انسانها

 

 

بسیاری از انسانها می آیند و میروند بی هیچ سودی و هیچ زاده شدنی.

بسیاری از انسانها همیشه در خوابند ،چه قبل از آمدن به دنیا چه بعد از آن.

بسیاری از انسانها نمیدانند برای چه آمده اند و چرا میروند.

بسیاری از انسانها بدنیا می آیند بدون آنکه بواقع زاده شده باشند.

بسیاری از انسانها در فراموشی عمیقیند.و درفراموشی میمیرند .

بسیاری از انسانها از زندگی خود لذت نمیبرند .و از حس شیرین لذت  واقعی بی بهره اند.

بسیاری از انسانها،نمیدانند باید چگونه از فراموشی بیرون آیند و از خواب بیدار شوند.

نمیدانند که این بیداری نیست که زندگی میکنند بی تفکر و اندیشه .بی هیچ نقطه روشن ....بی ذره ای از حس عشق.

نمیدانند که باید روحشان را بیدار کنند، تا زنده واقعی باشند تا از لذت زندگی بهرمند شوند.تا لذت واقعی را حس کنند .

بسیاری از انسانها تلاشی برای کشف رازها نمیکنند و برای برخواستن از خوابی تکراری.

آنها روزگار خودرا در رفت و آمدهای بی سود خلاصه کرده اند .

آنها به آنچه باید ،فکرنمیکنند . باید در آنها فانوس بیداری، روشن شود .باید به آنها از عشق گفته شود و از تجربه لذت و احساس واقعی زیستن .باید رازها را برایشان مکاشفه شودو ......باید جسارت و شجاعت را پیدا کنند باید راه عاشق شدن را بیابند ....

باید به آنچه بیداری نصیبشان میکند چنگ زنند.

 

 

 

"شباهنگ"

/ 0 نظر / 4 بازدید