مرغ سحر

مرغ سحر ناله سرکن

داغ مرا تازه تر کن

زآه شرربار این قفس را

برشکن و زیرو زبر کن

بلبل پربسته زکنج قفس درآ

نغمه آزادی نوع بشر سرا

درقفسی عرصه این خاک توده را

پرشرر کن

ظلم ظالم ،جورصیاد

آشیانم داده برباد

ای خدا،ای فلک، ای طبیعت

شام تاریک ماراسحرکن

نوبهاراست ،گل به باراست،

ابرچشم ژاله بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن درقفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل مرا مچین

جانب عاشق نگه ای تازه گل ازاین

بیشتر کن ،بیشترکن

مرغ بیدل ،شب هجران،مختصر ،مختصرکن

 

محمت تقی بهار(ملک الشعراء)

 

/ 0 نظر / 4 بازدید