رابطه درسها و مسائل زندگی

بنام او

دوستی ازم خواست رابطه ای که بین درسهای دوران تحصیل و امور زندگی برام روشن شده رو بگم .....و منهم برام جالب بود که به این موضوع بیشتر  فکرکنم 

شاید هنوز خیلی عمیقانه به این موضوع فکرنکردم اما میخواستم تا همینجا اونچه رو که بنظرم رسیده  بنویسم

شاید بارها گفتیم اونهمه درس که نه در زندگی روزمره و نه در کار آینده مون بدرد میخورند چرا باید خونده بشوند ...شاید اما شاید خوندن همونها باعث شده در زندگی موفقیتهای بیشتری داشته باشیم و ضعف در اونها باعث شکستهایی که برامون پیش اومده

اگه الان در حل مسائل موفقیم و میتونیم منطقی فکرکنیم حتما در حساب و ریاضی هم موفق بودیم و میتونستیم مسائل هندسه و فیزیک رو براحتی حل کنیم  و اگر الان قدرت درک درست از مشکلات یا حداقل حل کردن اونهاور نداریم نیز چون به ریاضی اون اهمیتی رو که باید ندادیم سعی نکردیم از فرصتی که برای بهتر زندگی کردن  در اختیار داریم استفاده کنیم

خوبی مسائل ریاضی در این بود که میتونستیم راههای زیادی رو برای رسیدن به جواب استفاده کنیم میتونستیم از راههای خیلی طولانی تا راههای سریع و با چند معادله به جواب نهایی برسیم همون راههای تستی که بارها و بارها تمرین کردیم تا در کنکور کمترین وقت رو ازما بگیره امروز هم این راهها برای حل مسائل خیلی شبیه همون تمرینات هستند

خوبی دیگه اش این بود که برای حل ریاضی باورمون شده بود ممکنه مجبور باشیم دوباره و دوباره از صفر شروع کنیم زمان زیاد رو بذاریم اما به جواب نرسیم و لی دوباره شروع کنیم و نا امید نشیم با این هم، امروزه خیلی برخورد میکنیم

و بازهم کسانی که اهل ریاضی و مسلط به حل مسائل آن نبودند و بقول خودشون از ریاضی نفرت داشتند امروز با کوچکترین شکستی ، ناامید میشوندو قدرت ادامه رو از دست میدهند  البته این یک قانون دقیق و بی چون چرا نیست اما تقریبا در بسیاری از موارد صادقه .نمیدونم روانشناسی این تست رو انجام داده یا نه اما موضوع خوبیه و حتما نتایج جالبی رو نشون خواهد داد

ادامه دارد.........

 

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید