کودک تو

 

سالهاست کودک نشده ام

سالهاست کودکی ام ، بغارت رفته است

بس که خواسته ام نزد تو بزرگ باشم

سالهاست لذت خوابیدن بر زانوهایت را نچشیده ام

سالهاست نوازشم نکرده ای

بوی آغوشت در سرم نپیچیده است

سالهاست قربان صدقه ام نرفته ای

سالهاست حتی دعوایم نکرده ای

سالهاست بغضم به ملاطفت تو نشکسته است

و عقده هایم در دامنت باز نشده است

سالهاست که میخواهم بگویمت :

هرچه سال بگذرد و من شبیه به هیچ کودکی نباشم،

بازهم کودک توام نه بیشتر

 

شباهنگ

 

/ 0 نظر / 6 بازدید