دانش و بصیرت

دانش محصول اندیشه است ،بصیرت ،محصول عشق .جایگاه دانش ، درسر است و جایگاه عشق ،دل.دانش از جنس دانستنیهاست و عشق را از جنس احساسات.کسی نمیتواند بدون تعلیم و تربیت دانش را فرا بگیرد اما بدون تعلیم و تربیت ،بصیرت ممکن است

بصیرت ارتباطی به اطلاعات ندارد ،بصیرت به بیداری مربوط است ،اطلاعات از بیرون می آید ،بصیرت از درون میجوشد ،بصیرت دانش حقیقی است.دانش فقط تظاهر میکند که میداند اما بصیرت براستی میداند.دانش تکرار طوطی وار است ، اکتسابیست واگویی دیگران است.حداکثر آن است که حافظه تورا انباشته میکند اما درون تو همچنان خالی میماند

بنابراین دنیای ما پراز آدمهای غافل دانشمند است و عکس آن نیز مصداق دارد :آدمهایی که بصیرت دارند امادانشمند نیستند پس ما نوعی جهل باسواد هم داریم و نیز نوعی بصیرت بی سواد

بصیرت چون از درون میجوشد میتواند دگرگونت کند چون از آن توست پس کسی نمیتواند آنرا ازتو بگیرد حتی مرگ از گرفتن آن عاجز است

مسیحا برزگر/پرنده میمیرد، پرواز میماند

/ 0 نظر / 5 بازدید