من....تو

تو از داستانهای تکراری این روزها میگویی

من از بهاری میگویم که بی تابانه منتظر حضورش هستم

تو از خستگی میگویی و کسالت

من لحظه ای  بی خستگی را نمیتوانم درک کنم

تو از نداشتن فرصت برای خریدهای شب عیدت میگویی

من از نداشتن مفهمومهای شادی بخش در اندوهم

تو از شوق حضور منتظرت میگویی

من همیشه در انتظار جمعه خیره میمانم

چرا اینقدر فاصله ی من و تو بسیار است ؟؟

 

شباهنگ

 

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید