خونه فکرکردم آخرالزمان شده..چه صحنه هایی که به بهانه انتخابات ندیدم و چه حرف و حدیثهایی که نشنیدم .... مردی را دیدم چسب سبز رنگی بر دهان زده بود و پوستر دروغ ممنونع بروی سینه .....دختر خانمی که که عملا پوششی نداشت و فریاد میزد رای من سید مهربان است ....عده ای هم دست در دست هم دختر و پسر خواهان آزادی اندیشه بودند که البته بیشتر فکرکنم منظورشان آزادی مطلق در هرزمینه ای بود ...آن گروه حامیان مردمی هم چنان شعار رکیک در مزمت کاندید دیگر میگفتند که مرا هاج و واج کرده بود ....

نمیدانم این براستی طرفداری از کاندیدای مورد نظر هست یا نه اما خیلی از این صحنه ها بیشتر باعث خنده میشد تا تفکر ....و ملت ما بازهم رویه افراط و تفریط رو در پیش گرفت .....و امیدوارم این نوع حمایت زائده فکر و تخیل طرفداران نباشه و حقیقت رو پنهان کنه .....

پ.ن:قصد نداشتم درباره مسائل سیاسی چیزی بنویسم اما صحنه های این چند روزه واقعا جالب توجه بودو اگر برای مسئولین ما مهم باشه قابل بررسی و ریشه یابی برای پی بردن بیشتر به احوالات هموطنانشان که با موضوعات روز چظور برخورد میکنند.

٢٠ خرداد١٣٨٨

 

چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران ()

 
فاطمه فاطمه است

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک ” زن ” بود، آن‌ چنان که اسلام می‌خواهد که زن باشد. تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره‌های سختی و فقر و مبارزه و آموزش‌های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر یک دختر، در برابر پدرش.
مظهر یک همسر در برابر شویش.
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر یک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش.
وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک “ اسوه ” ، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد ” شدن خویش ” را خود انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزه‌ مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه‌ پدرش، خانه‌ی همسرش، در جامعه‌اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ می‌داد.
نمی‌دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند.
در میان همه جلوه‌های خیره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظیم علی است.

او در کنار علی تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت. علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمان‌های بزرگش می ‌نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهایی‌هایش.
این است که علی هم او را به گونه‌ دیگری می‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علی همسرانی می‌گیرد و از آنان فرزندانی می‌یابد. اما از همان آغاز، فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می‌کند. اینان را “بنی‌علی” می‌خواند و آنان را “بنی‌فاطمه”.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم که او را به گونه‌ی دیگر می‌بیند. از همه‌ی دخترانش تنها به او سخت می‌گیرد، از همه‌ تنها به او تکیه می‌کند. او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش می‌گیرد.
نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟
 

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه ‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است

دکتر علی شریعتی

 

هادت مادر و بانوی بزرگ ولایت برهمه مسلمانان تسلیت باد"

 
گل یاس

اشک تو اشک لحظه های بیقراری است

اشک من اشک جفاهای بی بهونه است

غم تو غم آه و حسرت ،

غم من غم دردهای بی درمان است .

سینه ها پر سوز و گداز است

چشمها پراز اندوه  و اشک است

لحظه های سخت شکستن ِ

آن گل یاس کبود است

 

"شهادت بانوی بزرگ حضرت فاطمه زهرا (ع)تسلیت باد "

 

شباهنگ

 
مسئله حجاب

 

امروز روز معلم و سالروز شهادت شهید مرتضی مطهری بود .ضمن تبریک به همه مدرسان علمی و معنوی، بهمین مناسبت قسمتی از کتاب مسئله حجاب استادرا برای یادآوری نکاتی انتخاب کردم .

امیدوارم برای همه افراد فرصت حداقل یکبار خوندن با تعمق این کتاب میسر شود.

 

شرافت زن اقتضاء می‏کند که هنگامی که از خانه بیرون می‏رود متین و سنگین‏ و با وقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث‏ تحریک و تهییج شود به کار نبرد ، عملا مرد را به سوی خود دعوت نکند ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنی‏دار به سخن خود آهنگ ندهد . چه آنکه گاهی اوقات ژستها سخن می‏گویند ، راه رفتن انسان‏ سخن می‏گوید ، طرز حرف زدنش یک حرف دیگری می‏زند
اول از تیپ خودم که روحانی هستم مثال می‏زنم : اگر یک روحانی برای‏ خودش قیافه و هیکلی برخلاف آنچه عادت و معمول است بسازد ، عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند ، عصا و ردائی با هیمنه و شکوه خاص به دست و دوش بگیرد ، این ژست و قیافه خودش حرف می‏زند ، می‏گوید برای من احترام‏ قائل شوید ، راه برایم باز کنید ، مؤدب بایستید ، دست مرا ببوسید
همچنین است حالت یک افسر با نشانه‏های عالی افسری که گردن می‏افرازد ، قدمها را محکم به زمین می‏کوبد ، باد به غبغب می‏اندازد ، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می‏کند . او هم زباندار عمل می‏کند ، به زبان بی زبانی‏ می‏گوید : از من بترسید ، رعب من را در دلهای خود جا دهید
همینطور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند ، فریاد بزند که به دنبال من بیا ، سر بسر من بگذار ، متلک بگو ، در مقابل من زانو بزن ، اظهار عشق و پرستش کن

 

12 اردیبهشت

 
تبریک صمیمانه

یا مقلّـب القلـوب و الابصـار 

یـا مــدبــّر اللیـــل و النّهــــار 

یـا محـوّل الحـول و الاحــوال 

حول حالنـا الی احسن الحال

****

ید نوروز و سال نو مبارک باد"

*****

 

سال نو با هزاران دعا و آرزوی نیک آغاز شده است...

امیدوارم اگر عمری بود، در پایان این سال، بر خود ببالیم که بالندگی بیشتری نصیبمان شده است نه انکه شرمگین باشیم و برای دقایقی زیادی که گذشته اند بی ثمر،حسرت بخوریم.

*****

الهی روزهای عاشقیمان را در این سال بیش از هرسالی که گذشت مقدر بفرما.

آمین

 

 

 

 

 

شباهنگ

 
او خود اعجاز است ...

 

سخنانش را سحر و جادو میخواندند

چنان اعجاز میکرد که همه محسور میشدند

نه شعر بود و نه خطابه

فقط مسخ کننده بود .....حتی مدعیان به ادب و شعر را مجذوب میکرد ....

سوادی نداشت اما چنان با صلابت میخواند که چونان ادیبی بنظر میرسید،

بی نهایت خوش برخورد بود و آرام .....و مصاحبتش بر می انگیخت تمامی دلهارا....

بهترین کسی بود که میتوانست پیام آور کلام خدا باشد .....

او پیامبر نیکویی ها و اعجازهاست

"او محمد روسل الله ست "

 

شباهنگ

 
راز اربعین ....

 

 

 

عاشورا روز کشت «خون خدا» در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن

 
چهلمین شب فراق

چشمه های خون هنوز جاریست

اینهمه اشک از دلهای بی تابیست

علمهای افتاده

حکایت از عشق استواری است

سلام برتو ای حسین

بر تو و یاران جان فشانت

سلام بر عشق

سلام بر آزادگیت ای حسین

 

 
صیحفه سجادیه

ستایش خدای ـ عزّوجل ـ

ستایش برای خداست؛ آن نخستینِ بی‌آغاز و آن واپسینِ بی‌انجام.
او که دیده‌ی بینندگان از دیدنش فرو مانَد، و اندیشه‌ی وصف کنندگان ستودنش نتواند.
آفریدگان را به قدرت خود آفرید، و به خواستِ خویش بر آنان جامه‌ی هستی پوشید.
آن‌گاه ایشان را به راهی که می‌خواست رهسپار کرد، و به جاده‌ی محبّت خود روان گردانید. آفریدگان نتواند از حدّی که خدا برایشان مقرّر ساخته است، قدمی پیش و پس بگذارند.
برای هر یک از آنان روزی‌ام معلوم و به اندازه قرار داده است؛ آن گونه که هیچ کس نتواند از آن کس که خدا فراوان به او داده، چیزی بکاهد، و به آن کس که اندک به او بخشیده، چیزی بیفزاید.
سپس برای زندگی‌اش پایانی مشخص و زمانی معیّن قرار داد که با روزهای عمرش به سوی آن گام بر می‌دارد، و با سال‌های روزگار خویش بدان نزدیک می‌شود؛ تا چون واپسین گام‌ها را بردارد و عمرش به سرآید، جان او را بستاند و به سوی پاداش بسیار یا عذاب وحشت‌بار خود روان سازد، «تا آنان را که بد کرده‌اند، به سبب کردارشان، سزا دهد، و آنان را که نیکی کرده‌اند، جزا بخشد»؛
قسمتی از دعای نخست صحیفه سجادیه
 آنکه گرهِ کارهای فرو بسته به سر انگشت تو گشوده می‌شود، و ای آن که سختیِ دشواری‌ها با تو آسان می‌گردد، و ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست.
سختی‌ها به قدرت تو به نرمی گرایند و به لطف تو اسباب کارها فراهم آیند. فرمانِ الاهی به نیروی تو به انجام رسد، و چیزها، به اراده‌ی تو موجود شوند،
و خواستِ تو را، بی آن که بگویی، فرمان برند، و از آنچه خواستِ تو نیست، بی آن که بگویی، رو بگردانند.
تویی آن که در کارهای مهم بخوانندش، و در ناگواری‌ها بدو پناه برند. هیچ بلایی از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگردانی، و هیچ اندوهی بر طرف نشود مگر تو آن را از دل برانی.
ای پروردگار من، اینک بلایی بر سرم فرود آمده که سنگینی‌اش مرا به زانو درآورده است، و به دردی گرفتار آمده‌ام که با آن مدارا نتوانم کرد.
این همه را تو به نیروی خویش بر من وارد آورده‌ای و به سوی من روان کرده‌ای.
آنچه تو بر من وارد آورده‌ای، هیچ کس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوی من روان کرده‌ای، هیچ کس برنگرداند. دری را که تو بسته باشی. کَس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند.

قسمتی از دعای هفتم
 
درسهای عاشورا.4

چه هوشیارانه دگرگون کرده‌اند پیام حسین را و یاران بزرگ و عزیز و جاویدش را، پیامی که خطاب به همه انسانهاست. این که حسین فریاد می‌زند _

 پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند ـ فریاد می‌زند که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سؤال انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‌کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام می‌نماید اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین  را ـ که «شیعه می‌خواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه می‌طلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین  اشک می‌خواهد. ضجه می‌خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می‌خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و پیرو

آری، این چنین به ما گفته‌اند و می‌گویند

حسین یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد کردند. این حج را نیمه‌تمام می‌گذارد و شهادت را انتخاب می‌کند، مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین  نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است. در آن لحظه که حسین  حج را نیمه‌تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، کسانی که به طواف، هم‌چنان در غیبت حسین، ادامه دادند، مساوی هستند با کسانی که در همان حال، بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند، زیرا شهید که حاضر نیست در همه صحنه‌های حق و باطل، در همه جهادهای میان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، می‌خواهد با حضورش این پیام را به همه انسان‌ها بدهد که وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی، هرکجا که خواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است

 

 

آنها که رفتند، کاری حسینی کردند، و آنها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند

 

دکتر علی شریعتی

 

 

 

 
عاشورا

 

 

به خون تو سوگند

چشمان تاب نمی آورند ازدیدن زمینی که از خون تو رنگین شده.

وجانها از تنت که پاره پاره شده....

چه ولوله و شوری است در جهان ،و چه سیاهی و کبودیست در آسمان...

و آنان که تاب آوردند انسان نبودند ...........سوگند بخدا که انسان نبودند .

لعنت خدا بر تمامیشان که حرمتت شکستند و دستشان را بخون تو آغشتند

نفرین خدا بر دل سیاهشان و بر ایمان سستشان .....

نفرین بر طمع و حرصشان وبر دنیا پرستیشان ....

نفرین خدا همیشه و همه جا گریبانگیرشان....

آمین

شباهنگ

 
سلام بر بهترین بنده خدا

 

 

سلام بر دلهای مالامال از عشق

سلام بر ایمان و باور حق

سلام بر پیکرهای بی سر

سلام بر خونهای ریخته شده

سلام بر سینه های سوخته

سلام بر لبهای خشکیده

سلام بر دستهای بریده

 سلام بر مناجات آخر

سلام بر اشکهای مادر

سلام دیدگان به اشک نشسته از مرگ فرزند

سلام بر ضجه های جانسوز بر پیکر بی سر همسر

سلام بر صبر خواهر

سلام بر عشق دختر

سلام بر گلوهای بریده

سلام بر طفلان در خون غلتطیده

سلام بر روح بزرگمردان

و زیبایی سیرت جوانمردان

سلام بر یاران بی همتا

سلام بر رستگان از وابستگی دنیا

سلام بر سرافرازان در امتحان

و بر مومنان والا مقام

سلام بر شطهای خون

سلام بر دشت جنون

سلام بر ندای یاری

سلام برعشق رهایی

سلام بر بهترین بنده خدا

سلام بر حسین ،سیدالشهدا

 

 

شباهنگ

 

 
درسهای عاشورا .3

یکی دیگر از درسهایی که حسین در کربلا اموختمان اینست که بدانیم برای عشق باید امتحانات بزرگی را انجام داد

و خداوند هرکس را بقدر عشقش می آزماید ....و برای حسین بنده خوب خود چه امتحان سختی.....

بدانی که جگر گوشه هایت در خون خود خواهد غلتید و اهل بیتت به اسارت خواهد رفت بازهم معشوق برایت از هرچه مهمتر باشد و اجرای فرمان او و جلب رضایت او ....

میتوانیم لحظه ای جای حسین باشیم؟؟؟ ....و بازهم استوار در عشق؟؟؟ ....

وقتی عاجزیم از فرمانبرداری معشوق حتی در کوچکترین چیزها چگونه میتوانیم کار بزرگ حسین را انجام دهیم بی هیچ تردیدی و لحظه ای سستی...

 

حسین درسهای بسیاری داد ....باشد که شاگردان خوبی باشیم.

 

شباهنگ

 
عشق راستین

ای عشق ، ای عشق ، ای عشق چه میکنی؟

حسین را تو اینگونه میکنی.........

 

بزرگترین  چیزی که مرا تحت تاثیر قیام حسین قرار میدهد این بود که حسین عاشق بود

و هرآنچه کرد تا معشوقش راضی باشد و نهایت درجه عاشقی را نشان دهد

عشق واقعی ،عشقیست که برایش هرآنچه داری نثار کنی و هرانچه او میخواهد بکنی

ازعشق او چنان سیراب باشی که تشنه هیچ عشقی نباشی....

عشق راستین بسمت حق حرکت میکند بسمت درستی حتی اگر همگان به سمتی دیگر باشند.

عشق راستین برایت سربلندی می آورد نه خواری و ذلیلی و برایت ماندگاری بجا میگذارد نه فراموشی و نیستی...

عشق راستین امتحانات بزرگ دارد نه سهولت و آسانی و ایثارگری میطلبد نه خودخواهی و منفعت طلبی

عشق راستین از آن کسانیست که دل پاکی دارند و صیقل وجود را به سنگ زهدو تقوا نه کوردل و سیاه دل به لقمه های حرام

عشق راستین نعمت است و رحمتی که از آن خواص میشود

و حسین و یارانش خاص بودند ...عوام زود راه خودرا جدا کردند و گریختند و یا پشت پرده ترس و بیچارگی پنهان شدند

آنان که نتواستند حسین را بشناسند از حقارت قلبشان بود که آمیخته کردند به چیزهای پوچ و بی ارزش و

بسمتی رفتند که شیطان برایشان نیکو و زیبا جلو داده بود و کجایند که بشنوند قهقهه های شیطان را بوقت

گمراهی اشان و پشت کردنشان راازنسل نبی و نعره های خشمش را بوقت ایستادگی حسین

و حسین آزادگی را اموخت و رهایی را و فداشدن در راه عشق را ...

و اگر حسین نبود و بیعتهایی دیگر اینک دین ما در کجای تاریخ گم شده و تکه تکه شده بود .....

و اگر حسین نبود حق و باطل هیچ مرزی نداشت و عشق راستین بی تعبیر انسانی باقی میماند...

و اگر حسین نبود خواری ها و خفتها  دامن تمام اسلام را فرا میگرفت و دین کامل خدا مورد تهاجمی بی جبران قرار میگرفت...

اگر حسین نبود .......

