روز از نو و روزی از نو

وقتی روزنه ها یکی پس از دیگری بسته میشوند

وقتی در خلوتت میمانی یکه و تنها

وقتی روزگارت را میبینی

مینشینی و به گوشه ای زل میزنی

دلت یه اتفاق تازه، یه خبر خوش میخواهد

و هرچه گوش میدهی صدای زنگی نمی آید

بازهم منتظر میمانی .....

آنوقت بازهم مثل همیشه بلند میشوی

سعی میکنی همه چیز را فراموش کنی

و دوباره زندگی کنی

و اینبار با کلی تلقین و بی خیالی...

اما یواش در گوش خودت میگویی

اما این زندگی کردن نیست  اجباریست بظاهر شیرین

روز از نو و روزی از نو ....

 

شباهنگ

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید