دوست من

سلام

روزهای بسیاریست از تو بی خبرم و تنها دلم که گواه میدهد خوبی کمی آرامم میکند

امروز عجیب یاد روزهای گذشته افتادم بیاد آنروزهایی که با دوستان دیگردورهم جمع میشدیم و حرفهایی از جنس دل و باور میزدیم

روزهایی که تنها دلمشغولیمان درس گرفتن از کتابها بود واز زندگی ، اما غافل از اینکه زندگی بعد از این برایمان چه درسهایی دارد که باید خود تجربه اشان کنیم

شبهایی که از معرفت میگفتیم و از راههایی که بشود عاشق واقعی بود و دل را بیشتر پرورش داد تا به جایگاهش برسد چقدر شبهای دلپذیری بودند و بیادماندنی و تکرار نشدنی.....

زندگی برای هردوی ما بازیهای زیادی داشت و حالا هردو با سرنوشتی مشابه که زندگی توام با سختی ها و امتحاناتش هرروز پیش روی ماست، بازهم نیازمند همان حسی هستیم که تنها یک دوست میتواند پر کند ....

روزهای زیادی است که هردو گرفتار زندگی شده ایم و مسافت راه مارا ازهم دورتر کرد شاید هم شرمساری باعث میشود کمتر از هم خبر بگیریم

اما میخواهم امروز دلم را بسوی تو روانه کنم و بگویمت دوست خوبم بیادت هستم

و تا کنون هیچ دوستی نتوانسته است جای تورا برایم پر کند  و غمگینم چرا دست سرنوشت مارا اینچونین از هم دور کرد ......

دوست خوبم  بدان که همیشه برای خوشبختی ات دعا میکنم تو یکی از بهترین هایی بودی که در زندگی دیدم و امیدوارم بهترینها روزی ، یار و یاورت باشد. ان شالله

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید