درسهای زندگی..

میتونی از کنار من ساده بگذری ؟

میتونی با خودت فکرکنی سرنوشتش به من مربوط نیست

آره درسته ما نسبتی نداریم اما هردو انسانیم و همه انسانها بهم مربوطند و با هم نسبت دارند.

میتونی وقتی غم رو در چهره ام میبینی خودت رو به بیخیالی بزنی و بری بدنبال کارت ؟یا وقتی میبینی نیازمندم ،بی یاری و کمک رهایم کنی؟

میتونی با خودت بگی این دوره زمونه دوره ای شده که فقط باید کلاه خودمو بگیرم باد نبره چه برسه که به دیگران کمک کنم؟

میتونی بی تفاوت باشی ؟ میتونی فکرکنی مگه خودت یک روز نمیشه که نیازمند باشی و محتاج یاری دیگران ؟ حتی برای شنیدن حرفهایی هرچند کوتاه؟

میتونی فقط بخودت متکی باشی؟ میتونی بگی یکی باید بیاد به من کمک کنه من نمیتونم فعلا به کسی فکرکنم؟

میتونی یک لحظه دنیایی تصور کنی که جز خودت هیچ کس دیگری دراون دنیا نباشه؟ اونموقع از تنهایی دق نمیکنی؟ از تنهایی وحشتت نمیگیره؟ اونموقع یاد الانت میافتی که با خودت همش زمزمه میکنی من به کسی کاری ندارم هرکس باید فقط بفکرخودش باشه؟

پس تو که بی وجود دیگران نمیتونی زندگی کنی بهشون کمک کن

به من که محتاج توام و اینک قسمت ثواب بردن و کارنیک برتو مقدر شده بهره ببر و استفاده کن ....شانه هایت را بالا ننداز و نگو من نمیتونم یکی دیگه پیدا میشه کمکش کنه...

همه انسانها بهم مربوطند وامورشون بهم وابسته است همه با هم نسبتی دارند هرچند نسبتی دور اما مهمترین اینه که بدون هم نمیتونند زندگی کنند .

فراموش نکن اینبار اگر منو دیدی یادت باشه هرطور که میتونی کمکم کنی و دیگه نگی به من مربوط نیست.

 

مرداد 87

/ 0 نظر / 4 بازدید