آواز شباهنگ

;وبلاگ رسمی شعرها و نوشته های نیلوفر ثانی;;کپی و استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نویسنده ی آن مجاز است


صبر

صبری که زمن ستانده میشود

در نبود تو

انتظار کشنده ی این روزهای بی چراغ و روزن ست

فریادهایی که به گــِل می نشیند

سکوتیست که ازنو زاده میشود

و دستهای من

که هنوز

جای خالی تورا

میگرید...



نیلوفر ثانی

شباهنگ

 
هجرت ممکن نیست

نه مــمکن نیستـــ
هجـــرت از دل ِ تـــو
تا دل غریبـــی دیـــگر
از بهار دســــت تو
به زمستـــان ِ ســــردی دیگر
نــه
هـــجرت مـــمکن نیست
من همینــــجا مانـــدنی ام....

.
.
شباهنگ
نیلوفرثانی
 
دلتنگی

رویـــــاهای با تو بودنــــم را
آبــــــ بـُــرد
شــــایــد از
چشــــم تــو بــود
که ســــر دلتـــنگی
بــرای دیـــگری
اشــــک میــریخت


نیـــــــلوفر
ثـــــانـــی - شباهنگ

 
طناب عشق

دیــــدار تو کـــه
بسـادگی میسر نمیشود
دل من از سمت تو ،
لحظه ای جــــــــدا نمیشود
پیچیده طناب عشق
بر گردنم مــــــدام
لا اقل ســــایه ات ،
از ســـــرم
دریغ مــــــــدار
زنــــدگی بی حضـــــور تو
لبــــریز عشــــــــق نمیشود
آســـــــمان دل دگــــر
رنـــــگ آبـــــی نمـــــیشود ....


شباهنگ
(ن.ثانی)

 
مسیر سبز نگاه تو

در مســــیر ِ ســـبز ِ نـــگاه تــو
قـــدم برمــــیدارم
دراین گـــذر
هــرچـه شـــکوفه ی عشـــق
بنـــام ِ تـــو
باز میـــشـود
عـــطر ِ مـــحبت ِ تو
پیـــچیده در مــــشام
تــا آخــــر ِ این مـــسیر
ای مــــــهربان
بامـن بمـــــــــــان

شباهنگ (ن.ثانی )

 

 
راه ِ تو

 

به راه ِ تو آمدن خطاست
دیگر حتی وسوسه ی دوست داشتنت نمیشوم
که عشقت نردبانی نبود به آسمان
چاهی بود به قعر تباهی ...هلاکت دل و جان .....!!
.
.
شباهنگ (ن.ثانی)

چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ | پيام هاي ديگران ()

 
آسمانی

 

غربت زمین
آسمانی ام کرده است
اینجا عشق چنان موج میزند
که دیگر روی زمین بند نمیشوم ....
.
.
شباهنگ (ن.ثانی)

چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ | پيام هاي ديگران ()

 
دلتنگی

فریاد...فریاد
از این درد دلتنگی
از این روزهای بی عبور چشمانت
از این تکرار خسته و دلگیر
آسمان...آسمان
اشک و باران دارم
زهجر و دوری
دل بیقرار  دارم
خدا....خدا
دل فسرد زبیکسی
به عطش دیدار دوباره اش
سینه چون کویر  دارم
برس بداد این خسته
که ز جور روزگار
از زمین شوق پریدن دارم

.

.

.

شباهنگ (ن.ثانی)

سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ | پيام هاي ديگران ()

 
پروانگی

در عطش پروانگی میسوزم
تو بیا و پیله ام بگشا .......
.
.
.
شباهنگ(ن.ثانی)
 
آزمون عشق

آزمون سختیست عشق
میان آتش باید بایستی و دم نزنی ....
.
.
.
شباهنگ  (ن.ثانی)
 
نخواهم داد

من تورا به طعم تلخ ناباوری نخواهم داد
هرچه با من کرده ای
بدست باد خواهم سپرد اما
تو را به زخم کهنه ی کینه نخواهم داد

شباهنگ (نیلوفر ق ثانی)
 
حصار

از نفس افتاده ام
در هجمه ی تنهایی
این کابوس بی پایان وحشت
حتی در سکوت جاریست
تا کجا باید رفت
وقتی ماه شب هم به یغما رفت
صدای خاموش شمع و پروانه
تا ابد به قصه ها پیوست
تا کجا باید رفت

ذره ای امید مانده 
به سمت نور باید جَست

برای پروازی دوباره
حصار تاریک ِ غم را باید شکست

شباهنگ(نیلوفر.ق. ثانی)

 

چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ | پيام هاي ديگران ()

 
خلوت تنهای آرامش

گذشته ام دیگر
از هر آرزو و رویا
گذشته ام دیگر
از لبخند زیبا و نگاه پر معنا
گذشته ام دیگر
از اعجاز و از عشق
تمنایی ندارم 
جز همین خلوت تنهای آرامش

 

شباهنگ (نیلوفر .ق.ثانی )

 

 

دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ | پيام هاي ديگران ()

 
ساقدوش

دراین پیوند، ساقدوش من

در هر لحظه ، هرچه بود  

تردید بود و اضطراب

در بین هزار راهی  ِبن بست ِ چکنم چکنم

یک راه خلاصی بیشتر نیست

عطایش را به لقایش بخشیدم

این پیوند ناشدنیست

 

شباهنگ

 

 

دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ | پيام هاي ديگران ()

 
رنگ آبی

تب میکنم این روزهای خاکستری را
شاید  درد دلتنگی بیرون بریزد و رنگ آبی بگیرم

شباهنگ

 
بهار زمستانی

 

اینجا انتظار خموشان بغضهای ِ تنهاییست

اینجا همهمه ی بی صدای تمنای دستان دعایی ِ خالیست

اینجا گستره ی آسمانی  ِدلهای گرفته و دلتنگست

و هجمه ی امیدهای پرشکسته

اینجا سرمای ماندگاریست

و بهاری که نیامده ، زمستانیست

 

شباهنگ

 
بی تو

بهار که بی لبخند تو بهار نمیشود 

جای خالی تو با چیزی پر نمیشود

تو رفته ای و سراغی از تو نیست 

شکوفه بی عطر موی توبازنمیشود 

شباهنگ

 
دلتنگی

تمامی ندارد این دلتنگی های ردیف شده
یکی برود یکی دیگر از راه میرسد
سر گذر ِدلتنگیها ایستاده ام
یا دلم دیگر بجز دلتنگی نمیفهمد

شباهنگ


 
لحظه های خاکستری

 صبر دیگر نای ماندن ندارد
انقدر که دلم
بی قراری کرده است
طلوع رویاهای همیشگی
پشت کوهها هم اتفاق نمیافتد
هرچه هست تکرار بی رونق لحظه های خاکستریست
اینست مرثیه ی این روزهای ِ بی فرجام

شباهنگ(ن.ق)

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
تا روشنایی

سُر خورده ام میان

هزار راه ِتو درتوی ِ بی انتهای سکوت

سکوتی که نقطه ی عطف این روزهای نا امیدیست

وتلاقی جسورانه ی منطق با احساس

و حضور بی چون چرای عقایدی سرخ

که سبزی ایام را میگیرد و

مشتی لحظه های خاکستری بر درو دیوار زمان میپاشد

صبور باید بود

تا روشنایی خیره کننده ی رویاها

منتظر باید بود

شباهنگ(ن.ق)

