نازنین یار سلام

بنام عشق

 

نازنین یار سلام

و سلامی دیگر

به نگاه نازت

و ترنمهای زیبات

و غروری که زچشمان همیشه نابت پیداست

به تو ای جرعه ای از مستی شبهای نیایش

و نیاز و خواهش

به تو چون خواب زده ،در شب رویا ها

به تو چون وامانده، در مسیر سخت فردا

به تو باز سلامی دیگر

به حضور سبزت

 به هوایی که تو چون باشی ،

چو بهار خوش عطر است.

به تو ای رمز خماری مستی

به تو ای جام شراب هستی

به تو ای راهبر دشت جنون

به تو ای آیینه صاف و زلال و پر نور 

نازنین یار سلام

و سلامی و کلامی دیگر

نرسد عمر از این دم به دمی دیگر

چو نیایی به سرا

بنشینم به عزا

تو نمیدانی که چقدر ،داغ هجرت سنگین است

و زهمین سنگینی

شوق دیدار توای یار چقدر شیرین است

تو نمیدانی دلم در هوایت بیتاب

و هنوز آن رسم ،رسم جدایی برپاست

وجگر سوخته ای بکشد هر شب آه

و طپش های ضرب پرآهنگ تنهایی

بازهم کر کند گوش فلک ،برسد تا ماه

تا  کجا باز روم؟ تا رسم باز بکویت چون اسیری نالان

و چو محتاجی به حضورت مشتاق

چه کنم؟ باز روم بهمان راه پر از وسوسه شبگردی

که دلش مستی مستان نیوشای دلت را میخواهد

و برای دیدار ،سر و پا نشناسد

و ندارد نفسی که بگیرد

و برآرد حیاتی ز نفسهای یار

تو بگو من چه کنم؟

خواب ،مرا در پس پرده چشمان غمزده ام

میبرد تا رویا

می دهد عرش که نشینم بر فرش

تا به اوج عزت همجواری تورا پیش نهد

و بگیرد دستم

که همیشه بدعا ،رو به آن قدرت بی همتا بالاست

دل من، شور تورا میخواهد

تو ،دلت پر غوغاست و مرا این جوشش

میرساند به شعف تا بنویسم زغم عشقت باز

نازنین یارا

و سلامی برتو تا سلامی دیگر

گربرسد عمر به آن لحظه ی آخر

در میان اشک و آه

باز تورا میجویم

دل من باز تورا میبوید

منتظر تا دم مرگ،

زندگی از یاد تو سرشار است

یاد تو یاد خداست

تو که باشی با من

یاد او هرجا با ماست

 

 

شباهنگ

۱۰/۹/۸۷

 

/ 0 نظر / 7 بازدید