 

 

 

شباهنگ محرم الحرام ١۴٣٠

 
درسهای عاشورا.2

ناسپاسی و ناشکری میتواند کسی چون حسین را از ما بگیرد

 

مردم کوفه مگر چه کرده بودند؟ جز انکه ناسپاسی و ناشکریشان سبب شد خداوند نعمت حضور حسین را از ایشان بگیرد؟ و ندانستند چه نعمتی بود برایشان حضور حسین...

ناشکری میتواند باعث محرومیت از چیزهایی شود که همه عمر نتوانیم بدستشان آریم چیزهایی مثل امام حسین را ازما میگیرد ؛فراموش نکنیم لغزشهای ما گاهی کمتر از کوفیان نیست ....همیشه شیطان در کمین است که مارا فقیر کند در نعمتهایی که میتوانند مارا بیشتر به خالقمان نزدیک کند ......  

 

 

شباهنگ

 
حکایت حسین

حکایت حسین حکایت داشتن یک الگوی کاملا عینی برای تمام مردمان است .

برای عشق ورزیدن به اینکه تمام و کمال عاشق باشی.....یعنی بدانی چگونه زندگی پس از مرگ وجود دارد ....یعنی حسین جانش و عزیزانش را داد تا پایبند باشد....

وقتی میگویند عزاداری کنید و ثواب زیادی دارد یعنی عزاداری با اندیشه با فکر نه سیاه پوشی صرف و سینه زنی بی اردات

باید هرچیزی جای خود باشد هم عزاداری هم درک و تفکر بهمراه پیوند بیشتر با حسین و حفظ حرمتهای حسین و ........

شباهنگ

 
سلام بر حسین

 

محرمی دیگر از راه رسید و اغلب خانه ها پرچمهای سیاه را برافراشتند و تکیه ها آماده میشوند برای برگزاری مراسم عزاداری واقعه کربلا و شبها مسجدها شلوغ میشوند برای سینه زنی و مرثیه خوانی .....

در این بین چند نفر آماده میشوند درباره حسین و واقعیت رفتار او بدانند ؟ چند سخنرانی برای مردم برگزار میشود بجز شرح حال ظاهری کربلا؟ چند کتاب درباره حسین مورد توجه خواننده قرار میگرد؟و چند رفتارو برخورد  حسینی میشود؟

آیا سیاه پوشیدن و غم و اندوه و اشک و زاری کفایت است؟ آیا سینه زنی و ضجه زدن اثبات ایمان و باور به حسین است؟

آیا درباره عشق واقعی حسین سخن گفته میشود؟؟

آیا هر سال بعد از دهه محرم احساس میکنیم پربار تر از سال پیش شده ایم ؟یا تنها اندکی سبکتر؟ چرا محرم برای ما همانند رمضان نباشد به سبکی دیگر......

در سال چند روز فرصت رسیدگی به کارهای روزمره زندگی رو داریم ؟؟ و چقدر فرصت برای تفکر و اندیشه ...و یافتن راهی برای بهتر بندگی کردن؟

محرم زمانی برای اندیشه دوباره است ...برای تمرین بندگی به درک عمق الگویی که تماما میتواند چراغهای روشن راهی باشد بسوی مبداء....و شناخت بیشتر عشق

محرم برای سینه زنی و عزاداری صرف  است؟ یا برای فخر و تعمق بیشتر به سرمایه هایی که در اختیار داریم و کم توجهیم؟

آیا حسین مظلوم بود؟؟یا قدرتمندترین فردی که در طول تاریخ میتوان دید؟ و عاشقی که به معنای واقعی عشق را اعتبار بخشید؟

آیا حسین قابل ترجم و دلسوزیست اشک بریزیم که فرزند کوچکش را کشتند و خودش را سربریدند؟

یا مایه فخر و مباهات پیروانش و هر انسانی که آزادی را به اسارت حقیر ترجیح داد؟ و نشان داد برای مقاومت و اراده انسان چه ارجمندی میتواند باشد که از تصور خارج است؟

آیا مویه کردن و شیون کردن برای چه چیزیست؟ تنها برای ظلمی که بر حسین شد؟و خونی که ریخته شد؟ و اسارتی که گرفته شد؟

آیا این عزاداران میدانند برای چه گریه میکنند ؟؟ سینه میزنند ؟ مگر هدف حسین بالا نبود؟ آیا برای چونین هدفی و راهی که به بزرگی ختم میشود تنها باید گریست؟

حتی گریه بی تفکر بی ارزش است ....حتی غم و اندوه ترحم انگیز ، بی اثر است....

 

این محرم را بگذاریم اندکی متفاوت باشد ...چون عروسکهای کوکی بدنیال تنها سینه زنی و عزاداری نباشیم ......و چون برنامه تکراری هرساله در مجالس فقط چای بگردانیم و زنجیری بزنیم .....و بعد از چند روز نفسی برکشیم و ادعا کنیم؛ آه ،ما چه پیرو مخلصی هستیم.......

 

اخلاص را پیدا کنیم به شناخت حسین و فخر به حسین و هدف و عشقی که برایش تا پای جان ایستاد...

 

 

شباهنگ

 
تا صبح شب یلدا

چند این شب و خاموشی؟  وقت است  که  برخیزم
وین آتش  خندان  را  با  صبح  برانگیزم
گر سوختنم  باید،  افروختنم  باید
ای عشق بزن  در من،  کز شعله  نپرهیزم
صد دشت شقایق چشم،  در خون  دلم  دارم
تا خود به کجا آخر، با خاک  در آمیزم
چون کوه نشستم من،  با تاب  و تب  پنهان
صد زلزله  برخیزد، آنگاه  که  برخیزم
برخیزم  و بگشایم ، بند از دل  پرآتش
وین سیل گدازان  را ، از سینه  فرو ریزم
چون گریه  گلو گیرد ، از ابر  فرو  بارم
چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم
ای سایه ! سحر خیزان  دلواپس  خورشیدند
زندان شب  یلدا ،  بگشایم   و  بگریزم 
                             
    

 

 ه _الف _ سایه

 

یلدا مبارک

 
علی،ولی بی چون و چرای من ....

 

 

 

                                                علی مراد من

علی سالار من

علی ولی بی چون و چرای من

چه کسی از تو شایسته تر بود برای جانشینی رسول؟

تویی که در همه حال یار و یاور پیامبرم بودی و حمایتت استوارتر میکرد ستون اسلام را...

تویی که علمت احاطه دارد برهرچیزی و عدلی داری موشکافانه که منشاء الهی دارد ،

تویی که در تمام جنگها در خط مقدم بودی و سینه سپر کردی در مقابل تمام مخالفان،

سخنها شنیدی و دشنامها و رنجها کشیدی و دردها که تنها نبی قدر دانست و زهرا..

تو دریایی که هرموجش هزار راز دارد و دشتی که گلهای وجودش عطر اگین به مکاشفات رموز الهی است ...

علی حجت تمام خوبیهای من

رهبرم درروزهای سخت و آسان زندگی

ولی برحق تویی

جانشین بی هیچ تردیدی برای رسول ،تو آموختیمان راه روشن زندگی را با هر کرده ات که براستی الگوی مطلقیست....انروز که پیامبر برگزیدگی تورا نیز اعلام نمود سیاه دلان کور دل تاب نیاوردند بازهم تورا سرور سالار ببینند اما بدان برای ما پیروانت تو همیشه سالاری هرچند حق را پایمال کردند و همیشه تو ولی بی چون و چرایی هرچند ولایت را نادیده گرفتند...

  "روزبرگزیدگی تو،ولی بی چون و چرای من مبارک"

                                                 

                                                  شباهنگ

 

برای این تصویر زیبا ازدوست عزیزآقای خسته، که زحمت کشیدند بسیار متشکرم .

 
عید مبارک باد

"عید امتحان تسلیم و رضا ،عید پیروزی عشق الهی بر تمامی عشقها بر همه مبارک باد"

 
"روز عرفه "روز نیایش

 

 

درهای رحمت هرروز گشوده است و امروز با مرحمتی بیش از همیشه .

امروز خداوند میخواند بندگان را بر سرسفره بذل محبت و عشقی دیگر با هرکوله باری از نیکی و بدی که بر دوششان است.

امروز روز فراخوانیست به پاکیزگی دوباره و به سرشاری از محبت لایزالی به رسیدن به جایگاه بحقه خلیفه اللهی.

امروز روز رفیع شدن است و کسب فیوضات الهی و پیوستن به جمع مقربان درگاه کبریایی و روز نیایش درونی و بارش باران مهر ربانی

امروز خوان بخشش و حب الهی با مهری دیگر گشوده است و غفلت از دست دادن این روز تنها برای زیانکاران، آه و افسوسی باقی میگذارد که فرصتش همیشگی نیست.

امروز روز شهادت به وحدانیت  دوباره خالق است ،روز اعلام بندگی و عبدگی دوباره است. روز بیعت عشقی است که حیاتمان میدهد و برای زندگی اعتبارمان ....

"روز عرفه روزیست که فرصت دوباره انسان بودن را بیازماییم "

"این اتفاق ، ساده نیست  چشم بگشاییم و از این لحظه ناب بهره ببریم و استدعای بخشش را برای همه بخواهیم که بس نیکوتر اجابت خواهد شد "

 

شباهنگ

 

 
میلاد پدر

سلام پدر!

امروز روز میلاد توست و چراغانی عالم به تبرک قدومت و ستاره بارانی آسمان به شوق ورودت

امروز تو آمدی تا باز اسوه ای دیگر برای همه جهانیان باشی تا به تو اقتدا کنند تا با ایمان به تو باور یکتا پرستیشان بیشتر و بیشتر شود .....

توآمدی و با خود آرامش دلهایی را آوردی که بیمناک از توطئه های دشمنان علیه خاندان پیامبر بودند

تو آمدی تا روزی خاری بر چشم نگون بختان متظاهر به اسلام و افشا کننده ننگ و مکر عباسیان شوی

تو آمدی تا من گوشه حرمت بنشینم و از هرم گرمای وجودت که نادیده حست میکنم بال و پری بگیرم و عقده های دل را به اشک درون خالی کنم

تو آمدی تا روزی برآورنده حاجات مردم این خطه از زمین شوی که از دورترین راهها برای دخیل شدن به ضریحت آسیمه سر بسویت می آیند

تو آمدی که بدانم اگر درشوق حرمهای پدران دیگرم درحسرتم اما به تو هرلحظه که بخواهم نزدیکم و تو مهربانانه مرا میپذیری

ای ضامن آهو !! آهوی خود را فراموش نکن که هرلحظه محتاج ضمانت توست و توجهت و عمق آرامشی که بداند تو تنهایش نمیگذاری

گرچه شرمگین از روی توست اما خود میدانی همیشه سعی اش بر  رضایت تو بوده است دستش را بگیر و شفاعتش کن ....

"میلاد امام رضا(ع) مبارک باد"

 

 
مایه فخر ما

هزاران بار شکر در بین امامانمان انسانهای فرهیخته نه به سبب تعصب دینی بلکه به تایید عقل سلیم فراوان داریم تا حجتی دیگر باشد برای انانکه عنان مخالفتشان همیشه برخاسته است در کوی و برزن

از  دانشمند و مدرس و شکافنده علمها و عادل ترین و جنگجوترین و شجاعترین و عابد ترین و ....همه همه در بینشان هست که باعث فخرمان باشد و سرمشقمان در کنار خوب بودن و انسانیتشان

امام جعفر صادق (ع) با کلاسهای درس و هزاران شاگرد نیز مایه دیگری از فخر مسلمانان است که با همت و تلاش او ، اسلام پیامش و فرهنگش و ذریه محمد(ص) بیشتر شناخته شدند

روزی که گذشت سالروز شهادت وی بدست کینه توزانی بود که نتوانستند اوج و قدرت اسلام را بروش فرزندان علی تاب بیاورند

شهادتش تسلیت باد

 

 
..عید دلها

سی  روز روزه داری ، عبادت......مبارک
سی روز لب فروبستن از خورد و خوراک و تهمت و غیبت .....مبارک
سی روز نگاهی مهربانتر و دلی دلسوزتر داشتن .....مبارک
سی روز شکرگزاری مدام ......مبارک
سی روز دعا و نیایش .. شب و روز و سحر ....مبارک
سی روز پشت به شیطان کردن ....مبارک

پیروزی خیر بر شر مبارک

دل سپردن به بینوایان و نیازمندان ....مبارک

نشستن پای سفره حق مبارک
باخدا از هردری گفتن و اشک ریختن مبارک
پاکی از گناه و تولدی دوباره مبارک
سبکی روح و جان مبارک
عشق را در دل بازهم پررنگتر کردن مبارک

ایمان قویتر مبارک
افتخار حضور به عنایت بخشش خدا مبارک

شکست غرور زمینی مبارک
عروج خدایی مبارک

عید فطر ، عید دلها مبارک

 


نیلوفر ثانی کتاب مجموعه شعر کوتاه (بی واسطه دوستت دارم ) لینک کانال تلگرام نیلوفرثانی http://telegram.me/niloofarsanipoem


آئینه(٢)
آتش دل(٥)
آزادی(٢)
آشنایی(۱)
آغاز(۱)
آغوش(۱٠)
آمدنت(۳)
آموزه های دینی(٧)
آه(۱)
آیات دلنشین(۱۸)
آیین شاعر(٢)
ابر(٤)
اتفاق(۳)
اثرخوشنویسی(۱)
احمدشاملو(۳)
اخوان ثالث(٢)
ارتفاع نبودنت(۱)
اردلان سرافراز(۱)
اردیبهشت(٤)
ازمن دور شو(۱)
اسارت(۱)
اسماعیل هاشمی(۱)
اسیر(۱)
اشتیاق(٢)
اعتراض(٥)
اعتماد(٢)
افسانه(٢)
افسانه امیری(۱)
افسوس(۱)
امید(٥)
امیرحسین سام(۱)
انتظار(۱٢٦)
انتظار 2(۳)
انتظار2(۱٠)
انتظار3(۱٠)
انتظار4(۱٧)
اندرز(٩)
اندوه(٥)
انسان(۳)
انعکاس تو(۱)
ای تماشایی خورشید(۱)
ایرج جنتی عطایی(٢)
ایمان(٢)
اینستاگرام نیلوفرثانی(٢)
باد(٩)
بادبادک(۱)
باران(٦۳)
باران بوسه(٢)
باران عشق(۱)
باران نگاه(٢)
بازگشت(٤)
بدنبال(۱)
بذر تو(٤)
برزگر(۱)
برف(٤)
برکه(٢)
بزرگان دین(۱۸)
بساط عاشقی(۱)
بغض(۱)
بند عشق(۱)
بهار(۳٩)
بهانه(۱)
بهشت(۳)
بهشت تو(۱)
بودن(۱)
بودنت(٦)
بوسه(۳۳)
بوی تو(٤)
بی تو(۱۳)
بی هیچ ردی(۱)
بی واسطه دوستت دارم(٢)
بی وفایی(٢)
بیا(۱۱)
بیداری(۳)
بیراهه(۱)
پارادوکس(۳)
پاییز(۱٩)
پاییز 2(۱٩)
پچ پچ عاشقی(۱)
پرتگاه جنون(۱)
پرنده(٢٠)
پرواز(۳)
پروانگی(۱)
پروانه(۸)
پریدن(۱)
پس خواهم گرفت(۱)
پنجره(۱۳)
پیچک(٢)
پیشکش(۱)
پیوند شعر(۱)
تاراج(۱)
تاریکی(٢)
تایپوگرافی(۸٦)
تایپوگرافی نیلوفرثانی(٥٥)
تبر(۱)
تبعید(٢)
ترانه(۱٦)
تشنگی(٢)
تصنیف(۱)
تعبیر خواب(۱)
تقدیر(۱)
تقدیمی(۱)
تقویم(۱)
تماشای تو(۳)
تندر(٢)
تنهایی(۱۳)
تنهایی 2(٩)
تنهایی3(٢)
تو(٥۳)
تو رفته ای(٩)
تو نیستی(۱۸)
تک بیتی(۱)
تک نوشت(٢)
تکثیر تو(٢)
تکرار(۱)
تیررس نگاه تو(۱)
تیک تاک(۱)
جبران خلیل جبران(۱)
جدایی(۳)
جدایی 2(٦)
جزر محبت(۱)
جملات کوتاه(٢)
جنگ(٢)
جنون(٩)
چشم(٤)
چشم تو(٤)
چشم های بی روشنی(۱)
چشم های تو(٦۳)
چشمهای تو(۱٤)
چه خبر(۱)
چهل تکه(۱)
حادثه(٧)
حرفها(٦۳)
حس قشنگ(۱)
حسرت(٢)
حسین منزوی(٢)
حق کلمات(۱)
حقیقت(۳)
حمید مصدق(۱٢)
خاطرات(٦)
خانه(۱)
خرمن(۱)
خرید اینترنتی کتاب(۳)
خزان(۱)
خلسه(۱)
خلوتانه(۱)
خواب(٤)
خورخه لوئیس بورخیس(۱)
خورشید تابان(۱۳)
خوشنویسی(۱)
خیال تو(٥)
دار(۳)
داستان کوتاه(۱)
داستانک(٢)
درخت(٩)
درد(٦)
درد واره(٤)
درسهای زندگی(۱٢٤)
درسهای عاشورا(٤)
درسهای معنوی(۳۸)
درنای دل(۱)
دریا(٩)
دست نوشته های من(٩۸٦)
دست نوشته های من 2(۱٠٠)
دست نوشته های من 3(۱)
دست نوشته های من3(۱)
دست نوشته های من4(٤٥)
دست نوشته های من5(۳٥)
دست نوشته های من6(٤٦)
دست نوشته های من7(۱٦)
دست نوشته های من8(٥)
دست نوشته های ن(۱)
دست های تو(٩)
دستان تو(٢)
دستهای تو(۱٤)
دعوت(۱)
دل(۸)
دل عاشق(۱)
دلتنگی(٥٢)
دلتنگی 2(٧)
دلتنگی 3(۸)
دلتنگی 4(۱٢)
دلتنگی 5(۳)
دلتنگی2(٥)
دلتنگی3(۸)
دلداده(۱)
دلهره شهر(۱)
دماوند(۱)
دوبیتی(۱۱)
دوبیتی من(٤)
دورتر بایست(۱)
دوری(٦)
دوری دست ها(۱)
دوست داشتن(۱٥)
دوستت دارم(٥)
دکتر افشین یداللهی(۳)
دکتر علی شریعتی(٢٢)
دکتر موسوی گرمارودی(٢)
دکترامیرحسین سام(٢)
دیدار(۱٤)
دیوار(۱)
دیوانه(۱)
ذره ای دور از خورشید(۱)
ردپای تو(۱)
رسم عشاق(۱)
رضا کاظمی(٢)
رفت و آمدها(۱)
رفتن(٢)
رقص عشق(٥)
رنچ(٤)
رنگ عشق(۱)
رهایی(٢)
رویا(٧)
روییدن(۱)
زلزله(٢)
زمیم بیهوده میچرخد(۱)
زن(٧)
زندگی(۸)
سال نو(۳)
سایه تو(٢)
ستاره(٢)
سخنان بزرگان(٧٤)
سخنان کوتاه(۱)
سر عشاق(۱)
سرآغاز(۱)
سردی(۱)
سفر(٦)
سقوط(۱)
سنگ انداختن(۱)
سهم دستانت(۱)
سهم من(٢)
سهیل محمودی(٢)
سوختن(٥)
سوزنبان(۱)
سوی تو(۱)
سکوت(۳)
سید علی امیر افضلی(۱)
سید علی صالحی(۳)
سیمرغ(۱)
شاعر(٤)
شاعر پرنده(۱)
شاعران(۱٠٧)
شاعری(٢)
شانه های تو(٥)
شب(۸)
شب زمستانی(٤)
شبیخون(۱)
شعر(٢٦٢)
شعر 2(۸)
شعر 3(۱)
شعر بلند(٢)
شعر مشقی(۱)
شعر و تصویر(٦٥)
شعر و شیدایی(۱)
شعر کوتاه(۱)
شعرهای بلند من(۱٢)
شعرهای بلند من 2(۱٠)
شعرهای بلند نیلوفرثانی 95(۱)
شعرهای من(٦٠٥)
شعرهای من 2(۱۱۳)
شعرهای من 3(۳٩)
شعرهای من 4(۱)
شعرهای من3(۱)
شعرهای من4(٢۱)