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
تو رفته ای

تو رفته ای و شب ،

از حضور دمادم تو خالیست
در ترانه های بی طاقت،

عطر بی تو بودن جاریست

تو رفته ای و نگاهم ،

هنوز بر عقربه ها مانده
فصل سردی و یخبندان ،

بر سر تقویم مانده
تو رفته ای و دیگر ،

یادی از مهربانی نیست
تمنای سرود عشق ،

تا دل راستی نیست
تو رفته ای و من باز ، 

بی یار و یاور مانده ام
تا طلوع خورشیدی گرم ،

در انزوای سکوت مانده ام

 

شباهنگ

 
این نشد

این نشد که من

در حسرت لبخند تو

روز و شب بیقرار و تو

بیخیال

کارخود بکنی

این نشد که من

واژه واژه ترانه از تو بگویم

تو به یک بیت

حتی اعتنایی نکنی

این نشد که من

به بوی تو مست و در خم گیسوی تو اسیر

تو فارغ و آزاد

ره به جانب دیگر بروی

این نشد که من

بسوزم و بسازم

تو خاکسترم حتی

به ارزنی نخری

باشد ، میمانم در تنهایی خود و به یاد تو دلخوش

شاید روزی به کوی من بیخبر قدمی بنهی

 

شباهنگ

 
وقت دیگری نیست

درعمق شب تنهایی ، سکوت سررسیده

مشتی شعرو واژه  در سوگ تو نشـسته

دلتنـــگی سر کشیده تا آخرین ســــتاره

وقت دوباره دیدن ازدســــــــتمان پریده

چشمم بریده ازعشق،ازخواب واشک ورویا

فانوس با تو بودن در انزوا شــــــــــــکسته

وقت دیگری نیست ،قــــــلبی بی آرزو مرد

پشتی از غم تو با درد و خون خمــــــــــیده

 

 



شباهنگ


Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

 

 
معجزه

شعله ی شررباری باید

سوختنی جانــــانه باید

حدیث ما تکراریــــست

معــــــجزه ای تازه باید

 

شباهنگ

 
از عبور تو

از عبور مکرر آب ِرود

سیقلی تر میشود سنگ میان آن

پس از عبور تو

زیباتر خواهم شد

از رنج رفتنت، بی گمان

 

 

شباهنگ

 

 
طواف

دور افتاده زمن

هرروز در خیالم

طواف میکنم

دو چشم روشن تورا

 

شباهنگ

 
دو نیمه ی سیب

چو سیبی

به دو نیم شدیم

قسمت تو نیمه ی سرخ و با طراوت شد

سهم من نیمه ی له شده و بد رنگ

 

شباهنگ

 

Your image is loading...

 

 
دنیا را آب ببرد

به رقم تمامی دنیاهایی را که آب میبرد

وقت خواب

میخوابم شاید دنیای بی تو بودنم را آب ببرد

شباهنگ

 

 
سوگواره

 آمدی از دل یک قصه، از دل یک شعر بلند

با شاخه های نور، با لبخند و نگاهی گرم

خواستم تا صدایت کنم با عشق ، رفتی

خواستم تا شاعرانه ترین شعر را

آویز موهایت کنم ، رفتی

خواستم از دل نگاهت کنم ، رفتی

رفتی و من ماندم در سوگ آن لحظه

رفتی و من ماندم غرق وهمی تازه

در خود فرو رفتم با آرزو هایم

تنها در این دنیا بغض تورا دارم

مینویسم در کنج ،در خلوت تنهایی

با یادتو هستم محکوم به این بازی

 

 

شباهنگ

 
به جرم عشق

 

اینجا هر روز جرمی اتفاق میافتد

هر روز خنجری در دلی فرو میرود

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

بی هیچ اثر مجرمی

بی هیچ رد پایی

تنها به جرم عشق

هر روز اینجا خونی ریخته میشود

غروری شکسته میشود

امیدی بر باد میرود

 

 

 

 

شباهنگ

 
خسته ام

خسته ام

از پنجره هایی

که بجای دشت

رو به کویر باز میشوند و

نویدی جز سراب ندارند

 

 

شباهنگ

 
عصر حاضر

فرسوده ام میان قرون بجا مانده

در حسرت انسانیت  ِ آدمها

و چه طولانیست این عصر دریدگی انسانی 

و برده داری شیطان ....

 

 

شباهنگ

 

 
مخلص شعر من

وه که سکوت بی صدای من ،         پراز ترانه میشود

اینهمه درد بی دوای من،                   جرعه ی جام میشود

وقتی نگاه روشنت ،                               طلوع مهر میشود

خطابه ی نماز من، مخلص شعر ناب من،               با تو تمام میشود

 

 

شباهنگ

 

 
مجلس ختم

ماه هم سر بریده شد

در شبی که هجوم دلتنگی

تمام آسمان را در برگرفت

و سرخی خون ماه

بر چشمانمان پاشید

و بعد از آن سیاهی بود و تاریکی

درد بود و تنهایی

در شبی که بیداد کرد زمزمه ی جدایی

اشک بود پیشکشی آسمان

و بارش بارانی که

بر دلهایمان بارید

نه خبری از رنگین کمان بود و

نه نشانه ای از تازگی

اینبارهم مرثیه ها پابرجاست

مجلس ختم دلهاست ، خوش آمدید ......

 

 

شباهنگ

١٢:٢۶

 
انتهای تلخ قصه

سرخ روی است دل غــــــــمین من

از هجوم شرمـــــــــگینانه ی جدایی

فاصــــــــــله باز قد علم کرده است

مــــیان من و گریز از تنــــــــــهایی

راههای رهـــــــــــــــــایی بسته است

من مانده ام و برگـــــــهای پایــــیزی

- مصـــــیبت تقــلای اندوه  ِجدایی -

باز انتـــــــهای تلخ قصه رسیده است

خنده ای که خشکید میان برگهای پاییزی

 

 

 

 

 

شباهنگ

23:47

 
مراقب باش

در اندوه دوری ها
                             در ازدحام دلتنگی

در سرگشتگی میان فاصله ها              

                   بی تو  مانده ام                    

      ای چون نفس             همیشه میان سینه ای                         

             میان دلتنگیهایم
                                         اما         مراقب باش
                                                                            گم نشوی

 

شباهنگ

00:25

 
بغضی در گلو مانده

بغضی مبهم

در آستانه ی بیرون ریختگی

در نهانگی فریادی کور در حنجره

تسلای اشکهایی که در عمق چشمها مانده

شِـــــــــکوهای تلخ از تقدیر

مشت کوفتن بر نامرادی ها

دردی که میپیچد به جان

و آرزوی کوچ کلاغها

از سرزمین بی عشاقها

لحظه شماری خیرمقدم به عشق

برای لبخندی دوباره

و بهاری که پس از سالها زمستان سیاه

نوید آمدنش داده شده

و اینروزها ،بارش باران معجزه است

معجزه ،

برای شستن راه بغضی که در گلو مانده

 

شباهنگ

٢:۴٠ 

 

 

 
نمیشود که نمیشود

وقتی دلتنگی

مصیبت روزهای فاصله میشود

وقتی جای ِ خالی

کابوس خوابهای پریشان میشود

وقتی چشمه ی شعر و ترانه

با خط خطی های رفتن و جدایی

بی رحمانه سد میشود

دیگر عشق هم بند زن دل شکسته ی ما نمیشود

 

 

شباهنگ

١۴:٣٣

 

 

 
وقتی تو باشی

Your image is loading...

