چند کوتاه نوشت

1/

شب از سر انگشت هایم

می خزد

صبح از دهانم بیرون می ریزد

وتمام روز

تیغ کابوس های انتظار

نفس هایم را

می جود


2/

نبضِ درد

اگر بر شقیقه ی شعر می زند

زخمِ شاعری ست که

از واژه گذشته است .


3/

وتماشای تو از عشق

سنگین بود

وهواىِ پاییزی

به نجاتِ نفسم

راه نداد..


برگشتم..


4/

ماه از دهان ِشب

شعر می‌گوید

آسمان می رود

به عشق بازی


5/

گفتی پنجره و دلم لرزید

نگفتی اما این منظره

چهارفصلش

"پاییز" ست ..


6/

"مهری" که به پاییز می رسد

عشقی ست

که هویدا شده است.


7/

زخم می دَرَد شبم

چشمم

سینه ام

تکرار پوچی ِ ممتدی ست

تا انتهای تنهایی


8/

دهانم را باز کنم

حروفِ سیاه

چرک

ناسوده از بغض

بیرون می ریزد

حواسم را بر زده ام

شاید شعر دیگری بخاطرم آید.


نیلوفرثانی

/ 0 نظر / 47 بازدید