با تو

بنام او

  

حضور سبز تو همیشه جاریست

چون حس اساطیر زمین میمانی

و صدایی که مرا به نیایش،به دعا میخواند

با تو از دل چقدر باید گفت ،

تو خود روای دلهای عاشق هستی

میتوان از تو شرابی مست چشید

که نیوشای تبرک داری

میتوان با تو از پس پرده تاریکی گمراهی

تا فلکهای پر ازنور رسید

میتوان بردست پر از زخم سقوط جبر را

با لمس نگاهی عاشق

طرحی از رستن و پرواز کشید

با تو هوایم رنگ زایش عشق است

فصل پر رنگ و طنین افکن رویاییست

چشم من گرچه پراز تاریکیست

لیک با تو جهانم نورانیست

 

 

شباهنگ_21 آبان

 

/ 0 نظر / 6 بازدید