بازهم عشق....

عشق به دریاها سکون و آرامش می بخشد و طوفانهای خشمگین را فرو می نشاند.
به رنجبران اندوهگین نشاط می بخشد و آنها را به خواب خوش فرو می برد.
اوست که ما را از بیگانگی ها رهایی بخشید و سینه مردمان را ار کینه بپیراست و به محبت و دوستی با هم بیاراست.

آنجا که او فرمانرواست ادب است و بی ادبی نیست ،مهرورزی هست و کین نیست.
عشق خوب رفتار است و نیک کردار،مایه حیرت خردمندان است.
آنان که از او بی بهره اند به جانش طالبند و انان که از او بهره مندند ،چون جان گرامی اش دارند.
طالبانش با شور و اشتیاق در پی اش می گردند و آنان که او را جسته اند ،دست از دامنش بر نمی دارند.
او پدر فراوانی و ظرافت و زیبایی و آرزوهاست و مدام در پی خوبی و روی گردان از بدی هاست.
در رنج و بیم و آرزو و امید رهاننده و راهنمایی بهتر از او نیست .


گزیده ای از ضیافت افلاطون
/ 0 نظر / 5 بازدید