حس و حال این روزها

  

اینروزها حس عجیبی دارم

این روزها همه جایش، بغض و تنهایی است

چشم شادی کور است

غم و اندوه، همه جا پاشیده

طمع شیرین حیات، همه یک دست ترشیده

****

این روزها حس غریبی دارم

آه از سینه برون می آید هردم

تا سحر خواب نیاید به سراغم یک دم

دل پراز تشویش است

جان پراز نیش است

****

اینروزها لحظه ها خاکستریند

دررویا بسته

واژه ها رنگ ندارند بر صورت

دست و قلم هم خسته

حس پرواز میخواهد این دل

اما چه سود ،همه پرها سوخته

****

اینروزها راوی قصه ی تلخ و غمباری دگر است

میگوید بازهم یه جدایی در پیش است

و نمیدانم این قرعه عاقبت بر نام که افتد به ستم

زخم خواهد زد به جفا

ترک خواهد کرد بی وفا

اینروزها حال و هوایی جز بهاران دارد .....

 

 

شباهنگ

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید