چندکوتاه نوشت 5


گاهی حتی پنجره ی ِشعر
رو به تنهایی بی تاب ِکسی
نفسش می گیرد ...

::

این پرنده بی تاب ست
نگاهی بالش را گرفت
بند به پایش بست

::


از این اندازه تا عشق
مبتلای لاعلاجی ست
حتی اگر جنون
در واژه پنهان باشد

::

جمع میشود در هیاهوی ِچشمت
هزار فانوس شعر
و آرزوهای من یکی
شاید به ستاره ی ِعشق برسد..

::

مساعدت ِشب
در تحویل رازهای ما
آسان بود
یک پنجره گشودیم
ماه در دهانمان
هزار ستاره آذین بست ..

نیلوفرثانی
آذر96

/ 0 نظر / 90 بازدید