اهل سرزمین من

من از خاک همین سرزمینی که برای تو آشناست روییده ام

من با همین زبان مادری تو سخن میگویم

من در همین هوایی که تو نفس میکشی نفس میکشم

پس چرا اینقدر غریبه شده ای؟

چرا هوای غم در فضایش آکنده است؟

چرا دیگر در نفسهایت عطر آشنایی و دوستی نیست؟

چرا میخواهی حس اسارت را هدیه کنی تا آزادی؟

چرا  درسرزمین من و ما ، تو اینطور نامهربان شده ای.....

گویی از این سرزمین نیستی.....

 

شباهنگ

 

/ 0 نظر / 4 بازدید