شعرهای من5(٢)
شعرهای نیلوفر ثان 6(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 1(۱٩)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٥۳)
شعرهای نیلوفر ثانی 5(۳٥)
شعرهای نیلوفر ثانی 6(۱۸)
شعرهای نیلوفر ثانی 7(۱٧)
شعرهای نیلوفر ثانی 9(۳٤)
شعرهای نیلوفر ثانی10(۱٠٩)
شعرهای نیلوفر ثانی4(٥۱)
شعرهای نیلوفر ثانی6(۱)
شعرهای نیلوفر ثانی8(٥۳)
شعرهای نیلوفرثانی بهار95(٥٥)
شعرهای نیلوفرثانی بهار96(٢)
شعرهای نیلوفرثانی پاییز95(۸٠)
شعرهای نیلوفرثانی زمستان 95(٤٥)
شعرهای نیلوفرثانی11(۳٤)
شعرهای نیلوفرثانی12(٧۳)
شعرهایم(٢)
شعرکوتاه(٢۱)
شلیک عشق(۱)
شمس(٢)
شمس لنگرودی(۱)
شنبه(۱)
شهاب مقربین(۱)
شهر(۱)
شوق(۳)
شکسته(۱)
صبح(۱)
صدا(۱)
طالع(۱)
طبل تو خالی(۱)
طبیب(۱)
طغیان(۱)
طنین(٢)
طوفان(۱)
ظرف شعر(۱)
عابر(۱)
عارفانه(٢۱٩)
عاشق(٢)
عاشقانه(٩٩٩)
عاشقانه 10(۱٤)
عاشقانه 11(٢٥)
عاشقانه 12(۱٢)
عاشقانه 13(٢۳)
عاشقانه 14(٦)
عاشقانه 15(٢٤)
عاشقانه 16(۱)
عاشقانه 17(۱۸)
عاشقانه 2(٦٧)
عاشقانه 3(٢)
عاشقانه 5(۱٠)
عاشقانه 8(۳٦)
عاشقانه 95(۳۱)
عاشقانه10(٢)
عاشقانه15(٩)
عاشقانه18(٢)
عاشقانه3(٢۳)
عاشقانه4(۱۳)
عاشقانه9(٢٢)
عاشقانه95(۸)
عبدالاجبار کاکایی(٢)
عبدالجبار کاکایی(۱)
عبور(۱)
عشق(۱٠۳)
عشق 2(۱٤)
عشق 5(٢٦)
عشق 6(۱٧)
عشق3(۱٠)
عشق4(۱٧)
عشق4(۱)
عشق7(۱)
عصر ما(۱)
عطرتو(۸)
عطش(٢)
عکس و نوشته(۸)
غزل(٢)
غمگینانه(٧)
غیاب عشق(۱)
فاصله(٩)
فانوس(۱)
فراق(٢)
فراموشی(۳)
فرشته(۱)
فروغ فرخزاد(٢)
فریاد(۱)
فریدون مشیری(٤)
فلسفه عشق(٢)
فکرکن(٧٤)
قاصدک(٢)
قرعه(۱)
قسم به عشق(۱)
قسمت ما(۱)
قصه امروز ما(۱)
قطار(۳)
قطعه(٤)
قفس(۳)
ققنوس(۱)
قلب تو(۱)
قلب شعر(۱)
قیصر امین پور(٩)
گره دستانمان(۱)
گروس عبدالملکیان(۱)
گل(۱)
گم شدگی(۳)
گنجشک(٢)
گیتی خوشدل(٦)
گیسوی یار(۱٥)
لبخند(۱۱)
لبخند زن(۱)
لمس باران(۱)
لیلی و مجنون(٥)
مادر(۱)
ماه(٢٦)
مبادا(۱)
متفرقه(۳)
مجسمه سنگی(۱)
مجموعه شعر کوتاه(۳)
مردن(٢)
مردودی عشق(۱)
مرز ما(٢)
مرزی نیست(۱)
مرگ(٤)
مرو(۱)
مستی(۱٠)
مسیحا برزگر(٧٢)
مشق هر شب(۱)
مصطفی مستور(۳)
معجـزه(۳)
معطل یک بوسه(٢)
مفهومی(٢)
مقدس(۱)
ملک الشعرای بهار(۱)
من(٢)
مناجات(٢)
مناسبتها(٥٧)
مهدی اخوان ثالث(۱)
مهر(٤)
موریانه تنهایی(۱)
موسیقی سنتی ایرانی(۱)
موفقیت(٧)
مولانا(۱)
میدانم(۱)
ناامید و خسته(٥)
نام تو(٩)
نامه ها(٧)
نبودنت(٢٢)
نت گمشده(۱)
نجات من(۱)
نظرآهاری(٩)
نقطه عطف(۱)
نگاه(٢)
نگاه تو(٤)
نگاه تو(٢)
نگاهم کن(۱)
نهج البلاغه(٩)
نوبت عاشقی(۱)
نوشته های من(٢)
نویسندگان(۱)
نکته امروز(۱٠)
نیایش(٥۱)
نیلوفر(٥)
نیلوفر آبی(۳)
نیلوفر ثانی 3(۳٩)
نیلوفر ثانی 5(۱)
نیـلوفرآبی(۱)
نیما یوشیج(۱)
نیمکت پارک(۱)
هادی رنجی(۱)
هجرت(۱)
هذیانه(۱٢)
هشدار(۱)
هفت سین(۱)
هفته(۱)
هم رزم(۱)
هما روستا(۱)
همایون شجریان(۱)
همچو گوهری(۱)
هورمزد یعقوبی نژاد(۱)
هوشنگ ابتهاج(٢)
هیچ(۳)
واگویه های دل(٤٠٦)
وبلاگ(۱)
وحشی بافقی(۱)
وسوسه(۱)
وطن من(۱)
وعده بهشت(٢)
وقت اضافه(۱)
وقتی یادت میرود(۱)
کاش(٢)
کافه(۱)
کانال تلگرام شعرهای نیلوفرثانی(٦)
کتاب بی واسطه دوستت دارم(٧)
کتاب شعر کوتاه(۱)
کتاب های نیلوفر ثانی(٥)
کجاست(۱)
کشت های من(۱)
کمانه تیر(٢)
کوتاه نوشت(٧٠٦)
کوتاه نوشت 10(٤٩)
کوتاه نوشت 11(۳٥)
کوتاه نوشت 12(٢٠)
کوتاه نوشت 13(۱٥)
کوتاه نوشت 15(۳٤)
کوتاه نوشت 16(۱٠٧)
کوتاه نوشت 17(٦۱)
کوتاه نوشت 2(۱٠۸)
کوتاه نوشت 3(۳٥)
کوتاه نوشت 5(۳۳)
کوتاه نوشت 7(۱٦)
کوتاه نوشت 8(٥٥)
کوتاه نوشت 9(٤۱)
کوتاه نوشت بهار95(٥۳)
کوتاه نوشت بهار96(٢)
کوتاه نوشت پاییز95(۸٠)
کوتاه نوشت تابستان95(۱)
کوتاه نوشت زمستان 95(٤٥)
کوتاه نوشت14(٥٤)
کوتاه نوشت18(٤۸)
کوتاه نوشت4(٤٤)
کوتاه نوشت6(٤٥)
یاد(۱)
یار(٤)
یغماگلرویی(۳٠)
یلدا(٤)

 

 

 

اسفند ٩٥
بهمن ٩٥
دی ٩٥
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