سخاوت


سخاوتمند بودن یعنی آنکه خود را به هرطریق ممکن ، دم به دم از داشته هایت خالی کنی و داشته هایت را به دامان دنیا بریزی .یعنی رقص و نغمه و عشق و دوستی و مال و منال و خنده را با دیگران قشمت کنی.آدمهای حقیر و راکد وبویناک از قسمت کردن داشته های خود با دیگران عاجز و محرومند .اگر پولی دارند ؛انرا با موشهای پستو سهیم می شوند ،اگر مقامی دارند با چشمانی از حدقه بیرون زده و هراسان ، دو دستی به آن چنگ می زنند.خانه دلشان نیز که از نوای عشق  تهی است و چراغ خانه ی نگاهشان نیز فروزان و روشن نیست.

سهیم کردن دیگران در داشته های خود، چرخه ای به وجود می آورد: تو داشته ها را در هستی جاری می سازی و فراسو نیز نعمتها را به سوی تو روان می سازد.مانند رود که در کوه و دره ها جاری مشود و به دریا میزیزد.ابرها نیز بالا می ایند و بر کوهها میبارند .رود دوباره سراشار میشود و دوباره به سوی دریا روان میشود.این یک چرخه است.....

 

مسیحابرزگر/زندگی را به رقص درآور

 

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید