دست نوشته ....

بنام خدا

 

در این چند روز که نتونستم بیام و مطلب بذارم در مسافرت هستم و خدارو شکر در این سفر با دوستی آشنا شدم که بسیار فرزانه بود اگرچه فردی معمولی بود و بقول خودش حتی تحصیلاتش در حد سیکل بوده اما  این خانم در اثر عبادت و ریاضتهای زیادی که  کرده  به درجه خوبی از معرفت رسیده و سعی بسیاری در کنترل نفس کرده است و نورانیتی خاص را بدست اورده است

خدارا شکر باهم خیلی صحبت کردیم و در این دوساعت حرفهای خوبی زدیم که روحمونو آرام و شاد کرد و حس خوبی نصیبمون

و بهتر از همه سخنمون همش درباره خدا و معرفت بیشتر انسان و جایگاه انسانی بود خلاصه این مدت رو با هم عبادت کردیم اما شاید به شکل جدیدیش یعنی حرف زدن  درباره آگاهی و رشد توانایی هایی که یک انسان میتونه داشته باشه.

خداوند را سپاس که  یاری کرد تا  دقاقی رو به شناخت انسان و خالقش اختصاص بدم و از جان ودل درباره او حرف بزنم این برایم مقدس و بسیار برکت بود و میدانم اثراتش را دریافت خواهم کرد

این دوست اعتقادی عجیب داشت که رفتارهای ما در سرنوشت عزیزانمون تاثیر زیادی داره و ما اشتباهاتمونو در نزدیکانمون میتونیم ببینیم پس خیلی باید مراقب رفتا روگفتار و افکارمون باشیم  اینها باعث ترقی و روشنایی در راه و روش زندگیمون میشه..

انش الله بتونیم اینطور باشیم ......... بازهم دراین باره خواهم نوشت

24/4/87

/ 0 نظر / 4 بازدید