چندکوتاه نوشت 96


دستم را بگیر
نبض برودت فاصله ها
شاهرگ تنهایی ست..

:::

در ایجاز ِرسیدن
همین بس
تمام راه
ابر سپید
متراکم ازبرف و باران بودم ...

:::

‎شاهرگ یک حادثه
‎در گیسوی تو ست
‎این خراب آباد دلش
‎خوش خبری میخواهد...

:::

وقتش که برسد
فقط یک صدا
به گوش می رسد ....
پر زدن..

:::

نعش های مومیایی شده
ما عشق را آنور مرز زیستگاه آدمی
لبخند میزنیم ...


نیلوفرثانی
تابستان 96


/ 0 نظر / 33 بازدید