نه من بودم ، نه تو

نه آنکه پلک هایش طعم دریا داشت

من بودم

نه آنکه از ابر می بارید

تو بودی

در گستره ی حضور و غیاب

شماتتی اگر هست

نجابت دلی ست

که درصحن ِعادت و فراموشی ها

عشق را

در خاطره های زرد

نکاشت

و به گیاهی بی بار و بر

فرو نکاست

و سینه را

مأمن هزار شعر نگفته

از رازهای پنهان کرد

اندوه هرچه بزرگتر

قدمت ِعشق

تا هزاره های دیگر

ماندنی ست ...


نیلوفرثانی

6اردیبهشت 97

/ 0 نظر / 41 بازدید