زاده شدن

ماجرای عجیبی ست " زاده شدن "؛ پا به هستی میگذاری و روند یک زندگی آغاز میشود .. اینکه این هست بودن چقدر ادامه داشته باشد هیچ وقت وهیچ زمانی فاش نمیشود و این رازی ست که آدمی هماره باآن همراه ست

ما بدنیا می آییم و به سمت مردن می رویم و دراین بین تلاش میکنیم تا به چیزهایی که دلمان میخواهد یا در مسیرمان قرار میگیرد برسیم..

تمام جهان ما با زاده شدن شروع میشود واین تکثیر ِزایش های نو و متعددی ست که پس از دیگری رخ میدهد.._باید که رخ بدهد ...

هرچه زایش ها، خلق ها و آفریده های بیشتر داشته باشیم روح زندگی در ما بیشتر ست وهرچه دست به مردگی و رخوت و زوال بزنیم، گرد نیستی برجان ِمان پاشیده میشود

ما میتوانیم زنده باد بگوییم و با شور زندگی پیش برویم، میتوانیم مرده باد سربدهیم و بیشتر و بیشتر در پوچی و مرگ فرو رویم


آدمی که با "زاده شدن" پا به هستی میگذارد لایق زیستی توام با پویایی وجریان و حرکت ست ..

تا هرجا قدم میگذارد روح زندگی منتشرشود..

ومن ،درست نیمه ی اردیبهشت بود که زاده شدم و آموختم ، تا لحظه ای که دراین جهان هستم، باید خلق کنم ، بیافرینم وروح زندگی را قوی ترکنم.. شاید راز ِجاودانی آدمی همین باشد .. تلاش برای تقویت زندگی در برابر مرگ ونیستی ...و یکی شدن با روح حیات ..


نیلوفرثانی

15 اردیبهشت 97

/ 0 نظر / 23 بازدید