بیمها و تردیدها

به یه کرشمه ی چشم تو

بر باد میرود

پروانه های مهربانی

به یک اشاره ی تو

به پرواز در می آیند

هرچه اندوه از روزها و لحظه ها

به لبخند روشن تو شادمانه

ربوده میشود

غبارهای پلیدی از دلمان

به یک دعای تو از بین میرود

تو باشی و دستان گرم تو

تو باشی و یک دل پر امید

تو باشی و باور و ایمان

حکایت تا اوج آسمان تا همیشه جاریست....

 

شباهنگ

14:50

 

 
دردواره های بی ثمر

گام مزن در رنجهای من
این راه پر نشیب
جز سرشک غم
چیزی ندارد
التفاتی بر شبگردیهایم مکن
جز ترانه ی تنهایی
حرفی ندارد
دست مکش بر خاطره هایم
رد پایی جز اندوه
ردی ندارد
بگذار و بگذر زین دردواره ها
زین میان سودی برای تو ندارد

شباهنگ

 
تو کیستی


تو کیستی که مرا

به مهمانی غزل و ترانه میبری
و دستان سرد مرا
به پیوند جوانه ی زیبای عشق
گره میزنی


تو کیستی که در دلم
چو نوری روشن
هم نشین تنهایی های تاریکم شده ای

وچو تصویری رویایی

مانده بر پرده ی دیدگانم شده ای 

من میدانم،

تو همانی که مرا تا نهایت های دور


تا عشق


با مدارا میبری

 

 پ.ن:سپاس از متن دوست خوب وبلاگی زیبای عزیز(وبلاگ افق آنجاکه آسمان آغاز میشود و دریا بپایان میرسد)  که با نوشته ی زیباشون انگیزه این قطعه شدند.

شباهنگ

١٣:٠٢

Your image is loading...

 
یک وجب خاک گرم و سبز

به برف و یخبندان خو کرده ام
انقدر که میان ان قلب یخی ات مرا
سرگردان یه وجب خاک گرم و سبز کرده ای

 

شباهنگ

Your image is loading...

 
زحمت نکش

کاشی های کبود و رنگ پریده ی حوض
به نبودت رنگ باخته اند
و قناری کز کرده کنج قفس
به نیامدنت عادت کرده است
دیگر هرشب شعله ی فانوس را بالا نمیکشم
که اگر تاریک باشد و بیایی
پایت به ریسه های انتظارم نگیرد
اینجا دیگر
چشم براهی نیست
همه به نیامدنت
به قولهای بی انجامت
عادت کرده اند
زحمت فکرکردن به اینجاراهم نکن  .....

شباهنگ

14:07

Your image is loading...

 

 
آرامش

این قامت برافراشته ی حس  بودن تو
پرکرده است منظر دیدگان مرا
هرسو نظر کنم
جز رعنایی و زیبایی های تو
چیزی نمیبینم
اینست که چونین
آرامش سهم این روزهای من است
با چشمهای تو ........

 

شباهنگ

13:37

Your image is loading...

 
قرن تنهایی و سکوت

اینجا غربتی افسانه ای

پشت  ِ بام بی آسمان و ستاره

Your image is loading...

اردو زده است

هرچه تکان دهی این پرده را

بی کسی ها

تمام نمیشود که نمیشود

و لحن ِ آشنای التیام بخش گلهای نیلوفر

           به وقت هجوم  ِ پاییزی ترین نگاه

در غروب برگریزان خاطره ها

         مرهمی نمیشود که نمیشود

هنوز هم دستانمان برای 

             چیدن گلهای آرزو و دعا

                               گشوده است

                                   گرچه قرن اسارت و بی عشقی

                                          درد ِ تنهایی و سکوت

                                                 چنان گسترده که

                                                             به این زودی ها

                                                                   تمام نمیشود که نمیشود .

 

شباهنگ

١٢:۵٧

 

 

 

 
اگر شبی

تورا به خوبیهایت سوگند
اگر شبی
لبالب از حس خوش عطر تماشا شدی
مرا در گوشه ی چشمانت جای ده
که از نگاه تو
مست شوم به پریشانی و دیوانگی
و پرشوم از لذت عاشقانه ی پرکشیدن تا دوست
تا گرمی دستان محبت
تا کهکشانهای عمیق پرنور

 

شباهنگ

 
اینجا

اینجا فصلی از تمام خاطرات ،زرد میشود

اینجا شکوه و طراوت ،به سردی میگراید

اینجا چشمی بود و هزار امید درخشش

به کور سویی میان ازدحام سایه ها بدل میشود

اینجا خمی بود و پیمانه ای

تمام سبوها بیرحمانه شکسته میشود

سجاده ای که به بوی یاس و نرگس پهن شده بود

به خنده اهریمن جمع میشود

اینجا امید بود و آرزو

تمام رویاها به اتش کشیده میشود

چاره ای نیست و اجبار پشت اجبار

تا انتهای خط ،لبالب از حس نبودنت

روزهای زندگی هدر میشود

 

شباهنگ

٠٠:٠۵

Your image is loading...
برای هیچ کس ....
 
ها های نفسهای تو

 

نفسهای تو

حس بودن،

گرمی بخش زندگی سرد ِ یخزده

و ها هایی که میکنی تا

انجماد سالیان روزهایم را

ذوب کنی

من سرما زده ی روزگار بی عشقیم

از حرارت وجود تو

از میان این خاک سرد

صد جوانه میزنم

با نگاه گرم تو

راهی به آب ونور و آئینه میبرم

 

شباهنگ

21:44

 
تو را

تورا بشکل همان سیب سرخ ِوسوسه

Your image is loading...

همان  احتیاط ِاز دست رفته
تورا به باختن ِ بهشت
به  بازی شر و خیر
تورا به  معاوضه ی

یک دم لبخند و خشم خدا

میبینم وبازهم
دل از این هبوط بر نمیدارم

 

شباهنگ

٠٠:١٧

 
 
عصــــــــــری تازه از دنیا

من در همهمه ی شهری شلوغ
در  تنهایی مفرط ِ جا خالی های ِبسیار
سرگشته ی تمام لحظه های بی تو بودن
چشم براه فانوسی
برای دلگرمی ِشبهای ِیلدایی ِ بی انتهای ِ تنهایی
به حضور ِمعجره آسای ِتو
پروانه وار به دست خیال انگیز ِ عشق
چنان روشن شدم که
نورم
تمامی شهر را زنده کرد
من دراین هیاهوی سنگین
چونان از تو آرام گرفته ام
که گویی عصر تازه ای از دنیاست

 

شباهنگ

١٠:١١

Your image is loading...

 

 
میدانستــــــــــــــم

میدانستم

یکروز

از یک راه دور

او می آید

که انتظارش مرا

چشم براه تمام جاده ها

و هوایش سرگشته ی همه ی بادها

کرده بود

او  که

چشمش

مرا به سرزمین نور خواهد برد

دستان گرمش

قصه ای تازه برایم خواهد ساخت

و کلامش

برجانم عطر نورخواهد پاشید

میدانستم

او می آیدYour image is loading...

و من ستاره نشان شبهای تاریک خواهم شد

و جلوه گر عنایتی

که پاداش صبر کنندگان است

میدانستم

او می آید......

 

شباهنگ

21:17

 

 

 

 
بیا.... بیــــــــــــا

بیا بیا

تا تو تنها حضور آشنایی باشی

تا از همه بیگانه شوم ،وقتی تو کنارم باشی

بیا

تا پشت کنم به تمام باورهای ناامیدی

تا دوباره از نو شروع کنم ،امید اول و آخرم باشی  

بیا بیا

تا طلوع کنم از میان غروب دلتنگی

سرسپرده ات شوم ، نغمه ی خوش ترانه هایم باشی

بیا

دریچه ی همه ی خوبی ها

بیا تا همسفر همدل این راه پرخطرم باشی

 

شباهنگ

١:۴۴

 

سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
پیشکشی

جنگی که به اسم تو راه افتاد
به خاک و خون کشیده دنیا را
یکی قربانی باید...
دل یا عقل....
زندگی بی کدام یک میشود تا
برای تمام شدن این جنگ
همان را پیشکش کنم

 

 

شباهنگ

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
سرگذشت واژه ها

سرگذشت تمام واژه هایی که

به اسم تو زنجیر شدند

بلاتکیف مانده است

گوشه ی خط خط های کاغذم

تقدیر این همه ترانه

اینهمه شعر 

 سلاخی بی رحمانه اشان اگر باشد ،

چه کنم؟

 

شباهنگ

13:25

 
جاده در دست تعمیر است

تمام مسیرهایی که به تو ختم میشود
مسدود شده اند
جاده قلب تو در دست تعمیر است ،روزهاست
کاش بگویی فقط
چقدر صبر کنم
تا کارگرها
کارشان تمام شود؟؟

شباهنگ

١٣:۵٠

 
نا امـــــــــید

 

 چشم تو اما

            عشقی نمی کارد

دستان تو اما

             مهری ندارد

گرچه میگویی دوستت دارم

به زبان

     از قلب تو اما

            شهد و شکر نمیبارد

جان کندم دراین امید بیهوده 

          امید هم دیگر ،دردی از من بر نمی دارد

 

شباهنگ

1:38

 

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
دور میشوم از این رویا

توانم بریده است برای سازش

این مبارزه ای بی فرجام استYour image is loading...

تقدیر تمام راههایی که به تو ختم میشود

آبستن اندوهی جانگداز است 

میان اینهمه  فاصله های دور ،

تا چشم کار میکند ،دشتی برهوت است

تشنه لبان تا عبور از این کویر

برای رسیدن به تو

دفن میشوم میان هزار سراب

به بقایی اجباری

آواز میشوم برلب باد

دور میشوم از این رویا ....دور میشوم از این دیار ....

 

شباهنگ

١٩:٣٠

 

 

 
وقتی میروی

وقتی چشمانت را میبندی

آوار میشود تاریکی

درد میشود لحظه ها

سیل میشود اشک

وقتی پشت میکنی و میروی

جان زتن میرود برون

غم میگیرد جان

صبر میرود ز خانه

خانه میشود گورستان

وقتی تو میروی ......

 

 

شباهنگ

١١:۵۶

 

چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
خلسه ی شبانه ام

 

در غروب لحظه هایم

با روشنی چشمت طلوع کن

این راه بی پایان را

با قلب من عبور کن

بیا تا خلسه ی شبانه ام

طعم سلوک بگیرد

ترانه های پر صدا

رنگ سکوت نگیرد

بیا هوای من شو

پر از لطافت و جنون

بیا بوقت گل سرخ

بهارعمر من شو

 

شباهنگ

1:08

 

چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
دلتنگ از فاصله ها

دلتنگ تر از تمام فاصله ها

از قلب تو دلگیرم

گرچه میخواستم بردارم این خط ممتد را

اما از غرور تو سیرم

تو میخرامی در میان جمع یاران

من میگدازم به سردی این پیوند

تو میروی با خیال و رویا

من دل را میکشانم به صد بند

دور میشود مسیر آمدنت

سبز میشود از هرسو جدایی ها

دلتنگ میشوم از این فاصله ها

دلگیر میشوم از قلب تو بیشتر

 

شباهنگ

00:03

 Your image is loading...

 
رهــــــــــــایی

در کنجی که حکایت مرور تنهایی را قدم میزند
من
در واپیسن لحظه های بی شوقی
بندها را زهم میدرم
من
نشانی تمام دریچه های رهایی را
از قمری کوچک خانه میگیرم
من
جامیگیرم در هوای پریدن
و نفس میکشم به تمنای رهایی
من
رویای رهایی را
بر دیوار تنهاییم   رقم میزنم

شباهنگ

٣:١٨


 
شکوه نامه

شکوه میکنم از روزگار

کاینهمه درد میکشم از برای تو

بی پناه و تنها

منتظر میمانم به یک

اشاره ی گوشه ی چشم تو

در خم ابروی تو

پریشان شده ام و مجنون

تا نگاهم میکنی غرق میشوم زآن میان

دل میدهی بر دیگران

و التفاتت به قلب چاک ِچاک من نیست

اینهمه خنده که میکنی در محفلشان

آتشیست که میزنی برجان

تو دلآرام نشوی با این دل رنگ رنگت

من رها نشوم زین  بخت سیاه  

 میمانم در پیله ی تنهایی

 و دم فرو میبندم

شاید آرام یابم با آن یادگار، طره ای 

که دوش مانده است برجای

 

 

شباهنگ

٨٩/۵/١۶

٠٠:۵۵

 

Your image is loading...

 
دست بردار

دست بردار

از این جنگ نا برابر

دل سنگ تو همیشه برنده است

دل تنگ من همیشه شکسته ...

 

شباهنگ

 
برزخ روح

و نگاهی که کند گرم دلم
و صدایی که بدانم اینجا
ته این کنج خلوت تنهایی
یاد کسی هست مرا
چه سکوتی اینبار
و چه دردی
من هنوز در برزخ روحم
ماندم

 

شباهنگ

 
باز میگردم


باز میگردم بسوی تمام ناباوریها
از حضور کشنده ی این واقعیت عصیان زده
رنج باید برد تا نهایت دور
وقتی دستان نیایش
گره در جبر خواهشهای خاک زده اند
جایی برای پناه نیست
بجز همان درگاه همیشگی



شباهنگ.

 
رهایت کردم

میان تردید و ابهام
میان دو بغض فروخفته
میان افق تاریک و روشن
رهایت کردم
من دچارت بودم اما
رهایت کردم
من مانده ام و شوق رهایی تو
تو رفته ای و زندگی نو

شباهنگ

 
رویای من

 

درهمین رویایی که برایم ساخته ای

میمانم

حتی تاریکی شب

حتی دوری

حتی سکوت تو

از پشت حریر این رویا زیباست

 

شباهنگ

 

 
از چشم تو همه مستند

 

چو گوشه ی چشمی به عاقل فکنی

                    به تمنای نگاهت مجنون خواهد شد

شباهنگ

Your image is loading...

 
بس است دیگر

بس است دیگر

این آوارگـــی سر ِ ســـامان ندارد

این قصـــــــــــه پایان خوش ندارد

جاده هـــای سفر ازهم جداست

این احساس نقطهءعطفی ندارد

 

شباهنگ

 
روز روئیدن من

شولای عشق آتشین            زبانه های شعله ور

     کشیده سر به آسمان               به فصل روئیدن من           مرا زنو بنا نهاد   صداقت یکی شدن

قصه ی تلخ رفتن و جدایی همیشگی

                              حکایت رسیدن و طعم خوش دلبستگی

بازی نور و آئینه        شبانه های بیصدا           سکوت و آواز نهان     رقص میان شمع و باد

راز و نیاز زندگی               اینهمه شور و تازگی

            قامت سرخ اشتیاق                               به حرمت جلا رسید

بخت سپید عشق دگر                   میان قصه ها نماند

                            غایت نور و روشنی                 به تیرگی مجال نداد

طلوع خورشید قضا            محو نشد پشت حصار    راهی جاده های دور        جانماند دراین گذار

به روز روئیدن من             معجزه ی نیلوفری     هوای عاشقی نمود       به وسعت آزادگی

 

شباهنگ

پانزدهم اردیبهشت ٨٩

Your image is loading...

 
دلم از دست کسی گرفته است

 

Your image is loading...

دلم از دست کسی گرفته است که خود آذین به کلام نور و معرفت بود ،راوی تازه شدن زیر بارش باران عشق و رمزگشای آشنایی به لمس حس آرامش
دلم از دست کسی گرفته است که یادش رفت پیامبر نوای رهایی بود و خیزش برخاستن از خاکستر تنهایی و ترانه سرای آواز خوش زندگی
آمد و گفت و رفت بی هیچ رد و نشانی
حق کلام را سوازند به تدبیرهای خودخواهی و پشت کرد به احساسهای پا گرفته به معنا  
شکت غروری را که از گزند اغیار دور نگاه داشته شده بود و قلبی که لبریز از شوق و اشتیاق جستن و یافتن بود، به یغما برد امیدهای تازه پا گرفته را و به طوفان کشید ساحل امن اعتماد را
دلم از دست کسی گرفته است که نادیده گرفت مهرورزی را و تولد دوباره جوانه های الفت را و شادمانی بی بهانه و لبخندهای هماره ی ماندگار
دلم از دست کسی گرفته است که نه با بادی آمد و نه به غمزه ای پاگرفت همصدای آوازهای شبانه شد و راه آشنایی گرفت

گرچه رفت و هرچه بود سوزاند و به آتش کشید که این نه از حقارت دل ماست که از نالایقی او بود که سزوارانه ره جانب دیگر گرفت و میان همهمه ی دنیا گم شد

 

شباهنگ


 

 
کوتاه نوشت

آمده ام بین دو حضور

در ساحت این انتظار به بازگشت

لحظه شماری میکم

 

شباهنگ

چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
آوازهایم

آوازم را

نیوشای جان باش

در این ضیافت دل Your image is loading...

رقصان چو پروانه

گرد شمع ِسوزان باش

من آن شمعم که

میسوزم در هوایت

تو هم آواز سوختن

عاشقانه ی من باش

 

شباهنگ

سه‌شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
چرخ و فلک

شور کودکانه داری و من

حس بازیم نیست دگر

سالهاست که از

چرخ و فلک عاشقی

پایین آمده ام

همبازی دیگر بجو

تا چرخ و فلک میچرخد

 

شباهنگ

 
کوتاه نوشت

در دستانت 

جوانه های مهر روییده

و در چشمانت Your image is loading...

سبد سبد

گلهای عشق شکفته

از اشکهای شوق خدا

آبیاری کردیشان

که چونین با طراوتند؟؟

 

شباهنگ

پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩ | پيام هاي ديگران ()

 
دور میروم

هرچه دور تر روم

که خط خراشی بر روزهایت نباشم

تا تو بمانی وYour image is loading...

لحظه های بی دغدغه ی حضور سرگردان من

هرچه دورتر

بروم وآنقدر دور

که خاطره هایت بماند و

انتظار رسیدن عطرت

میان دستان باد

در جایی میمانم

که در افق تنها نقطه ای که ببینم

هنوز هم تو باشی

 

شباهنگ 

 

 

 
روزی که تورا ببینم

روزی که تورا ببینیم ...به تومیگویم : وسعت دلتنگی ام چه اندازه بزرگ است ،آنقدر که به هر گوشه ای پناه میبرم جایی خالی از آن نمیابم

روزی که تورا ببینم ...به تو میگویم :تمام تنهایی ام را به امید دیدن چشمهایت که پراز شوق و مهربانیست صبوری میکنم و گرمی دستانت را به سردی این روزهایم پیوند میزنم

روزی که تورا ببینم ... به تو میگویم :تمام عشقها و محبتهایم بهانه ای بود برای بزرگ کردن دلم و پاک کردن احساسم که روزی به تو تقدیمش کنم و هرگز اجازه ندادم لحظه ای چیزی مرا از فکر و یاد تو دور کند یا سبب دلبستگی ام بجز تو شود

روزی که تورا ببینم ...به تومیگویم : تمام ورقها و قلمها در شوق تو درزیر دستانم خط خطی میشوند و تمام واژه ها آبستن تمامی احساسهایی هستند که هرلحظه عشق تورا در من فوران میکند

تو سراسر شوقی و خیال من ،نقشبند روی تورا به تصویر میکشد

تو سراسر عشقی و فکر من پروانه گونه سویت پر میکشد

تو سراسر مستی و قلب من در حس و هوایت مست میکند هرشب

روزی که تورا ببینم تمام حرفهای یک عمر مانده در سینه ام را و بغض شبانه گلویم را و اشکهای نشسته برچهره ام را پیشکشت میکنم تا بدانی در عمق وجودم لانه داشته ای تمام روزهایی که کنارم نبوده ای

 

شباهنگ

 
طعم تلخ رفتنت

 

Your image is loading...

به هیچ شهد و عسلی

شیرین نمیشود

کام لحظه هایم

که از طعم رفتنت

تلخ مانده است

هنوز

 

شباهنگ

 

 
دلتنگی

وقتی تمام هوای دلم

میشود

پراز دلتنگی

عشق هم میداند

سکوت میکند کنجی

و آهسته اشک میریزد

 

شباهنگ

 
تقدیر من

مگو چقدر خسته ای

تقدیر من همین است

به جر زدنهای زمانه

عادت کرده ام

فراسوی این تاریکی

شمعهای عشق و امید

روشن میکنم

تا به تکرارهای سرد

ندهم جان ،نسپارم دل

اینجا شهر آرزوها نیست

موسوم دلتنگی فراوان است

تا طی شود این روزها

زندگی همچنان ادامه دارد

 

شباهنگ

 

 
نور و سیاهی

منتظر یک درخشش بودم

پلک نزدم ،چشم دوختم

نوری که نیامد هیچ

مشتی سیاهی ریخت بجانم

 

شباهنگ

 
کوتاه نوشت

تا کوچ سپید بالان

به این دیار

بیا

کمی پای درد دل

کلاغها بنشینیم

 

شباهنگ

 
بیا

بیا تن به آب

خاطره ها دهیم

بیا دردهای را قایقی کنیم و

بدست باد دهیم

بیا ترجمه کنیم شاعرانه ی بید را

در هجوم عاشقی

همصدا با سینه سرخها شویم

بیا غزالی شویم میان دشت

آزاد و رها

از کمین گرگها برحذر باشیم

بیا زنده کنیم لحظه های مرده را

تا ته دریای زندگی بیوقفه شنا کنیم  

زمانه چقدر زود میگذرد

بیا دراین رویا یکدیگر رایاری کنیم

شباهنگ

Your image is loading...

 

 
غربت زمین

 

اینجا که آمدم

فقط بوی دلتنگی شنیده ام

بوی غربت

اینجا گرچه قدر وصل تورا

بیشتر میدانم

اما دوریت مرا از پا میاندازد

عاقبت

آمده ام در این زمین برهوت چه کنم

کاش میشد یکبار دیگر

نزدیک خانه ی تو ماوا کنم

 

شباهنگ

 
ساقی مهربان من

 در لحظه های من جاری

در وقت تنهایی و غمناکی

می آیی و

جام شرابم را پرمیکنی

از عشق، از مستی

باز تو هستی که شادم میکنی

باز میشوم همان عاشق شیدایی

 

شباهنگ

 

 
سرزمین آیینه و نور

Your image is loading...

در سرزمین آیینه و نور 

حتی سنجاقکها

هم از عشق به مرداب میگویند

و تمام قاصدکها

خبر دیدار یار را می آورند

آنجا حتی کاکتوسها هم عاشقند

و کلاغها سنگ نمیخورند

در سرزمین آیینه و نور

عشق و صداقت همیشه بیدارند

 

شباهنگ

 

 
بازی عشق

باشد

بهرکجا سرک میکشم تا تورا بیابم

حال که هوس بازیت گرفته

Your image is loading...

منهم وارد این بازی میشوم

گمان نکن با این بهانه

میتوانی فرار کنی

تا پیدایت نکنم

آرام نمیگیرم

 

 

 

شباهنگ 

 

 
ثمره سوختن

درمان دل سوخته چیست؟

جز سوختن  دل عاشق را چاره چیست؟

کاش بدانیم تقدیر را

پس از اینهمه سوختن  ثمر چیست؟

 

شباهنگ

 
کوتاه نوشت

تا میشود اینبار

پشتم

از غم رفتنت

توهم بروی

من بعشق که بمانم؟

 

شباهنگ

 
مرگ

 

آنروز که گفتمت برو

عشق به خوشامدم آمده بود

اینک که برباد رفته است

یار و آرزو

پیش آی

آغوشم برویت باز است

"مرگ "

 

شباهنگ

Your image is loading...

 

 
زانو نخواهم زد

دشنه هایت را فرو کن و برو

اینهمه تعلل بیش از درد زخم است

میدانم که میخواهی بروی

در برابرت زانو نخواهم زد که برگرد

 

شباهنگ 

Your image is loading...

 
خاک

 

در رسای گلی که پرپر شد                

اگرمیخواهی مرثیه بگویی

از خاکی هم بگو

که بقصد غارت گل

پیش از همه آنرا لگد مال کردند

 

شباهنگ

 
عقوبت

 

به عقوبت تمام دردها

 اگر میخواهی بباری

آنگونه ببار که لااقل رودی شوی

 

شباهنگ

 

 
کوتاه نوشت

یک عمر جلوتر از من رفتی

و من همیشه از ترس جاماندن

دنبالت میدویدم

حال میفهمم چرا این همه روز

هیچ وقت نتوانستی مرا ببینی

 

شباهنگ

 

 
چشمان تو

همان شبی که امید به سحرم نبود

چشمان تو طلوعی شد

برای آن شب و شبهای تیره و تار دگرم

Your image is loading...
 
تکرار

 

در پهنه تمامی روزهایی که می آیند و میروند

اگر عشق جایش خالی باشد

رنگ تکرار همه چیز را از یاد میبرد

حتی دلخوشی ها را

 

شباهنگ 

 

 

 
مرگ تدریجی

 

از چشمهای غرقه به خون

چه میپرسی رنگ شادی و نشاط چیست ؟

دلی که مرد در داغ عزیز

امید به زندگی،  چی میپرسی

مگو این زندگیست بالا و پایینی دارد

زندگی بی عشق زندگی نیست

مرگ تدریجی است

 

شباهنگ

 

 
سوگواره

Your image is loading...

هرچه خواستم چیزی بنویسم نشد

از عشق و شهادت بنویسم نشد

خواستم برای یکبار هم که شده

پرده از راز حسین ، بردارم نشد

بیخبر از عشق چطور میتوان نوشت

از کودک غرق خون چه میتوان نوشت

وقتی دختر علی باشی و باز

تازیانه مهمانت کنند چه میتوان نوشت 

خواستم بگویم دلم نگذاشت

دلم قدم  به ادعا و ریا نگذاشت

تا بسوزد این دل غمین زدرد

سر به بالین دیده برهم نگذاشت

 

شباهنگ

 

"تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد "

 

 
کوتاه نوشت

بگذار تمام راههایی که با ترحم باز میشوند

بسته بمانند

من ماندن شجاعانه را ترجیح میدهم

 

شباهنگ

 
همه عشق

 

ازتو که دلم میگیرد

بقصد گله سویت می آیم

وقتی به تو میرسم

در تو هیچ نمبینم جز همه خوبی

مهربانی ،عشق

گله ها همه میروند و

گل لبخند میرود

در تو غرق میشوم و

همه عشق میشوم

 

شباهنگ 

 

 


نیلوفر ثانی کتاب مجموعه شعر کوتاه (بی واسطه دوستت دارم )


