شعر های من.....

هان ای پلید روزگار دژخیم !!
دست بردار
از من شکسته در چنگال این ظلمتها
دست بردار
قطره قطره خونم حلالت بردار و برو
اما از دست دلم
دست بردار
این خنجر ابدیده از برای چه برویم کشیده ای؟
بکدامین خطا ؟بکدامین گناه؟
از چه کوتاهی کردم که تاوان جانم میکنی؟
جانم بستان و
دست بردار
از سر جانانم هم
دست بردار..........
مگذار این رفته از هر صفحه این خاطرات
در حسرت نگاهی بماند
خوشبختیهایم را ببر
از سر عشقم
دست بردار


بهمن ماه ۸۶

/ 0 نظر / 4 بازدید