آئینه(٢)
آتش دل(٥)
آزادی(٢)
آشنایی(۱)
آغاز(۱)
آغوش(٩)
آمدنت(٢)
آموزه های دینی(٧)
آه(۱)
آیات دلنشین(۱۸)
آیین شاعر(٢)
ابر(۳)
اتفاق(۱)
اثرخوشنویسی(۱)
احمدشاملو(۳)
اخوان ثالث(٢)
ارتفاع نبودنت(۱)
اردلان سرافراز(۱)
اردیبهشت(٤)
ازمن دور شو(۱)
اسارت(۱)
اسماعیل هاشمی(۱)
اسیر(۱)
اشتیاق(٢)
اعتراض(٥)
اعتماد(٢)
افسانه(۱)
افسانه امیری(۱)
افسوس(۱)
امید(٤)
امیرحسین سام(۱)
انتظار(۱٢٥)
انتظار 2(٢)
انتظار2(۸)
انتظار3(۸)
انتظار4(۱٧)
اندرز(٩)
اندوه(٢)
انعکاس تو(۱)
ای تماشایی خورشید(۱)
ایرج جنتی عطایی(٢)
ایمان(۱)
اینستاگرام نیلوفرثانی(۱)
باد(٦)
بادبادک(۱)
باران(٤٤)
باران بوسه(٢)
باران عشق(۱)
باران نگاه(۱)
بازگشت(۱)
بدنبال(۱)
بذر تو(٢)
برزگر(۱)
برف(۱)
بزرگان دین(۱۸)
بساط عاشقی(۱)
بغض(۱)
بند عشق(۱)
بهار(٢٩)
بهانه(۱)
بهشت(۳)
بهشت تو(۱)
بودن(۱)
بوسه(٢۳)
بوی تو(٤)
بی تو(۸)
بی هیچ ردی(۱)
بی واسطه دوستت دارم(٢)
بی وفایی(٢)
بیا(۸)
بیداری(۱)
بیراهه(۱)
پارادوکس(۳)
پاییز(۳)
پاییز 2(۱۸)
پچ پچ عاشقی(۱)
پرتگاه جنون(۱)
پرنده(۱٤)
پرواز(٢)
پروانگی(۱)
پروانه(٦)
پریدن(۱)
پس خواهم گرفت(۱)
پنجره(٩)
پیچک(۱)
پیشکش(۱)
پیوند شعر(۱)
تاراج(۱)
تایپوگرافی(۸٦)
تایپوگرافی نیلوفرثانی(۱٠)
تبعید(٢)
ترانه(۱٦)
تشنگی(۱)
تصنیف(۱)
تعبیر خواب(۱)
تقدیر(۱)
تقدیمی(۱)
تقویم(۱)
تماشای تو(۳)
تندر(٢)
تنهایی(٩)
تنهایی 2(٦)
تنهایی3(٢)
تو(۳٢)
تو رفته ای(٩)
تو نیستی(٩)
تک بیتی(۱)
تک نوشت(۱)
تکثیر تو(٢)
تیررس نگاه تو(۱)
تیک تاک(۱)
جبران خلیل جبران(۱)
جدایی(۳)
جدایی 2(٦)
جزر محبت(۱)
جملات کوتاه(٢)
جنگ(٢)
جنون(٤)
چشم(٤)
چشم تو(٤)
چشم های بی روشنی(۱)
چشم های تو(۳٥)
چشمهای تو(٩)
چه خبر(۱)
چهل تکه(۱)
حادثه(٥)
حرفها(٦۳)
حس قشنگ(۱)
حسرت(٢)
حسین منزوی(٢)
حق کلمات(۱)
حقیقت(٢)
حمید مصدق(۱٢)
خاطرات(٥)
خرمن(۱)
خرید اینترنتی کتاب(٢)
خزان(۱)
خلسه(۱)
خواب(۳)
خورخه لوئیس بورخیس(۱)
خورشید تابان(۱٠)
خوشنویسی(۱)
خیال تو(٤)
دار(۱)
داستان کوتاه(۱)
داستانک(٢)
درخت(٦)
درد(٤)
درد واره(٢)
درسهای زندگی(۱٢٤)
درسهای عاشورا(٤)
درسهای معنوی(۳۸)
درنای دل(۱)
دریا(٤)
دست نوشته های من(٩٩٢)
دست نوشته های من 2(۱٠٠)
دست نوشته های من 3(۱)
دست نوشته های من3(۱)
دست نوشته های من4(٤٥)
دست نوشته های من5(۳٥)
دست نوشته های من6(٤٦)
دست نوشته های من7(۱٦)
دست نوشته های من8(٥)
دست نوشته های ن(۱)
دست های تو(٤)
دستان تو(٢)
دستهای تو(۱۳)
دعوت(۱)
دل(٦)
دل عاشق(۱)
دلتنگی(٥٠)
دلتنگی 2(٧)
دلتنگی 3(٧)
دلتنگی 4(۱٢)
دلتنگی 5(۳)
دلتنگی2(٤)
دلتنگی3(۸)
دلداده(۱)
دلهره شهر(۱)
دماوند(۱)
دوبیتی(۱۱)
دوبیتی من(٤)
دورتر بایست(۱)
دوری(۳)
دوری دست ها(۱)
دوست داشتن(٧)
دوستت دارم(٥)
دکتر افشین یداللهی(۳)
دکتر علی شریعتی(٢٢)
دکتر موسوی گرمارودی(٢)
دکترامیرحسین سام(٢)
دیدار(۱۱)
دیوار(۱)
دیوانه(۱)
ذره ای دور از خورشید(۱)
ردپای تو(۱)
رسم عشاق(۱)
رضا کاظمی(٢)
رفت و آمدها(۱)
رفتن(۱)
رقص عشق(۳)
رنچ(٤)
رنگ عشق(۱)
رهایی(٢)
روییدن(۱)
زلزله(۱)
زمیم بیهوده میچرخد(۱)
زن(٧)
زندگی(٦)
سال نو(۱)
سایه تو(۱)
ستاره(٢)
سخنان بزرگان(٧٤)
سخنان کوتاه(۱)
سر عشاق(۱)
سرآغاز(۱)
سفر(۳)
سقوط(۱)
سنگ انداختن(۱)
سهم دستانت(۱)
سهم من(۱)
سهیل محمودی(٢)
سوختن(٥)
سوزنبان(۱)
سوی تو(۱)
سکوت(٢)
سید علی امیر افضلی(۱)
سید علی صالحی(۳)
سیمرغ(۱)
شاعر(۳)
شاعر پرنده(۱)
شاعران(۱٠٧)
شاعری(۱)
شانه های تو(٥)
شب(۳)
شب زمستانی(۱)
شبیخون(۱)
شعر(٢٥٧)
شعر 2(٧)
شعر 3(۱)
شعر بلند(۱)
شعر مشقی(۱)
شعر و تصویر(۳٠)
شعر و شیدایی(۱)
شعر کوتاه(۱)
شعرهای بلند من(٩)
شعرهای بلند من 2(٩)
شعرهای من(٦٠٦)
شعرهای من 2(۱۱۳)
شعرهای من 3(۳٩)
شعرهای من 4(۱)
شعرهای من3(۱)
شعرهای من4(٢۱)
شعرهای من5(٢)
شعرهای نیلوفر ثان 6(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 1(۱٩)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٢)
شعرهای نیلوفر ثانی 2(٥۳)
شعرهای نیلوفر ثانی 5(۳٥)
شعرهای نیلوفر ثانی 6(۱۸)
شعرهای نیلوفر ثانی 7(۱٧)
شعرهای نیلوفر ثانی 9(۳٤)
شعرهای نیلوفر ثانی10(۱٠٩)
شعرهای نیلوفر ثانی4(٥۱)
شعرهای نیلوفر ثانی6(۱)
شعرهای نیلوفر ثانی8(٥۳)
شعرهای نیلوفرثانی تابستان96(٢)
شعرهای نیلوفرثانی11(۳٤)
شعرهای نیلوفرثانی12(۱۸)
شعرهایم(٢)
شعرکوتاه(٢۱)
شلیک عشق(۱)
شمس(٢)
شمس لنگرودی(۱)
شهاب مقربین(۱)
شوق(٢)
طالع(۱)
طبل تو خالی(۱)
طبیب(۱)
طغیان(۱)
طنین(٢)
طوفان(۱)
ظرف شعر(۱)
عابر(۱)
عارفانه(٢٢٠)
عاشق(٢)
عاشقانه(۱٠٠٢)
عاشقانه 10(۱٤)
عاشقانه 11(٢٥)
عاشقانه 12(۱٢)
عاشقانه 13(٢۳)
عاشقانه 14(٦)
عاشقانه 15(٢۳)
عاشقانه 16(۱)
عاشقانه 17(۱٢)
عاشقانه 2(٦٧)
عاشقانه 3(٢)
عاشقانه 5(۱٠)
عاشقانه 8(۳٦)
عاشقانه10(٢)
عاشقانه15(٩)
عاشقانه18(٢)
عاشقانه3(٢۳)
عاشقانه4(۱۳)
عاشقانه9(٢٢)
عبدالاجبار کاکایی(٢)
عبدالجبار کاکایی(۱)
عبور(۱)
عشق(٩٦)
عشق 2(٦)
عشق 5(٢٠)
عشق 6(۱٦)
عشق3(٢)
عشق4(۱)
عشق4(۱٤)
عصر ما(۱)
عطرتو(٤)
عکس و نوشته(۸)
غزل(٢)
غمگینانه(٦)
غیاب عشق(۱)
فاصله(۸)
فانوس(۱)
فراق(٢)
فراموشی(٢)
فرشته(۱)
فروغ فرخزاد(٢)
فریاد(۱)
فریدون مشیری(٤)
فلسفه عشق(٢)
فکرکن(٧٤)
قاصدک(۱)
قرعه(۱)
قسم به عشق(۱)
قسمت ما(۱)
قصه امروز ما(۱)
قطار(٢)
قطعه(٤)
قفس(۳)
ققنوس(۱)
قلب تو(۱)
قلب شعر(۱)
قیصر امین پور(٩)
گره دستانمان(۱)
گروس عبدالملکیان(۱)
گم شدگی(۱)
گنجشک(٢)
گیتی خوشدل(٦)
گیسوی یار(۱٠)
لبخند(۸)
لبخند زن(۱)
لمس باران(۱)
لیلی و مجنون(۱)
مادر(۱)
ماه(۱٧)
مبادا(۱)
متفرقه(۳)
مجسمه سنگی(۱)
مجموعه شعر کوتاه(۳)
مردودی عشق(۱)
مرز ما(٢)
مرزی نیست(۱)
مرگ(٢)
مرو(۱)
مستی(۸)
مسیحا برزگر(٧٢)
مشق هر شب(۱)
مصطفی مستور(۳)
معجـزه(۳)
معطل یک بوسه(٢)
مفهومی(٢)
مقدس(۱)
ملک الشعرای بهار(۱)
من(٢)
مناجات(٢)
مناسبتها(٥٩)
مهدی اخوان ثالث(۱)
موریانه تنهایی(۱)
موسیقی سنتی ایرانی(۱)
موفقیت(٧)
مولانا(۱)
میدانم(۱)
ناامید و خسته(٤)
نام تو(٤)
نامه ها(٧)
نبودنت(۱٧)
نت گمشده(۱)
نجات من(۱)
نظرآهاری(٩)
نقطه عطف(۱)
نگاه(٢)
نگاه تو(٤)
نگاه تو(۱)
نگاهم کن(۱)
نهج البلاغه(٩)
نوبت عاشقی(۱)
نوشته های من(٢)
نویسندگان(۱)
نکته امروز(۱٠)
نیایش(٥۱)
نیلوفر(٢)
نیلوفر ثانی 3(۳٩)
نیلوفر ثانی 5(۱)
نیـلوفرآبی(۱)
نیما یوشیج(۱)
نیمکت پارک(۱)
هادی رنجی(۱)
هجرت(۱)
هذیانه(۱٢)
هشدار(۱)
هفت سین(۱)
هم رزم(۱)
همایون شجریان(۱)
همچو گوهری(۱)
هورمزد یعقوبی نژاد(۱)
هوشنگ ابتهاج(٢)
هیچ(۳)
واگویه های دل(٤٠۸)
وبلاگ(۱)
وحشی بافقی(۱)
وسوسه(۱)
وطن من(۱)
وعده بهشت(٢)
وقت اضافه(۱)
وقتی یادت میرود(۱)
کاش(٢)
کافه(۱)
کتاب بی واسطه دوستت دارم(٥)
کتاب شعر کوتاه(۱)
کتاب های نیلوفر ثانی(٤)
کجاست(۱)
کشت های من(۱)
کمانه تیر(۱)
کوتاه نوشت(٧٠۸)
کوتاه نوشت 10(٤٩)
کوتاه نوشت 11(۳٥)
کوتاه نوشت 12(٢٠)
کوتاه نوشت 13(۱٥)
کوتاه نوشت 15(۳٤)
کوتاه نوشت 16(۱٠٧)
کوتاه نوشت 17(۳٥)
کوتاه نوشت 2(۱٠۸)
کوتاه نوشت 3(۳٥)
کوتاه نوشت 5(۳۳)
کوتاه نوشت 7(۱٦)
کوتاه نوشت 8(٥٥)
کوتاه نوشت 9(٤۱)
کوتاه نوشت تابستان 96(٢)
کوتاه نوشت14(٥٤)
کوتاه نوشت18(٢٠)
کوتاه نوشت4(٤٤)
کوتاه نوشت6(٤٥)
یاد(۱)
یار(٤)
یغماگلرویی(۳٠)
یلدا(۱)

 

 

حوالی کوچـه ی زندگی (وبلاگ دیگرم)
میدانم روزی تو می آیی (همین وبلاگ در فیس بوک)
از نگاه دوربین من (وبلاگ دیگرم)
ته نویــس (مهدی چهرازی)
رهـــا
نامه هایی از مجنون
دوستدار روشنایی
سلطان عشق (ابراهیم آذرنوش )
گلسا
اورانوس 2
سالهای تاکنون (عبدالجبار کاکایی-شاعر)
فلسفه ی نجیب زادگان
اسپریجو (سید علی میرافضلی)
نگاهت را به درخت پیوند میزنم(سحر عزیز)
دیالوگ هام (عکاسباشی)
قیصر امین پور
پرشین گیگ
مسیحا برزگر (سایت رسمی)
شهاب مقربین
پابرهنه تا ماه (رضا کاظمی )
نادر ابراهیمی
دیدارها (بیژن جلالی)
رسول یونـــــــان
ناشکیــــبا (سایت خبری موسیقی ایران )
یغما گلرویی (سایت رسمی)
شمس لنگرودی(شاعر)
عبدالرضا عبدالملکیان
هفته نامه عصر نی ریز
قالبهای بلاگ اسکین

 

شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧

 

خسته ام
دست های زنی
شمرده از عشق بگو
شعله ی آخر
همنفس با قاصدک ها
پاییز می آید
پنجره میخواهم
به چشم ها بگو
هیچ شبی
ادعای ما

 

RSS 2.0

****
کد اپلود عکس